۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

خسته ایم، اما زنده باد امید! ( بابک داد)




عده ای می گویند: "چرا روز بیست و دو بهمن، آن اتفاق بزرگی كه همه منتظرش بودیم نیفتاد؟ همان اتفاقی كه بعضی ها وعده اش را داده بودند؟ یعنی سرنگونی حكومت!" بعضی از ما دچار خستگی و ناامیدی شده اند، و یا حتی ممكن است از ادامه مقاومت و مبارزه خسته شده باشند. اما عده ای هم هنوز امیدوارند ولی با این حال سئوالاتی دارند. سئوالها زیاد است: "چه كنیم؟ حالا باید چه كنیم؟"

"خستگی"، بخشی از "واقعیت تلاش" است. آدمی كه راهی نرفته و تلاشی نكرده، هرگز خسته هم نمی شود. حتی ناامیدی هم، بخشی از تلاش امیدوارانه است. گاهی حتی برای یك آدم امیدوار، لحظاتی پیش می آید كه دیگر امیدش را از دست می دهد. بعضی از بچه های تلاشگر هم ممكن است یكهو بپرسند: "ما برای چه داریم مبارزه می كنیم؟ چرا داریم خودمان را به كشتن می دهیم؟ می میریم تا زندگی بهتری بكنیم؟! این دیگر یعنی چه؟ خب بگذار اینها حكومتشان را بكنند! بگذار هر غلطی می خواهند بكنند! ما خسته شدیم!"

این اتفاق برای من و بچه هایم در طول چهارماه فرار و زندگی مخفی و پر اضطراب بارها روی می داد. بارها خستگی و كلافگی ما را از پای در می آورد اما امید باعث می شد یكبار بنشینیم و از بالا تا پایین به كاری كه می كنیم فكر كنیم. ما غالبا" از درون همین خستگی و بیم و امید، دوباره به یاد كسانی می افتادیم كه بیش از این هزینه داده و اكنون یا قربانی شده اند و یا در زندانها شكنجه می شوند و آزار می بینند. بعد انرژی ما بازسازی شده بود. راه می افتادیم.

وقتی مبارزه زمانبر است و حریف مان از هیچ وحشی گری و سركوبی رویگردان نیست، ممكن است گاهی چنین شویم؛ خسته، و حتی ناامید. بهتر است این وقتها بنشینیم و اول خستگی مان را از تن بیرون كنیم و بعد فكر كنیم. نباید بگذاریم خستگی را با یأس و ناامیدی اشتباه بگیریم. ما فقط خسته شده ایم و با كمی استراحت، دوباره همان مبارز قوی خواهیم بود. باید ببینیم چطور می شود بعد از این خستگی، دوباره نیرو و انرژی گرفت؟ با امید؟ با شعار؟ با تبلیغات؟ من می گویم با "آگاهی"! با آگاه شدن از آنچه واقعیت دارد می توان امیدوار شد و یا ناامید!

كافی است چند دیده بان صادق بر بلندایی بروند و از آن بالا برای ما كه این پایین نشسته ایم و خسته و احتمالا" ناامیدیم، شرح بدهند كه در صحنه واقعیت چه می بینند؟ برایمان بگویند بیرون از اینجا، واقعیت آرایش نیروهای ما و دشمن چطور است؟ و ما در صحنه واقعیت، در كجای میدان نبرد قرار داریم؟ همین. این كار كیست؟ چه كسانی می توانند دیده بانان خوب و مورد وثوقی باشند و راستش را برایمان شرح بدهند؟ شاید تحلیلگران. روزنامه نگاران. مفسران. و خود شما شهروندان آگاه.

دنیا تازه دارد تصاویر واقعی 22 بهمن را از فراز تبلیغات ساختگی حكومت می بیند. من در برنامه روز جمعه به بخشی از دیده هایم از این حركت مردمی اشاراتی كردم. حالا می خواهم آنها را فهرست وار بگویم. بگذارید به عنوان یك تحلیلگر از فراز یك بلندی كه می توانم تقریبا" تمام صحنه نبرد را ببینم، برایتان شرح بدهم ما در چه وضعی قرار داریم و حكومت در چه وضعی است؟ بعد كه دیدیم آرایش واقعی ما و آنها چگونه است، بنشینیم و ببینیم حالا چه باید بكنیم؟ موافقید؟

اول: روز 22 بهمن، كودتاچیان "تمام" نیروهای خود را برای تصرف میدان آزادی تهران آوردند. صف اتوبوسها و خاك سفری كه بر تن آن صدها هزار نفر نشسته است، گویای همین واقعیت بود. این جمعیت، "تمام دارائی حكومت" از مردم ایران بود. این همه همان میلیونها نفری است كه آقای خامنه ای می گوید از نظام او حمایت می كنند. آنها از تمام كشور توانستند همین مقدار را جمع آوری كنند تا میدان آزادی را تصرف نمایند و البته در شهرستانها هم تظاهرات سنتی كم شماری برگزار شد. كودتاچیان قبلا" شهرستانها را با سركوب و ارعاب و بازداشت نیروهای مؤثر، كنترل كرده بودند و حالا شهرستانها با جمعیتی خیلی به تظاهرات سنتی 22 بهمن مشغول بودند و نمایش ملت همیشه در صحنه در میدان آزادی تهران برپا شد. حالا اگر تمام این جمعیت را جمع بزنیم، آیا طرفداران حكومت اسلامی را می توان با واحد "میلیونها" شمارش كرد؟ پس آنها پرشمار نیستند و در اقلیت قرار دارند.

دوم: برای اولین بار بعد از سال 57، در راهپیمایی رسمی روز 22 بهمن، از ایران "دو صدا" بیرون آمد. یكی صدای رسمی حكومت بود كه باز برای جهان شاخ و شانه كشید و دومی كه بسیار مهم بود صدای اعتراض و مخالفت مردم به این حكومت بود. این كار بزرگ را شما كردید كه اكنون در رسانه های جهان از دو صدای ایرانیها سخن می گویند.

سوم: حكومت مجبور شد لحن خود را حقیقی كند. لحن حكومتی ترسیده و وحشتزده كه با مردم داخل با زبان "باتوم" سخن گفت و با دنیای خارج با زبان تهدید و بمب و اورانیوم 20 درصدی حرف زد. این لحن، لحن یك حكومت پیروز نیست.

چهارم: لحن پیام تشكر! خامنه ای از ملت همیشه در صحنه، سرشار بود از عصبیت و فحاشی با معترضان و تحقیر آنان. آیا این لحن یك رهبر پیروز است یا ادبیات یك رهبر زبون و شكست خورده و ترسیده؟ چه كسی آقای خامنه ای را به این حد از ترس و استیصال رسانده است؟ شما مردم. شما مردمی كه نباید فراموش كنید چقدر قدرت بالایی دارید.

پنجم: بعد از رد شدن وانت از روی مردم در عاشورا، تهدید معترضان به اینكه اگر 22 بهمن دستگیر شوید، تا 20 فروردین علی الحساب در زندان می مانید، بعد از كشتن خواهر زاده موسوی و ضرب و شتم كروبی و حمله به سخنرانی خاتمی در جماران، آنان و تمام معترضان بدون هراس به میدان آمدند. باز كتك خوردند ولی آمدند. آیا این نشانه شكست ماست؟

آیا همین چند نكته كوتاه، منشأ امید است یا ناامیدی؟ آیا داشتن چنین قدرتی در مردم، ما را امیدوارتر می كند یا ناامید؟ من می گویم تا چشمان فرزندان ما در زندانها به عمل و اقدام ماست، ما بهانه ای برای ناامیدی نداریم. تا به هدف نهایی نرسیم، حق نداریم ناامید باشیم. می توانیم خسته باشیم اما ناامید هرگز. یأس ما بهترین سلاح كودتاچیان است! پس اگرچه از نبرد با این اختاپوس گهگاه خسته می شویم، اما مبارزه را تا پیروزی ادامه می دهیم! تمام دست و پاهای این اختاپوس را یك به یك قطع می كنیم تا به رهایی برسیم و آزادی را در آغوش بگیریم. پس زنده باد امید!

۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

ضارب ” سعید حجاریان ” رئیس امور ایثارگران بسیج شد


سعید عسگر،ضارب "سعید حجاریان" (مشاور سید محمد خاتمی در دولت اصلاحات)، اخیرا رییس امور ایثارگران بسیج واقع در خیابان سمیه در مرکز تهران شده است.

یک منبع موثق در گفتگو با جرس با اعلام این خبر افزود: پدر سعید عسگر هم به تازگی به ریاست اداره آموزش و پرورش شهر ری رسیده است.

گفتنی است که سعید عسگر به عنوان ضارب « سعید حجاریان » در اسفند 1378دستگیر شد وی در زمان ترور بیست سال داشت و دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب بود. وی در دادگاهی که به این منظور برگزار شد به ۱۵ سال زندان محکوم شد،اما پس از مدت کوتاهی از زندان آزاد شد.

سعید عسگر خرداد ۱۳۸۲ رهبری ۲۵۰ نفر لباس شخصی را بر عهده داشت که به خوابگاه شهید همت (طرشت) دانشگاه علامه طباطبایی حمله ور شدند.


حمله موشکی ایران به اسرائیل از سایت موشکی مازندران + عکس


در این مسابقات كه 16 تیم از 8 شهرستان ( پسران و دختران ) شركت داشتند كه تعداد آنها حدودا 650 دانش آموز بود.

ما نیز در ابتدا و پس از خواندن تیتر شوكه شدیم اما بعدا متوجه شدیم كه این خبر واقعیت دارد . بله دانش آموزان مازندرانی در حركتی نمادین به سمت اسرائیل موشك های كاغذی پرتاب كردند.

به گزارش دریانیوز ، به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر، گروه طبرستانی پیشگامان مازندران مسابقات پرتاب موشك های كاغذی یادواره شهدای غزه را در مجتمع پردیس دانشگاه مازندران در بابلسر برگزار كرد


دکتر شکوری راد :آنچه در 22 بهمن برای جنبش سبز اتفاق افتاد شکست نبود، بلوغ بود


دکتر علی شکوری راد: ارزیابی آنچه در 22 بهمن گذشت

جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمائی 22بهمن موفق به غلبه نشد و سبزها که اعلام کرده بودند با نماد سبز در این راهپیمائی شرکت می کنند علی رغم حضور گسترده نتوانستند بطور عمومی از نماد سبز استفاده کنند و این مسأله موجب شد حامیان دولت جمعیت آنها را به نفع خود مصادره کنند و در تبلیغات رسمی آنها را موافق وضعیت موجود قلمداد کنند. این یک زورآزمائی در شرایط برابر نبود که نتیجۀ آن بتواند ارزیابی واقعیت جامعه را بدست بدهد و آنچه نصیب جناح حامی وضع موجود شده است صرفا یک برد تبلیغاتی است و نه از میدان بدر کردن جنبش سبز.


در حالی که آنها از ابزار و امکانات و امنیت بسیار زیاد برای برنامه ریزی و سازماندهی برخوردار هستند معترضین از هرگونه امکانی محروم شده اند و از هیچ امنیتی حتی برای یک تلفن زدن برخوردار نیستند. با این حال هشت ماه است که جنبش اعتراضی مردم زنده است و علی رغم همۀ فشارها بالیده است و این خود پیروزی کمی نیست.

پیروزی واقعی برای آنها خاموش کردن اعتراضات مردمی است و برای جنبش اعتراضی بقا و بالندگی. آنها پیروز نیستند چرا که نتوانسته اند جنبش سبز را خاموش کنند و برای جلوگیری از بالندگی آن در 22 بهمن ناگزیر شده اند همۀ ظرفیت خود را بکار بگیرند و با این حال همچون تلاش ناکامشان برای مصادرۀ 40 میلیون شرکت کنندۀ ادعایی در انتخابات گذشته نمی توانند انبوه شرکت کنندگان در راهپیمائی 22 بهمن را به نام خود ثبت کنند. حضور اعضاء جنبش سبز در راهپیمائی 22بهمن همانند شرکتشان در انتخابات گذشته اشتباه نبوده است و اگر کسانی در این راهپیمائی شرکت نکرده باشند اشتباه کسانی را مرتکب شده اند که در انتخابات گذشته شرکت نکردند ولی پس از آن خود را جزء جنبش سبز نامیدند. همانها که اکنون بیشترین سرخوردگی ها را فریاد می کنند و خواسته یا نا خواسته در جهت تبلیغات رسمی دولت حرکت می کنند.


موسوی هرگز بیانیه نداد و سازماندهی نکرد که مردم با نماد سبز و یا شعارهای متمایز در راهپیمائی شرکت کنند. دعوت او به حفظ هویت، مسالمت و پرهیز از شعارهای ساختار شکنانه بود. سایر رهبران و احزاب حامی جنبش سبز نیز همین ها را خواستند و اعلام کردند. هیچ کس پوستری چاپ یا توزیع نکرد که بر روی آنها شعارها و یا عکس رهبران جنبش سبز نقش بسته باشد. هیچ کس پارچۀ سبز بین مردم پخش نکرد. هیچ بلندگویی در اختیاراعضاء جنبش سبز نبود. هیچ تشکیلاتی هیچ سازماندهی ای برای چگونگی حضور سبزها نکرد و وسیلۀ نقلیه برایشان مهیا نکرد. ولی تا دلتان بخواهد آنها ترسانده شدند. بازداشت های شبانه تا شب آخر ادامه داشت. سایت ها فیلتر و مجاری اطلاع رسانی مسدود بود. بسیاری از افراد موثر در بازداشت بودند و تمام ارتباط گیری ها تحت کنترل بود. احزاب و تشکلها فقط بخاطر صدور بیانیه هایی که فقط در سایت های فیلتر شده منتشر شده بودند، تهدید و اعضاء آنها احضار شدند. اما باز ترس و واهمه از حضور سبزها غوغا می کرد. تهران هرگز این تعداد نیروی امنیتی و انتظامی بخود ندیده بود.

آنها هر چه در توان داشتند بکار گرفتند تا صدایی از کسی برنیاید. هر پنجاه قدم یک بلندگو گذاشتند که پیوسته صدا و سرود از آن پخش می شد تا مبادا صدای دیگری بگوش برسد و قدم به قدم در حاشیه راهپیمائی نیروهای لباس شخصی بیسیم بدست ایستاده بودند. پلاکارد، پوستر و پرچم آنقدر بود که اگر کسی نماد سبزی هم استفاده می کرد به چشم نمی آمد. سرانۀ اقلام تبلیغاتی برای هر یک از حامیان دولت و وضع موجود به مراتب بیش از یک بود و اگر کسی ادعا بکند کسی از آن سو نبود که یکی از اقلام رسمی تبلیغاتی راهپیمائی را دست نگرفته باشد، گزاف نگفته است و اگر هم کسی ادعا کند که هر کس نمادی بدست نداشت لاجرم سبز بوده است ، گزاف نگفته است.


سبز ها آمدند اما هویت خود را آشکار نکردند. برخی بخاطر آنکه 22 بهمن را روز وحدت می دانستند و نه ابراز اختلاف، برخی برای پرهیز از بروز خشونت توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و آسیب دیدن خانواده ها و برخی نیز از سر ترس و بیم برخورد وبازداشت. هیچ یک از اینها شایستۀ نکوهش نیست. همه باید تلاش کنند هزینه اعتراض و مبارزه برای استیفیای حق به حداقل برسد. وقتی هزینه بالا برود عده ای به حاشیه می روند و این خواست طرف مقابل است. بر خلاف بی صبری ها، بی حوصلگی ها، وبعضاً نق و نوق های روشنفکر مآبانه که در برخی مطالب سایت ها دیده می شود، آنچه در 22 بهمن اتفاق افتاد اگرچه برای طرف مقابل برد محسوب شده است اما برای جنبش سبز شکست نبود، بلوغ بود. آنها آماده شده بودند برای درگیری و سرکوب و ما درست تشخیص دادیم و درگیر نشدیم.

نان در گیری را نه جنبش سبز می خورد و نه نیروهای دلسوز طرف مقابل. نان درگیری را آنهایی می خورند که با چاپ هفته نامه هایی بنام "همت" نشان دادند که جز به متلاشی کردن کشور نمی اندیشند.


وقتی از رهپیمائی به خانه برمی گشتم از مقابل صف نیروهای ضد شورش که باطوم در دست داشتند و ساعتها سر پا ایستاده بودند رد شدم. یک نفر که بنظر می رسید سبز باشد از یکی از آنها پرسید آیا شما مردم را می زنید؟ او با حزن پاسخ داد بخدا قسم نمی خواهیم. سپس توجه کردم! هوا صاف و تمیز بود اما تعدادی از ماموران ماسک سفید زده بودند. ترس بود یا شرم، نفهمیدم.

نامه تکاندهنده همسر کروبی: فرزندم را تهدید به تجاوز کردند+ عکس بدن مجروح علی کروبی





همسر مهدی کروبی در نامه ای به خ.ر. آنچه توسط نیروهای سپاه و پلیس در طول 24 ساعت بازداشت بر فرزندش رفته است را شرح داده است و پیرامون آنچه بر سر مردم عادی می رود ابراز نگرانی کرده. در بخشی از این نامه تاسف آور آمده است که :"علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید. هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند. .....در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم." مسئله تجاوز به زندانیان که پیش از این هم در تاریخ جمهوری اسلامی مطرح بود پس از اعتراضات مردمی خرداد ماه توسط کروبی با ارائه مستنداتی مطرح گردید. گرچه هیچگاه دستگاه قضایی ایران به این موضوع رسیدگی نکرد ، اما رسانه های سبز خبر از گزارشی دادند که توسط محسنی اژه ای دادستان کل کشور به مجلس ارائه شده و در آن مسئله تجاوز در کهریزک مورد تایید قرار گرفته است.

۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

تصاویر اتوبوس های حامل ساندیس وساندیس خوران 22 بهمن







اگه گفتین این قطارهای سفید و قرمز دو طرف خیابون چی هستند که گوگل زحمت ثبتشون رو برای شما کشیده؟













۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه

عکس های بی نظیر ماهواره گوگل از مراسم 22 بهمن در میدان آزادی





جمعیت تظاهرکنندگان در خیابانهای اطراف میدان آزادی گیر کرده اند و وسط میدان -که حصارکشی شده تا کسی جز مزدوران دولت کودتا به داخل آن پا نگذارند- خالی مانده است.



۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

درخواست حزب اعتماد ملی برای برگزاری همه پرسی




حزب اعتماد ملی با صدور بیانیه ای ضمن بر شمردن علل نابسامانی های کشور، پیشنهاداتی را برای برون رفت از بحران حاکم ارائه داده و از حاکمیت خواسته است تا با برگزاری همه پرسی نظر ملت را در باره اساسی ترین مسائل ملت کشف کند. حزب اعتماد ملی که دبیرکلی آن را مهدی کروبی بر عهده دارد در جریان حوادث بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری با محدودیت های شدیدی رو به رو شد. دفتر این حزب اواخر تابستان گذشته و پس از توقیف روزنامه "اعتماد ملی" بسته شد. به علاوه شماری از اعضای ارشد حزب در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده اند و "سحام نیوز"، پایگاه خبری این حزب نیز، مکررا مجبور به تغییر آدرس شده است. مهدی کروبی دبیر کل اعتماد ملی در ماههای بعد از انتخابات، جایگاه خود را به عنوان یکی از رهبران حرکت اعتراضی مخالفان موسوم به "جنبش سبز" تثبیت کرده است. آقای کروبی نیز همچون میرحسین موسوی دیگر نامزد اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه، پیروزی محمود احمدی نژاد را ناشی از تقلب می داند؛ اتهامی که دولت رد کرده است

تسهیلات بانکی بدون بهره جهت باز سازی عتبات

ستاد بازسازي عتبات عاليات كشور در چارچوب اهداف خود، فعاليت‌ها و طرح‌هايي را در شهرهاي مقدس نجف اشرف، كربلاي معلي، كاظمين، كوفه و سامرا انجام داده است و در دست اجرا دارد.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين ستاد طرح هم‌ياري عاشقانه در مكتب عشق اهل بيت عليهم‌السلام را با همكاري بانك صادرات براي ايجاد بستري مناسب به‌منظور گرفتن وجوه از عموم مسلمانان جهان در مشاركت و تأمين هزينه‌هاي لازم در طراحي و ساخت پروژه‌هاي مرمت، بازسازي و توسعه‌ي عتبات عاليات اجرا مي‌كند.

علاقه‌مندان و شيفتگان مكتب اهل بيت (ع) مي‌توانند با مراجعه به بانك‌ها و واريز كمك‌هاي خود به شماره حساب ‌١١٠ بانك صادرات در سراسر كشور و خارج از كشور، در اين امر خير سهيم باشند.

بانك صادرات در اين‌باره تسهيلاتي را براي مردم در راستاي اعطاي وام ‌٣٦ اقساطي به تمام افراد مراجعه‌كننده به هر مقداري كه قصد كمك داشته باشند، ماهانه به‌صورت اقساط دريافت مي‌كند و در اين‌باره هيچ ضمانت و سودي از افراد گرفته نمي‌شوند. هم‌چنين همه‌ي شعب بانك در روز راهپيمايي ‌٢٢ بهمن‌ در طول مسير آماده‌ي ثبت نام و دريافت كمك‌هاي مردم‌اند.

تا كنون ‌٥٩ پروژه در شهر نجف اشرف كه از آن جمله به طلا‌كاري طوق داخل كتيبه‌ي گنبد، راه‌اندازي شبكه‌ي ماهواره‌ي حرم و دوربين‌هاي مداربسته، سيستم‌هاي سرمايشي و گرمايشي و انتقال آب از كوفه به حرم به طول ‌٥/٦ كيلومتر، سنگ‌كاري و كاشي‌كاري حرم و اجراي ‌٥٧ پروژه در كربلاي معلي و ‌٢٥ پروژه در سامرا، كوفه و مسيب و ‌٢٠ پروژه در كاظمين مي‌توان اشاره كرد.

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حج و زيارت

سرويس: حج و زيارت
1388/11/19
02-08-2010

--------------------------------------

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

ایت اله زنجانی: محارب کسی است که به روی مردم آتش میگشاید



اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، ضمن حضور در دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله العالی) با ایشان دیدار و گفتگو کردند. در ابتدای این دیدار که صبح روز شنبه دهم بهمن ماه و در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی انجام شد، تعدادی از دانشجویان ضمن سخنانی به بیان دغدغه ها و نظرات خود پرداختند. مرجع عالیقدر پس از شنیدن سخنان حضار، ضمن تشکر از حضور آنان، سخنان خود را با بیان اینکه امام علی(ع) دو شاخص را برای حکومت دینی معرفی می کنند آغاز نموده و فرمودند: امام(ع) به عنوان امیر المؤمنین در جامعۀ اسلامی، اولین شاخص در حکومت را این موضوع می‌داند که مردم بتوانند بدون دغدغه از حکومت سئوال کنند. مطلبی که امام(ع) آن را شاخص می داند، همان نهی از منکر حاکمان است که در ادبیات دینی ما بر آن بسیار تأکید شده است و عدم رعایت این خصوصیت در جامعه بدین معنا که پرسش مردم از حکومت از بین برود، نتیجه ای به جز یک جامعه مرده نخواهد داشت. باید توجه داشت که این فرمایش کسی است که طبق اعتقادات ما معصوم و عاری از گناه است و با وجود این، آن حضرت دنبال نهادینه کردن پرسش از حاکمان و استقرار این نگاه در جامعه است که حاکمان بشرند و بشر همیشه در معرض خطاست. ایشان ضمن برشمردن دومین ویژگی حکومت دینی در نگاه امام علی(ع) فرمودند: آن حضرت در فرمایشی به مالک می‌فرمایند "الناس صنفان، امّا اخٌ لک فی الدین او نظیرٌ لک فی الخلق". به این معنا که مردم دو دسته‌اند. یا در دینشان با تو مشترک هستند، یا اینکه مثل تو انسان‌اند که در هر دو حالت محترم و مکرّم‌اند. حال سئوال اینجاست که اگر در حکومت اسلامی با این دو شاخص به انسانها نگریسته شود، آیا بین حاکمان و مردم مشکلی پیش می‌آید؟ مرجع عالیقدر افزودند: امام خمینی(ره) دنبال تشکیل حکومتی بودند که بتواند در عصر غیبت، خودش را مشابه حکومت علوی عرضه کند. ما هم اصرارمان همین است و زمانیکه می گوئیم جمهوری اسلامی با قرائت امام خمینی(ره) را می‌خواهیم، منظورمان این است که در جمهوری اسلامی با قرائت امام، مجلس در رأس امور است. در آن قرائت، میزان رأی ملت است. در آن قرائت نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی را ندارند. در آن نگاه نمایندگان مردم حق تحقیق و تفحص در همۀ مسائل کشور را دارند. در آن قرائت، سئوال و حتی شکایت از امام هم جرم نیست، کما اینکه چنین هم شد. در جمهوری اسلامی که ما می گوئیم، فرد پرسش کننده آزاد است که پرسش خود را طرح کند و به واسطه یک سئوال و یا یک نقد و یا حتی اعتراض، لقب محارب به او داده نمی‌شود. ایشان در پاسخ به سئوال یکی از حضار پیرامون تعریف فقهی و صحیح محارب و محاربه چنین افزودند: محارب و محاربه در فقه شیعی تعریف دارد و تعریفش همانی است که مرحوم صاحب جواهر و دیگر فقهای بزرگ فرموده‌اند. محاربه از باب مفاعله و از ماده حرب است و کسی را در فقه محارب می نامند که با دست بردن به اسلحه، برای ارعاب مردم اقدام کند. این نمی‌شود که من عندی و از جانب خود بیائیم و یک تعریف جدید برای محارب بگذاریم و هر کسی که ما را مورد نقد و اعتراض قرار داد، او را با این عنوان خطاب کنیم. با این تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد. ایشان با ذکر خاطره‌ای از دوران نمایندگی مجلس افزودند: زمانی که ریاست کمیسیون قضائی مجلس را عهده‌دار بودم، بحثی مطرح بود که آیا مفسدان اقتصادی، محتکران و افرادی که با انحصارهای خود سیستم اقتصادی مملکت را دچار اختلال می‌کنند، مصداق محارب هستند یا خیر و اتفاقاً برخی بر این قضیه معتقد بودند، که حضرت امام با نظر فقهی خود پیرامون اینکه این افراد را محارب نمی‌دانم، قضیه را فیصله دادند و البته این امر به معنای منع تعقیب یا محاکمۀ قانونی آنها نبود، اما بحث بر سر این است که محارب، تعریف دارد و نمی‌توان هر کسی را محارب و هر عملی را محاربه خواند. ایشان تأکید کردند: خونی که به ناحق ریخته شود، عرش خداوند را به لرزه در آورده و زجّه و نالۀ ملائکة الله را موجب می‌شود. مرجع عالیقدر در فراز دیگری از سخنان خود، آزادی را مقوله‌ای دانستند که همیشه به دست آوردن آن، در بردارنده زحمات فراوانی است و فرمودند: آزادی امر گران‌بهائی است و به سادگی به دست نمی‌آید و برای به دست آوردنش در طول تاریخ، خونهای ارزشمندی به زمین ریخته شده است. ایشان در بخش پایانی فرمایشات خود در پاسخ به سئوالی پیرامون برخی اظهار نظرها در بعضی تریبون‌های رسمی کشور و با اشاره به داستانی تاریخی از دوران شهادت امام علی(ع) فرمودند: بارها تأکید کرده‌ایم و می‌گوییم که تعریف صحیح دین و مفاهیم دینی به خصوص در زمینۀ امور اجتماعی و سیاسی، فقط از حوزه‌های مستقل علمیه بر می‌آید و آنهائی که تریبون‌های رسمی را محلی برای ارعاب و تهدید و با کمال تأسف محلی برای ارائۀ تعریف‌های ناصحیح و من‌عندی از فقه شیعه قرار داده‌اند، با دین علوی و محمّدی فاصله دارند و بیشتر برداشت‌های غلط خود از این مفاهیم را به خورد جامعه می‌دهند. در مورد همین بحث محاربه، اگر کمی دقّت شود، گویندگانی که این و آن را به این عناوین متهم می‌کنند قطعاً از دو حال خارج نیستند. یا به مبانی دسترسی ندارند و یا در صورت دسترسی، برداشت درستی از آن نداشته‌اند و برداشت غلط خود را با پیگیری هدف خاصی، به عنوان دین معرفی می‌کنند در حالی که دین و مفاهیم آن، با برخی تعاریف اینها هزاران فرسنگ فاصله دارد. مرجع عالیقدر سخنان خود را با این جمله به پایان رساندند که: همه در برابر پروردگار مسؤولیم و اگر سخنی و یا عملی از ما سر بزند که با تعریف صحیح دین و مبانی مکتب شیعی فاصله داشته باشد، فردا در برابر خداوند عالم پاسخگو خواهیم بود و آن روز دیگر برای توبه و پشیمانی دیر است و بازگشتی در کار نیست.