۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

گزارش راهپیمایی مینممی 88/10/09 تهران




حضور گسترده مردم تهران در راهپیمایی امروز چشم گیر بود

طی گزارشات سیل خروشان مردم که از ساعتها قبل در ادارات به زور ارعاب و تشویق خواهان حضور موثر در نمایش امروز بودند حد فاصل خیابان های فلسطین چهاراه ولیعصرخیابان بزرگمهررا مشغول کرده بودند انچه بیشتر به چشم میخورد حضور مستمر اتوبوس های شرکت واحد ورانندگان زحمتکش شرکت واحد بود که تعدادشان بیشتر از شرکت کنندگان بود
برگزار کنندگان این حضور پر شور برای انکه بذل و بخشش خود را به رخ جناح مقابل بکشند اقدام به پذیرایی از حضار بوسیله انواع ساندیس کیک و نوشابه نمود که ایستگاههای پذیرایی به وفور در صحنه مشهود بود هر جا جمعیتی دیده میشد که از سرو کله هم بالا میرفتند تا از خیل مفت خورهای دیگر عقب نمانند میتوان حدس زد که سازمان ارشاد اسلامی در حال توزیع کیک- نوشابه- کارت اینترنت- و یا سی دی خام ( لوح فشرده) میباشد که متاسفانه دراین ازدحام تعداد زیادی دچارجراحات شدند
انچه که بیش از صدای گوش خراش و متعدد بلندگوها به گوش میرسید شعار های دندان شکن مردم با لهجه و گویش های متعدد محلی از قبیل قمی- ورامینی- اسلامشهری - رودهنی بود شعار هایی از این قبل
ما اهل کوفه نیستیم - ساندیس بخوریم بایستیم
جانم فدای رهبر- بامحصولات پم پم
اين همه لشگر امده - به عشق کيت کت امده
با سهام عدالت حمایت حمایت همه این شور و اشتیاق نشان از حضور آگاهانه و مستمر و خود جوش مردمی بود که از هرچیز خود میگذرند ولی از ارمان های خود که همان شعار های دیکته شده از سوی صدا و سیمای ضرغامی است نخواهند شد
اینان ثابت کردند ارامان ها و عقاید شان همان چیزی است که به ایشان دیکته میشود اگر تصویر امام به هر نحو مشکوکی پاره میشود اهانت محسوب میشود ولی اگر شیشه های حسینیه جماران شکسته میشود و در صحن حسینه اربده کشی میشود ایرادی ندارد
اگر روز عاشورا مردم بی پناه به جرم ابراز عقیده کتک میخورند به عاشورا بی حرمتی شده ولی اگر از خون امام حسین استفاده ابزاری بشه ایرادی ندارد هر کسی میتواند بههر عنوانی نایب بر حق امام زمان شود هر کسی میتواند مانند پیامبر کوثر شود هر کسی میتواند مانند خدا حکم صادر کند


۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

مصاحبه سردار رادن در خصوص وقایع اخیر تهران




سردار سرلشگر رادان کلانتر بزرگ نیروی انتظامی با حضور در صدا و سیمای ضرغامی از وقایع عاشورا گفت
این سردار فاتح بعد از فتح و فتوح خیابان های تهران با چهره ای که نشان از وقارو متانت میداد این چنین گفت: ما از صبح روز عاشورا در خیابان های اصلی شهر جلوی هر گونه رخنه دشمنان رو گرفتیم نیروهای غیور پلیس + لباس شخصی ها + و پلیس ضد شورش با هر گونه تردد و اشوب برخورد کرد ابتدا با حرف های رکیک سعی در نصیحت این آشوب گران رو داشتیم ولی چون گوش شنوایی به نصایح ما نبود ما مجبور شدیم با شلنگ و زنجیر و چماق این عزیزان را به راه راست هدایت کنیم که متاسفانه این عزیزان خود در راه راست طی مسیر میکردند و مدام بین حدفاصل میدان امام حسین و میدان آزادی در حرکت بودند بعد ما خواستیم این عزیزان در عزاداری شرکت کنند برای همین منظور اقدام به شلیک مستقیم گاز های اشک اور و گاز فلفل نمودیم که این اقدام ما در راستای همان اهداف راستینی است که ولی امر مان بر ما تکلیف نموده متاسفانه این عزیزان قدر ناشناسی کردند و صورت خود را در مقابل چماق ما قرار دادند ایشان در مظلومیت نیروی پلیس اذعان داشتند که تعداد زیادی از نیروی های چماق به کف نیروی انتظامی دچار شکستگی مچ دست شدند و عاجزانه از مردم خواست که دیگر در مقابل مشت پلیس جا خالی ندهند و با این عزیزان کمال همکاری رو انجام بدهند پاسخ این سردار فاتح به سوال خبرنگار بیست و سه دقیقه هجو گویی صدا وسیما از تعداد کشته شدگان احتمالی این عملیات پیروز مندانه چنین فرمودند متاسفانه تعداد کشته شدان بیشتر از هشت نفر نبوده که طی تحقیقات بعمل امده این کشته شدگان هیچ ربطی به برخورد نیروی انتظامی نبوده دو نفر از کشته شدگان به علت شنا در مناطق ممنوع دچار خفگی شدند سه نفر هم به علت سقوط کایت کشته شدند یک نفر هم به علت قطع شدن خطوط تلفنی ایرانسل و شش نفر دیگر هم به علت باخت تیم ملی فوتبال دچار سکته قلبی شدند در خاتمه این سردار قول شرف دادند که با عاملان بمب گذاری 10 دیماه که باعث شهادت تعداد کثیری از کسبه بازار شده شدیدا برخورد و متخلفان رو به دستگاه غذایی بازداشتگاه کهریزک تحویل دهند

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

درتاسوعای حسینی با مردم چگونه برخورد کردند




تاسوعای حسنی
قرار بود مردم در ساعت 10 از میدان امام حسین به طرف آزادی راهپیمایی کنند در ساعت 10/5 خبری از مردم نبود تا میدان فردوسی رو رفتم و برگشتم بار دوم که به میدان امام حسین برگشتم دیدم که مردم در پیاده رو به صورت پراکنده در حال حرکتند تردد موتور سوران نیروی انتظامی در طول مسیر ویژه شرکت واحد نشون میداد که د رمیدان امام حسین اتفاقاتی رخ داده دوباره به طرف میدان انقلاب حرکت کردیم جمعیت دقیقه به دقیقه بیشتر میشد ولی به صورت پراکنده گه گاه صدای یا حسین مردم بلند میشد که بالافاصله از طرف نیروی انتظامی برخورد میشد تا میدان فردوسی در میان فردوسی ضلع جنوی نیروی انتظامی یکباره به طرف جمعیت حمله ور شد و به صورت کور مردم رو مورد ضرب و شتم قرار داد جمعیت کمی متفرق شد ولی دوباره به راه خودش ادامه داد تا چهاراره کالج در اونجا بود که دیدم نیروی انتظامی به بهانه های خیلی ساده افراد رو گلچین میکرد و به طرف خودرو ها ی استیشن و یا ون میبرد جالب اینجا بود که د رداخل این خودرو ها بسیجی های لباس شخصی پنهان شده بودند و زنان و مردان باز داشت شد ه رو در داخل استیشن ها مورد ضرب و شتم قرار میدادندبه دور از چشم دوربین های عکاسی و نگاه مردم ادامه مسیر بود تا نزدیکی های میدان انقلاب اونجا بود که نیروی انتظامی فقط و فقط میزدهر کسی که دم دستش میرسد میزد و به طبع واکنش و صدا ی اعتراض های مردم که درپی داشت خیابانوهای اطراف هم از این اتفاق در امان نبودند کتک خوردن مردم برا ی هر دو طرف عادی و طبیعی شده بود اگر این اتفاقات رو یک شخص تازه وارد میدید حتما بر این باور بود که تهران توسط یک ارتش خارجی اشغال شده و یک جنگ خیابانی نابرابر در تهران رخ داده نوع برخورد و ضرب و شتم دختران رو با هیچ منطقی نمیشه توجیه کرد باقی مردم کجا هستند حق طلبی امام حسین رو از تکایا و دستجات سینه زنی طلب نکنند دیگر زمان پوسته پرستی گذشته حق را در خیابان های تهران تازیانه میزنند
فردا چه اتفاقی رخ خواهد داد؟؟؟؟؟؟؟؟


مقاله خواندنی دکتر محسن کدیور / ولایت بر قبور و ادب تسلیت




1- از ولایت بر قبور تا ولایت بر قلوب

محل دفن مرحوم آیت الله العظمی منتظری در جنب مقبره فرزند شهیدش در حرم حضرت معصومه در قم به توصیه رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت. (تابناک، 1 دی 1388) این توصیه و پیام تسلیت وی از سوی منصوبین رهبری به عنوان برخورد بزرگوارانه و کریمانه ولایت مطلقه فقیه با مخالفان خود دانسته شده است (موحدی کرمانی، نماینده سابق ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کیهان، 1 دی 1388). چند سال قبل نیز اعلام شد که پیکر مرحوم دکتر یدالله سحابی علیرغم وصیت آن مرحوم تنها بعد از اجازه مخصوص مقام رهبری در صحن امامزاده عبدالله شهرری دفن شد.

بیشک بر مسئله اختیارات رهبری در آرامگاه شواهد دیگری نیز میتوان یافت. با اینکه سالها درباره ابعاد مختلف قلمرو ولایت مطلقه فقیه مطالعه کرده ام، اما اقرار می کنم به این حوزه از قلمرو ولایت مطلقه توجه نکرده بودم: "ولایت بر قبور". بر اساس نظریه ولایت انتصابی مطلقه فقیه، رهبر نه تنها بر حیات که بر ممات، نه تنها بر خانه دنیوی که بر آرامگاه اخروی، نه تنها بر منزل زندگان که بر قبر درگذشتگان نیز ولایت دارد. اینکه چه کسی کجا خاک شود، و کدام قبر به کدام میت می رسد، همانند هرآنچه به دنیا و آخرت مردم بستگی دارد، از اختیارات ولی فقیه است بالاتر از اینها هم مسائلی است که مزاحمت نمی کنم.(کذا قیل)

آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) به لطف خداوند به میزانی از محبوبیت دست یافته بود که هرکجا دفن می شد، مزارش میعادگاه مومنان عاشق و منتقدان استبداد دینی می گشت. حرم امامزاه ها که زیر نظر نمایندگان ولی فقیه اداره می شود، زائران اهل قبور را نیز کنترل خواهد کرد و اجازه نخواهد داد مخالفی دست از پا خطا کند. و اتفاقا اصل مسئله همین بوده است. آن گاه که زنده بود بهره اش از رهبری آیت الله خامنه ای حصر خانگی و توهین و ناسزا و غصب حسینه و دفاتر و دستگیری فرزندان و نوادگان و شاگردان بود، و اکنون که دستش از دنیا کوتاه شده است، مشمول کرامت ملوکانه قرار می گیرد. ای کاش ارباب قدرت در زمان حیات مخالفانشان یادی از کرامت می کردند. کرامت بر جنازه مخالف آن هم از ترس تاریخ و افکار عمومی اگر معنای دیگری ندهد، دلیل مروت و جوانمردی نیست. اگر جناب آقای خامنه ای به یمن دولت زور ولایت بر قبور هم در تیول ولایت مطلقه اش دارد، آیت الله العظمی منتظری بر حوزه ای ولایت داشت که از قلمرو مزدبگیران بسیج و پاسداران استبداد دینی بدور است و آن قلوب ملت ایران بود. از ولایت بر قبور تا ولایت بر قلوب فاصله روش خامنه ای تا روش منتظری است.

2- ادب رهبری از خطابه 1376 تا تسلیت 1388

آنگاه که تشییع کنندگاه مرجع رشید پیام تسلیت آیت الله خامنه ای را از بلندگوهای رسمی حرم حضرت معصومه شنیدند، یکصدا فریاد زدند "تسلیت کینه ای / عقده ای نمی خواهیم، نمی خواهیم". وی در پیام تسلیت خود که منصوبینش آنرا نشانه کرامت حضرت ایشان با مخالفان نظام دانسته اند همانند شاهان از خود با ضمیر جمع یاد کرده است: "اطلاع یافتیم که فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمۀ الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته اند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی های زیادی در این راه تحمل کردند". این فقیه اگر بزرگوار بود چرا بیست سال از شما دشنام و ناسزا شنید؟ از روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده وقیح شما اداره می شود نمی گویم، فقط یک نمونه ازسخن خودتان را بیادتان می آورم خطاب به نیروی مقاومت بسیج در تاریخ 5 آذر 1376 دقیقا 12 سال قبل (به نقل از سایت رسمی خودتان).

شما این فقیه بزرگوار را اینگونه توصیف فرمودید: "دشمن گاهى با ده واسطه یك فرد ساده لوح و بیچاره‏اى را تحریك مى‏كند كه حرفى را بزند و یا موضعگیرى غلط و ناشیانه‏اى را انجام دهد؛ و ممكن است چنین فردى، حتى خودش هم نداند كه عامل دشمن است." شما این فقیه متبحر را متهم کردید که "به راحتى بتوانند ذهن او را عوض كنند و او را به اشتباه بیندازند". شما مدعی شدید که "كسانى كه امروز این گونه به زبان خشن حرف مى‏زنند و ناجوانمردانه سیل تهمت و افترا را روانه مى‏كنند، در حیات حضرت امام (رض) نیز دل ایشان را از خون پر كردند." آنگاه در تعریض به همین استاد برجسته گفتید " مرجعى كه فریب نمى‏خورد و تبلیغات دشمن، ذهن او را نمى‏سازد و مرجعى كه تحلیل سیاسى خود را از رادیو اسرائیل نمى‏گیرد، خیلى ارزش دارد."

آنگاه شما از تخریب بیت و حمله مأموران بسیج و سپاه به دفتر این فقیه بزرگوار که با دستور مستقیم خودتان به عنوان فرمانده کل قوا صورت گرفته بود این گونه یاد کردید " اینجانب در مقام عمل به تكلیف شرعى خود یعنى دفاع از نظام و رهبرى و نیز ولایت فقیه كه ستون فقرات نظام است، از همه كسانى كه در این برهه قدم در میدان گذاشتند تا حرف دشمن را در گلوى او خفه كنند و مشت به دهان او بكوبند، صمیمانه تشكر مى‏كنم." شما یک طرفه به قاضی رفتید و همانجا فرمان حصر اعلم فقیهان قم را صادر کردید و همانند همه مستبدان تاریخ در دفاع از تاج و تختتان پشت نام مردم خود را پنهان کردید: "مطلقا از حق مردم اغماض نخواهم كرد و كسانى كه مردم را هدف گرفتند و خواستند ذهن مردم را مغشوش كنند، امنیت مردم را برهم بزنند و مردم را در مقابل یكدیگر قرار بدهند، در حق مردم، انقلاب و كشور خیانت كرده‏اند و باید طبق قانون و در چارچوب قانون با آنها رفتار شود".

شما بر خلاف قانون بدون اینکه دادگاهی تشکیل شده باشد فرمان شداد و غلاظ صادر کردید: "این كارها غیر قانونى و خیانت به مردم است و مسؤولان اجرایى و قضایى باید وظایف خود را درباره آنها انجام دهند و هیچگونه سستى در این زمینه وجود نخواهد داشت". آن فقیه بزرگوار، آن استاد برجسته و آن فقیه متبحر را بواسطه انتقادی که از شما و شیوه مدیریتان کرد بدون تشکیل دادگاه، بطور غیرقانونی پنج سال و چند ماه در خانه خود محصور کردید. و زمانی که او سن هشتاد سالگی بشدت بیمار شد بر اساس گزارش پزشکی برای رهائی از ننگ مرگ در حصر رهایش کردید. اما به لطف خداوند این فقیه بزرگوار هفت سال بیشتر از خداوند عمر گرفت تا به اسلام و تشیع بیشتر خدمت کند و مبارزه خود را علیه استبداد دینی به سرانجام برساند.

3- ولایت فقیه و ابتذال مرجعیت

آیت الله العظمی منتظری در سخنرانی 13 رجب سال 1376 از شیوه مدیریت آیت الله خامنه ای انتقاد کرده بود و وی را از شیوه شاهنشاهی برحذر داشته بود. این "فقیه بزرگوار و متبحر و استاد برجسته" صریحا به جناب آقای خامنه ای گفته بود: "شما كه در شأن و حد مرجعیت نیستید". ادعای مرجعیت و صدور فتوا از کسی که صلاحیت افتا ندارد "معنایش مبتذل كردن مرجعیت شیعه" است. دقیقا 12 سال از آن سخنرانی گذشته است. جناب آقای خامنه ای با اینکه در میان پیروانش عنوان آیت الله العظمی را یدک می کشد، هنوز رساله عملیه و حاشیه بر العروة الوثقی ندارد و هیچ کتابی در فقه استدلالی یا فقه فتوائی از وی منتشر نشده است و تنها مجموعه ای سوال و جواب شرعی به ایشان نسبت داده می شود. برای ارزیابی دانش فقهی ایشان کافی است چند مسئله از همین کتاب انتسابی بنام اجوبة الاستفتائات را بررسی کنیم.

نکته اول: در این کتاب نوشته شده است که «ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و اداره مسائل اجتماعی در هر عصر و زمان‌، از اركان مذهب حقه اثنی عشری است كه‌ ریشه‌هایی در اصل امامت دارد.»(سؤال 64) و «ولایت فقیه از شئون ولایت و امامت و از اصول مذهب است و احكام راجع به ولایت‌، مثل سایر احكام فقهی از ادله شرعی استنباط می‌شود.» (سؤال 70)

اما اگر مسئله‌ای از اركان و اصول مذهب قلمداد شود لوازم ذیل بر آن ‌مترتّب می‌شود: اوّل‌. اصول دین یا مذهب از احكام عقلی است نه از احكام شرعی ‌تعبدی‌. دوّم‌. چنین مسئله‌ای یقینی است نه ظنّی (و لو ظن معتبر). مراد از یقین‌ اعتقاد جازم مطابق با واقع است‌. سوّم‌. چنین مسئله‌ای غیر قابل تقلید است‌، بلكه هر مُكلّفی موظف ‌است در آن تحقیق كند و به آن یقین پیدا كند. چهارم‌. التزام عملی به آن كافی نیست‌، اعتقاد نظری به آن لازم است‌. پنجم‌. برای اثبات چنین مسئله‌ای برهان (با تمامی قیود دقیق منطقی‌)لازم است و ادله غیر یقینی كافی نیست‌. ششم‌. انكار و یا جهل به آن باعث خروج از مذهب می‌شود.

با توجه به نكات ششگانه فوق نظر آیت الله خامنه ای به سه مشکل جدی مبتلاست‌:

اوّلاً اگر ولایت فقیه از اصول مذهب است نمی‌تواند در عین حال ‌حكم شرعی تعبدی‌ باشد ("ولایت فقیه حكم شرعی تعبدی است‌، كه مورد تأئید عقل نیز می‌باشد" سؤال 59). چرا كه اصول اعتقادات از امور یقینی است ودر امور عقلی و یقینی تعبد راه ندارد.

ثانیاً واضح است كه اگر ولایت فقیه از اصول مذهب باشد از فروع‌ اصل امامت است و اصل مستقلی نیست (اصل ششم‌). اما فرع‌ِ اصل‌، اصل نیست‌، عدم جواز سهوالنبی از فروع عصمت است و ریشه در اصل ‌نبوت دارد، با این همه از اصول دین نیست‌. جزئیات پرسشهای نكیر ومنكر در شب اول قبر از فروع اعتقاد به روز جزاست و ریشه دراصل ‌معاد دارد، اما نمی‌توان گفت از اصول دین است‌. نحوه محاسبه اعمال حسنه و سیّئه در سرای دیگر از فروع مسئله عدل است و ریشه‌هایی دراین اصل مذهب دارد، با این همه از اصول مذهب شمرده نمی‌شود، كرامات عترت طاهره‌ از فروع اعتقاد به ولایت ائمه‌ است و ریشه در اصل امامت دارد، با این همه از اصول مذهب محسوب ‌نمی‌شود. حتی اگر ولایت فقیه را در عصر غیبت از شئون ولایت و امامت به حساب آوریم و بپذیریم كه ریشه در اصل امامت دارد، باز نمی‌توان‌ نتیجه گرفت كه «ولایت فقیه از اصول مذهب است‌.»

ثالثاً چگونه می‌توان امری را كه بسیاری از فقهای امامیه آن را باورندارند،( آیت‌الله سید ابوالقاسم موسوی خویی در اول كتاب المسائل وردود، «معظم‌الفقهاء الامامیه لایقولون بالولایه المطلقه للفقیه‌.» و نیز صراط النجاة فی‌ اجوبة الاستفتاءات‌)از اصول مذهب دانست‌؟ چگونه مجتهدانی كه حتی از شناخت‌ اصول مذهب خود عاجز و در عین حال معذور تلقی می‌شوند در فروع‌ فقهی جایزالتقلیدند؟ آیا به رسمیت شناختن اختلاف نظر در اصول ‌مذهب مخاطره‌آمیز نیست‌؟ با توجه به اینكه اصول مذهب از ذاتیّات ومقوّمات‌ِ مذهب و محقق هویت آن مذهب است‌، صدور اذن ورود به یك ‌مسئله اختلافی‌ از قبیل ولایت فقیه (آیت الله خمینی‌، كشف الاسرار، ص 185) به سرای قدسی اصول اعتقادی‌ِ مذهب بشدت قابل تأمل‌است‌. بالاخره منكر چنین اصلی اگر خارج از مذهب نیست‌، پس چگونه ‌آن را «اصل‌» می‌نامند؟ اگر معنای دیگری از اصول مذهب و اركان آن ‌اراده شده است مناسب است برای رفع ابهامات فوق تبیین شود. من سالها پیش این نکات را در فصل پانزدهم کتاب حکومت ولائی به رشته تحریر در آوردم. (ص 237 تا 241 چاپ پنجم)

حاصل بحث‌: بر خلاف نظر آیت الله خامنه ای ولایت فقیه از ارکان یا اصول مذهب تشیع یا از احکام شرعی تعبدی در عین حال مورد تأیید عقل نیست. ولایت فقیه مطابق ‌نظر اكثریت قریب به اتفاق فقها از فروع فقهی است و اثبات آن در گرواقامه ادله اربعه (كتاب‌، سنت‌، اجماع و عقل‌) است‌. آیت الله خامنه ای معنای ارکان یا اصول مذهب و نیز احکام شرعی تعبدی را به درستی درک نکرده است و الا در ضمن چند سطر نزدیک به هم اینگونه متناقض اظهار نظر نمی کرد.

4- ولی امر مسلمین جهان و فقیهان ارجح

نکته دوم: آیت الله خامنه ای در مسئله 65 همین کتاب نوشته است: " اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمین بر هر مكلفى ولو این كه فقیه باشد، واجب است. و براى هیچ كسى ‏جایز نیست كه با متصدى امور ولایت به این بهانه كه خودش شایسته‏تر است، مخالفت نماید. این در صورتى است كه ‏متصدى منصب ولایت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. ولى در غیر این صورت، مسأله به طور ‏كلى تفاوت خواهد كرد.‏"

این رأی آیت الله خامنه ای به سه اشکال مبتلاست: اولا وجوب اطاعت از ولایت فقیه فرع بر اثبات فقهی آن است. فقیهی که به چنین مسئله ای قائل نیست و مقلدان وی با کدام دلیل فقهی موظف به اطاعت از موجودی بنام ولی امر مسلمین هستند؟

ثانیا اگر مدعی ولایت امر مسلمین در ضوابطی از قیبل فقاهت، عدالت، تدبیر و رضایت عامه نسبت به دیگران مرجوح باشد، به کدام دلیل شرعی اطاعت از مرجوح بر راجح واجب است؟

ثالثا اگر مسئله شرعی دائر مدار راههای قانونی شود، و قانون نیز مبتنی بر شریعت باشد، حاصل مسئله دور است. اعتبار مسئله شرعی دائر مدار ادله معتبری از کتاب و سنت و عقل و اجماع است. وقتی در دیدگاه ولایت مطلقه فقیه قانون عین اراده ولی امر باشد و اعتبار و مشروعیت قانون ناشی از ولایت امر باشد نه برعکس، در این صورت مسئله شرعی را تابع قانون دانستن یعنی مسئله شرعی را با اراده شخص ولی امر شناور دانستن و این همان زنگ خطری است که آیت الله العظمی منتظری به صدا درآورد: ابتذال مرجعیت شیعه. وقتی فرد فاقد صلاحیت فقهی در حوزه صدور فتوا دخالت می کند ارتکاب چنین خطاهای فاحشی دور از انتظار نیست.

5- قضاوت برخلاف اجماع فقیهان

آیت الله خامنه ای اخیرا مدعی شده است " اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی، "شرعاً، عرفاً و عقلاً" حجت، مسموع و نافذ است اما سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد و مسموع نیست" (خطبه های نماز عید فطر، 29 شهریور 88)

‏در حالی که "فقیه متبحر و استاد برجسته" مرحوم آیت الله العظمی منتظری بر اساس ضوابط مسلم اجماعی فقهی چندین بار متذکر شد: "این گونه اقرارها و اعتراف گیرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رائج شده و در زندان هاى غیر قانونى و در شرایط كاملا‏ ‏غیرعادى و با فریب و تهدید زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعیت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آید; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود.‏ ‏كه مباشران و متصدیان و آمران آنها باید محاكمه و تعزیر شوند، و از‏ ‏طرفى هیچ محكمه صالحى نباید و نمى تواند كسى را بر اساس این گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نماید. همه فقهاى شیعه اقرار و اعتراف با‏ ‏زور و تهدید و در شرایط غیر عادى را حتى علیه خود متهم شرعا حجت و‏ ‏نافذ نمى دانند." (‏‏13‏‏ مرداد 88)

بر خلاف نظر آیت الله خامنه ای اولا پخش تلویزیونی جلسه دادگاه "در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی" خلاف نص آئین دادرسی است. معنای علنی بودن دادگاه آزاد بودن حضور افراد در آن است نه پخش تلویزیونی آن.

ثانیا اگر در زندانهای کشوری متهمانی زیر شکنجه کشته شدند، (البته مراد اوین و کهریزک نیست!) و یا متهمانی ماهها در بی خبری نگاه داشته شدند و به آنها خلاف واقع گفته شد و بعد در برابر دوربین ها و بینندگان میلیونی و بدون امکان دسترسی به وکیل اختیاری و در غیاب هیأت منصفه اقرار کردند، اقرار و اعتراف این متهمان شرعا، عرفا و عقلا حجت، مسموع و نافذ نیست.

ثالثا نه تنها اعتراف متهمی که در چنین شرائط جانکاهی اقرار کرده شرعا و عرفا و عقلا مسموع نیست، بلکه مباشر و متصدی و آمر چنین اعترافات خلاف شرعی می باید محاکمه و تعزیر شوند. به عبارت دیگر آیت الله خامنه ای به حکم اجماعی فقه شیعه به دلیل آمریت در اقاریر تحت فشار زندانیان متعدد سیاسی مستوجب محاکمه و تعزیر و به این معنا علاوه بر فقاهت ساقط از عدالت نیز هست.

اطلاعات فقهی و دانش حقوقی کسی که به کمتر از حضرت آیت الله و مقام معظم رهبری و ولی امر مسلمین جهان رضایت نمی دهد در این مستواست که چند نمونه از آن به اختصار اشاره شد.

6- خط امام در تشییع جنازه مرجع منتقد

به هر حال به اقرار جناب آقای خامنه ای "فقیهی بزرگوار و متبحر و استادی برجسته" دار فانی را وداع گفت. جمعیتی انبوه بیش از حد انتظار حاکمان در مراسم تشییع معظم له شرکت کردند. مردم قدرشناس خادمان واقعیشان هستند. این تشییع جنازه در تاریخ قم بی سابقه بود و جمعیت مشایعین از تمام مشایعین مراجع تقلید سابق در قم بیشتر بود. اگر محدودیتهای امنیتی مداخل ورودی شهر قم نبود جمعیت بیشتر از اینها هم می شد. علیرغم دو دهه تبلیغات ناجوانمردانه و خلاف شرع و قانون و اخلاق رسانه های حکومتی شخصیتهائی که در کشور به خط امام مشهورند از اعضای بیت مرحوم آیت االه العظمی خمینی و نوادگان وی گرفته تا اعضای مجمع روحانیون مبارز و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی و نمایندگان وی در نهادهای مختلف (همانند عبدالله نوری و مهدی کروبی) در این تشییع جنازه بسیار معنی دار بود.

شعار "اگر امام حالا بود ، شک نکنید با ما بود" تلقی مشایعت کنندگان جوان از بنیانگذار جمهوری اسلامی بود. کسانی که در سال 1367 برای فقیه عالیقدر در تأیید رنجنامه مرحوم احمد خمینی نامه عتاب به آیت الله العظمی منتظری نوشتند، امروز بیش از بقیه متأثر و پشیمان به سر و صورت می زدند. آنها به تازگی حقانیت نزاع کلان بیست و یک سال پیش را دریافته و به اشتباه عمیق خود پی برده بودند. منتظری از زمان خود جلوتر بود. او به وضوح در اواخر دهه اول در اوج نفوذ کاریزماتیک بنیانگذار جمهوری اسلامی انحراف روش حکومتداری فقیهان به قدرت رسیده را دریافت و با شجاعت با نصیحت به ائمه مسلمین پرداخت و البته تاوان سنگین آنرا هم با عزل از بالاترین منصب دنیوی و دو دهه اهانت و تحقیر چشید.

البته در تشییع جنازه دومین معمار جمهوری اسلامی، رهبر جمهوری اسلامی و روسای سه قوه اش غائب بودند. هیچکدام حتی برای حفظ ظاهر هم که شده نماینده هم نفرستاده بودند. رئیس جمهور غاصب حتی پیامهای نیمدار کتبی شفاهی برادران متصدی قوای تقینینی و قضائی را نیز لازم ندید ارسال کند. بیشک روح آن مرحوم از حضور اعوان ظلمه در کنار تابوت خود معذب می شد. رئیس مجلس خبرگان رهبری که عمری شاگردی فقیه عالیقدر کرده بود هم همانند رئیس جمهور اصلاحات نماینده فرستاده بودند. تشییع کنندگان از خود می پرسیدند راستی چه کسی باید بمیرد تا حضرات آقایان قدم رنجه کنند و خودشان تشریف بیاورند؟ ملت ایران از آنها که آمدند و پیام درخور دادند سپاسگزار است و از آنها که نیامدند و پیام تسلیت هم ندادند یا حق مطلب را ادا نکردند، دلگیر است و به سیره آن مرحوم می فهمد و می بخشد و به خدا واگذار می کند.

7- رو سفید و سربلند در ابتلائات دنیوی

آیت الله خامنه ای در انتهای تسلیت خود به اصل مدعای خود اشاره کرده است: "در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره ی آن قرار دهد". دومین رهبر جمهوری اسلامی به درستی واژه های ابتلاء و امتحان دشوار و خطیر را برای اواخر دوران حیات مرحوم آیت الله العظمی خمینی انتخاب کرده است. دو فقیه طراز اول شیعه در اداره کشور دیدگاههای متفاوتی داشتند، مرحوم خمینی حفظ نظام را اوجب واجبات می دانست و برای آنچه مصلحت نظام می دانست حاضر بود احکام شرع (از قبیل نماز و روزه وحج و مضاربه و مزارعه و مساقات) و جان چند هزار مخالف را فدا کند، در مقابل مرحوم منتظری مصلحت نظام را واجب نفسی نمی دانست آنرا واجب مقدمی و طریقی برای اقامه عدالت می دانست و برای حقوق انسان از آن حیث که انسان است احترام قائل بود و به رعایت دقیق ضوابط شرع در مورد زندانیان و مخالفان به شدت پای بند بود.

مرحوم منتظری در برابر اعدامهای بی رویه سال 67 در زندانهای جمهوری اسلامی به شدت به استاد خود اعتراض کرد. به نظر وی این اعدامها بر خلاف ضوابط مسلم شرعی و بر خلاف قوانین موضوعه صورت گرفت. او به موضع خود به آن حد اطمینان داشت که حاضر شد بخاطر پافشاری بر آن از رهبری نظام که بیش از چند ماه با آن فاصله نداشت، چشم پوشی کند. در آن امتحان دشوار و خطیر حسینعلی منتظری نجف آبادی رو سفید و سربلند بدر آمد. فرزند فاضل روستائی باصفا مرحوم حاج علی منتظری نجف آبادی در مرأی و منظر اکثر ملت ایران مظفر و منصور شد. در این ابتلاء الهی بر اساس موازین مسلم قرآنی بزرگانی مردود شدند که علیرغم خدمات فراوانشان باعث و بانی انحراف بنیادی جمهوری اسلامی هستند.

جناب آقای خامنه ای خود یکی از محصولات آن انحراف بنیادی است. ایشان از کجا اینگونه با اطمینان قضاوت می کنند که مرحوم منتظری در آن امتحان رفوزه شد و رنجهائی که توسط او (خامنه ای) بر وی (منتظری) روا رفت کفاره گناهان اوست؟ این موضع ربوبی است که بهشت و جهنم و ثواب و عقاب و کفاره تعیین می کند. البته ولایت مطلقه فقیه با تعابیر شبه عرفانی فقیه مبدع آن چیزی از موضع ربوبی کم ندارد. موضعی خدایگانی است. بجای خدا در عرشش در فرش زمین برای خلائق تعیین تکلیف می کند. جان می ستاند. بر حیات و ممات، بر زندگی خصوصی و حتی در قبر مردم هم دخالت می کند. اما اگر از زور ناچاری قرار است بنی بشری از چنین موضعی سخن بگوید حداقل مقادیری دانش اجتهادی و فقاهت سنتی به شیوه سلف صالح و فقه جواهری لازم دارد. کسی می تواند در نزاع علمی و اختلاف تخصصی دو مجتهد مسلم داوری کند و حکم به خطای یکی و فتوا به صواب دیگری صادر کند که خود بهره ای وافر از دانش طرفین و حتی برتر از آنها داشته باشد. آقای خامنه ای به تبحر علمی و استادی مرحوم منتظری اقرار کرده است. ایشان با کدام دانش و با اتکا به کدام فقاهت و اجتهاد این فقیه بزرگوار و استاد برجسته را به ارتکاب خطا در ابتلای عظیم بیست سال قبل محکوم می کند؟ من میزان کم اطلاعی و عدم صلاحیت فقهی و کلامی آیت الله خامنه ای را به استناد تنها اثر فقهیش پس از نزدیک هفتاد سال مستدلا تشریح کردم.

8- نصیحت به ائمه مسلمین


به عنوان کوچک ترین شاگرد آیت الله العظمی منتظری متواضعانه عرض می کنم که شما (رهبر جمهوری اسلامی) به لحاظ علمی کوچکتر از آن هستید که در نزاع علمی دو فحل عالم فقاهت وارد شوید. "استاد برجسته و فقیه بزرگوار و متبحری" (به قول خودتان) حکم به عدم صلاحیت شما برای تصدی منصب افتا و مرجعیت کرده است. حد و اندازه شما ترجمه کتاب سید قطب و راضی آل یاسین و نگارش مقاله "چهار کتاب اصلی علم رجال" است. شما را همان به که با غور در کتاب الاغانی ادبیات عرب جاهلی را مرور کنید. به نصیحت آن فقید سعید گوش فرا دهید و بیش از این خود را "مبتذل" نکنید.

آیت الله مکارم شیرازی هم در تداوم سیاست یکی به نعل یکی به میخ خود در ضمن تسلیت کوتاهش نوشت "آن مرحوم مقامات علمی و مجاهدت هایی قبل و بعد از انقلاب داشتند هر چند بخشی از مواضع ایشان مخصوصا در اواخر حیات امام راحل قدس سره مورد قبول نبود" (سایت معظم له 29/9/88). به عنوان خواننده قدیمی (در دوران نوجوانی) مجلات نسل جوان و مکتب اسلام و کتاب فیلسوف نماها خدمت "آیة الله فی الارضین" با احترام معروض می دارد که بخش اعظم مواضع سیاسی شما نیز مورد قبول ملت رشید ایران نبوده و نیست، بویژه سکوت معنادارتان دربرابر ظلمی که در چند ماه اخیر از سوی حکومت بر معترضان سبز روا رفت. البته وقتی فقیهی در مبنا رأی مردم را در انتخاب رهبر تنها از باب حکم ثانویه برای دفع تهمت استبداد و دفع وسوسه های شیاطین بداند (انوار الفقاهة ج1 ص 516) واضح است که به چه میزان به رضایت مردم در حوزه عمومی بها می دهد.

اعلامیه تسلیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که افتخارتاریخی تشیع در استقلال مرجعیت از حکومت را ملکوک کرد و به "جامعه وعاظ السلاطین" تبدیل شده است گرته برداری ناشیانه از پیام تسلیت مقام معظم است، کم ارزش تر از صرف وقت در نقدش است.

9- تبرک عُشّ آل محمد به شعار های ابراهیمی موّحدان

شهر قم به کرات به خاطر دارد که مراجع تقلیدی از دنیا رفتند و مقلدان و علاقه مندانشان مجاز به برگزاری مراسم ترحیم و ختم برای آنها نبودند. این تنها فعالان سیاسی و روشنفکران و تحصیل کرده های دانشگاهی نیستند که با رژیم منحرف جمهوری اسلامی مشکل دارند، جمع کثیری از متدینان سنتی هم به دلیل تضییقات فراوانی که این رژیم برای مراجعشان ایجاد کرده است از آن ناراضیند. رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر اثبات کرد که برخلاف وعده اولیه اش که حتی مارکسیستها هم آزادند فعالیت کنند (مصاحبه پاریس بنیانگذار) در سی امین سال حکومت خود بجائی رسیده است که اجازه برگزاری مجلس ترحیم و ختم و بزرگداشت به دومین معمار خود هم نمی دهد. شما اجازه برگزاری مجلس ترحیم به فقیه مجاهدی را ندادید که خودتان اعتراف کردید "دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی های زیادی در این راه تحمل کردند".

یکی از مراجع حکومتی – که استعداد شگرف معظم له در تولید و تعلیم شعار به نفع مقام عظمای ولایت به طلاب در هفته گذشته عالمگیر شد - متأسفانه از هتک حرمتهایی که مزدوران بسیجی و ماموران بدنام لباس شخصی شما در این چند روزه در تداوم مظالم دو دهه اخیر انجام دادند حمایت و تشویق کرد، از کسی که منفردا بین المراجع به متقلبی همچون محمود احمدی نژاد تبریک می گوید جز این انتظاری نیست. سردسته اراذل و اوباش در حمله به بیوت مراجع عظام (اعلی الله کلمتهم) آخوند دربار و منبری حسینیه شماست. مردم ایران این همه ظلم را از چشم شما می بینند و الا هیچ فرد متدینی اسائه ادب به مرجع تازه درگذشته و پرتاب سنگ به بیت او و منزل بستگانش و بیت مرجع منتقد دیگر را روا نمی دارد. شما از شعارهای تشییع کنندگان خشمگین شده اید. این برای اولین بار بود که این شعارهای ابراهیمی استبداد شکن عشّ آل محمد را متبرک کرد و طلاب حوزه های علمیه پیام رسای ملت ایران را شنیدند:

ما اهل كوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم؛ مرگ بر ستمگر،چه شاه باشه چه رهبر؛ دیكتاتور قاتله، ولایتش باطله؛ این همه لشكر آمده، علیه رهبر آمده،؛ دیكتاتور، دیكتاتور،عزت خدادایه؛ منتظری نستوه راهت ادامه دارد، حتی اگر دیکتاتور بر ما گلوله بارد؛ عزا عزاست امروز، ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز؛ منتظری مظلوم، آزادیت مبارک؛ تسلیت کینه ای /عقده ای نمی خوایم، نمی خوایم؛ عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، فقیه نستوه ما پیش خداست امروز؛ عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، مرجع سبز ایران پیش خداست امروز؛ تجاوز، جنایت، مرگ بر این ولایت؛ وصیت منتظری، مرگ بر این دیکتاتوری؛ اوین شده دانشگاه، ایران شده بازداشتگاه؛ منتظری زنده است، مرجع پاینده است؛ مرجع آزادگی، آزادیت مبارک؛ مرگ بر دیکتاتور.

روزنامه ها رسما از انعکاس اخبار مراسم تدفین و تشییع و ترحیم فقیه آزاده منع شدند. هیچ روزنامه ای اجازه نیافت مطلبی درباره مرحوم منتظری را در صفحه اول کار کند. صدا و سیمای حکومتی هم که در این مصیبت نمک بر زخم می پاشید. شما می توانید خوشحال باشید. هیچ جریده ای و هیچ رادیو تلویزیونی در ممکت محروسه از آنچه در مراسم تدفین و تشییع اتفاق افتاده بود چیزی گزارش نکرد و از سبب عدم برگزاری مراسم برگزار نشده پرده برنداشت. هیچکدام شعارهائی که تا عمق استخوان مقام معظم رهبری را سوزاند منعکس نکردند. شهر در امن و امان است. مهم نیست که در این چند روزه تمام مطبوعات و رادیو تلویزیونهای معتبر دنیا اولین خبرشان درگذشت دومین معمار جمهوری اسلامی بود. شما می توانید سرتان را همانند کبک در برف فرو ببرید و کماکان همانند شاه معدوم صدای اعتراض شهروندان ایرانی را نشنیده بگیرید.

10- ‏مکتب سیاسی منتظری

اگر زمانی از مرحوم آیت الله العظمی خمینی همانند لنین در شوروی، مائو در چین و کاسترو در کوبا یاد می شد؛ منتظری را تا قبل از درگذشتش می شد با تروتسکی در شوروی مقایسه کرد. اما خلوص، انصاف، شجاعت، دانش، تقوا و حریت منتظری بویژه رهبری معنوی او در جنبش سبز اخیر مردم ایران نام او را از حد یک مرجع سنتی تقلید یا یک فقیه متضلع حوزه های علمیه یا یک انقلابی معترض بسیار فراتر برده است. در تاریخ فقه شیعه نام او در عداد آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و میرزای نائینی یاد خواهد شد. در مقایسه با دیگر شخصیتهای معاصر بین المللی نام منتظری در عداد نام گاندی رهبر صلح طلب هند و مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا در حد ایران یادکردنی است. اما در این مقایسه ها از منظر اکثر ایرانیان آیت الله خامنه ای قرینی جز استالین نیافته است. عزاداران حسینی مویه کنان او را نشانه گرفته اند: محرم ماه خونه، یزید سرنگونه.

منتظری در مرگش شکوفا شد. او صاحب یک مکتب است: اسلام سیاسی رحمانی. او خطای قراردادن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را به بهترین وجهی جبران کرد. در این باره بیشتر خواهم نوشت. اندیشه منتظری گریبان استبداد دینی را در ایران رها نخواهد کرد. راه منتظری راه حسینی و علوی و محمدی است. او با زندگی خود تجسم این حدیث معتبر سیدالشهدا از جدش رسول خدا (ص) بود: "افضل الجهاد کلمة عدل عند امام جائر" (با ارزش ترین جهادها ابراز سخنان عدالت خواهانه در پیشگاه پیشوای ستمگر است). راه منتظری پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر است. متبرک باد نام او، پر رهرو باد راه او.

سخنرانی آقای خاتمی در روز عاشورا




کلمه:عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی برگزار می شود. به گزارش کلمه مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) شنبه شب همزمان با شب عاشورای حسینی در حسینیه شماره یک جماران برگزار می شود. این مراسم از ساعت ۶ بعد از ظهرآغاز و سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان سخنرانی خواهد کرد.

۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

مسیر های سبز راهپیمایی های تاسوعا و عاشورا





طبق اطلاعات رسیده به سایت رویداد مسیرهای گروه های و دسته های عزاداری در 22 شهر به شرح زیر است:

1-تهران : میدان امام حسین - میدان آزادی
2-یزد : چهارراه شهدا خ قیام تا میدان فاطمی
3-همدان : میدان امام خمینی - میدان بوعلی - میدان آزادی
4-ساری : خ جمهوری اسلامی- میدان ساعت تا میدان شهدا
5-رشت : میدان انقلاب - میدان شهدا
6-تبریز : خ جمهوری اسلامی - میدان شهدا - میدان توحید
7-ایلام : میدان امام خمینی- خ فردوسی - میدان 22 بهمن
8-اصفهان : خ چهارباغ پایین - میدان انقلاب ( سی وسه پل) تا میدان تختی
9-اهواز : خ طالقانی- میدان شهدا تا خ دکترشریعتی
10-اردبیل : میدان امام حسین- خ امام خمینی- میدان امام خمینی- میدان عالی قاپو- خ شیخ صفی تا میدان امام خمینی
11-اراک : خ امام خمینی- میدان ولی عصر تامیدان شهدا
12-اورمیه : خ امام- میدان انقلاب تا بازار
13-شیراز : خ کریم خان زند- فلکه ستاد تا فلکه شهدا
14-قزوین : خ امام خمینی وآیت الله طالقانی ازمیدان ولی عصرتامیدان جهاد
15-قم : خ آستانه میدان آستانه- بلوارشهید منتظری- خ مرعشی نجفی - میدان شهدا
16-کرج : خ طالقانی برج ساعت تا میدان هفت تیر
17-کرمان : خ میرزا رضا کرمانی میدان فابریک تا میدان مشتاقیه
18-کرمانشاه : بلوارشهید مطهری ازمیدان غدیر تا میدان شهید رجایی
19-یاسوج : خ جمهوری اسلامی میدان آزادی تا میدان بسیج
20-مشهد : بلوار امام رضا(ع) فلکه برق تا حرم و بلوارطبرسی ازمیدان راه آهن تا حرم
21-بندرعباس : خ امام خمینی ازمیدان انقلاب تا میدان شهدا
22- زنجان : خیابان های منتهی به حسینیه اعظم زنجان

۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

گزارش های مطبوعاتی: فرزندان و همسر بن لادن در ایران زندگی می کنند


یکی از پسران اوسامه بن لادن می گوید اعضای خانوده بلا فصل رهبر القاعده در یک مجتمع پنهانی در ایران زندگی می کنند.

دو روزنامه چاپ لندن (تایمز و الشرق الاوسط) به نقل از عمر بن لادن می گویند یکی از برادرانش در تماسی تلفنی به او گفت که همراه با پنج برادر و خواهر دیگر و یکی از همسران پدرشان، در ایران ساکن هستند.

او گفت آنها قبلا در افغانستان زندگی می کردند، اما در حدود زمان حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا گریختند.

عمر بن لادن گفت اعضای خانواده پس از ورود به ایران در ساختمانی در نزدیکی تهران بازداشت شدند. به گفته او آنها از نزدیک زیر مراقبت قرار دارند و به ندرت اجازه دارند خارج شوند.

عمر همچنین می گوید یکی از خواهرانش قادر شد به سفارت عربستان بگریزد، و در حالی که در جستجوی دریافت اجازه خروج از ایران است در آنجا به سر می برد.

تلویزیون الجزیره در وب سایت خود گزارش می دهد وزارت امور خارجه ایران نگهداشتن اعضای خانواده بن لادن در تهران را تکذیب کرده است.

عمر بن لادن گفت او از محل اقامت خانواده اش بی اطلاع بود تا این که در ماه نوامبر یکی از برادرانش تلفنی با او تماس گرفت. او گفت سعد بن لادن یکی از اعضای خانواده است که در ایران اقامت دارد. قبلا گفته شد او در اوائل سال جاری در حمله موشکی آمریکا در پاکستان کشته شده است.

عمر بن لادن می گوید او امیدوار است به اعضای خانواده اش اجازه داده شود ایران را ترک کنند تا به مادرشان در سوریه ملحق شوند.

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

پیام تسلیت خانواده آیت الله بهشتی به مناسبت رحلت آیت‌الله منتظری



خانواده شهید آیت الله دکتر بهشتی در پیامی خطاب به فرزند آیت االله العظمی منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفتند.

به گزارش کلمه متن این پیام بدین شرح است:

بسمه تعالی

خدمت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد منتظری

فقدان جانگداز فقیه نامدار و مرجع عالی قدر شیعه حضرت آیت الله العظمی منتظری رحمة الله علیه که یکی از قلل رفیع تاریخ فقه شیعه بوده و خواهند بود و مبارزات مستمر ایشان با ظلم و ستم و تلاش برای برپایی جامعه مبتنی بر قسط وعدل و ارزش‌های دینی از خاطره ملت ایران محو نخواهد شد را خدمت جناب عالی و آن بیت شریف تسلیت می گوییم و از خداوند متعال برای همه‌ی بازماندگان صبر و اجر جزیل خواستاریم.

خانواده شهید آیت الله دکتر بهشتی

پیام تسلیت شیخ مهدی کروبی به مناسبت ارتحال آیت الله العظمی منتظری(ره)



ادوار نیوز : در پی درگذشت آیت الله العظمی منتظری مهدی کروبی با صدور اطلاعیه ای درگذشت این مرجع عالی قدر را تسلیت گفت . متن این پیام بدین شرح است :

اناالله و اناالیه راجعون
ارتحال تاسف انگیز فقیه عالیقدر و مجاهد نستوه مرحوم آیت الله العظمی منتظری (رحمه الله علیه ) را به ساحت مقدس ولی الله الاعظم و علما اسلام و ارواحنا فداه ، حوزه های علمیه ، امت اسلامی به ویژه بیت شریف آن فقید سعید تسلیت می گویم . از خداوند منان خواستارم در برابر این ضایعه بزرگ به همه علاقه مندان ، مقلدان و وابستگان معظم له صبر و شکیبایی و اجر جزیل عنایت فرماید .

مرحوم آیت الله العظمی منتظری از معدود علما و فقهای بزرگواری بود که همواره با تدریس و پرورش طلاب و اساتید و مجتهدان بزرگ از نخستین روزهای نهضت اسلامی در خدمت حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی و ملت مبارز و در برابر رژیم سیاه پهلوی چون کوهی استوار ایستادگی کرد و سالها رنج سیاه چالهای ستم شاهی و تبعید و سایر محدودیت ها را به جان خرید .

آن فقیه عالی مقام به پیروی از امام راحل (ره) حکومت اسلامی را با قرائت مردم سالاری دینی متکی به آرای مردم از متن کتاب و سنت استنباط و استخراج نمود و تا آخرین لحظه حیات در دفاع از آزادی و استقلال کشور و از حریم دین و مذهب درنگ نکرد .

آیت الله العظمی منتظری در سالهای آغازین انقلاب اسلامی سخاوتمندانه فرزندی رشید ، مجاهد و اندیشمند چون حجت الاسلام والمسلمین شهید محمد منتظری را در راه خدا تقدیم نمود .

آری آن فقیه مجاهد سهم عظیمی در پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی و تصویب قانون اساسی دارد . امید است که دستاوردهای حضرت امام خمینی (ره) و سایر مجاهدین فی سبیل الله و دسترنج ملت شهید پرور و انقلابی از گزند و آسیب بدخواهان و بدسیرتان مصون و محفوظ بماند .

والسلام علی عباد الله الصالحین مهدی کروبی 3 محرم الحرام 1431

سیدحسن خمینی رحلت آیت‌الله منتظری(ره) را تسلیت گفت



پارلمان‌نیوز:حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در پیامی رحلت آیت‌الله منتظری را تسلیت گفت.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن پیام یادگار امام (ره) خطاب به فرزند مرحوم آیت‌الله منتظری بدین شرح است:

بسمه تعالی

جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ احمد منتظری دامت بركاته

درگذشت فقیه عالی‌قدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری طاب ثراه و قدس سره كه سال‌های بسیاری از عمر شریف خویش را در مسیر پیشبرد اهداف عالیه اسلام و انقلاب شكوهمند اسلامی سپری كرد، بی‌شك ضایعه‌ای بر جان حوزه‌های علمیه است.

اینجانب این مصیبت سنگین را خدمت ولی الله الاعظم، حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید و بیت شریف ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن فقید سعید از خداوند متعال علو درجات مسئلت می‌نمایم.

پیام تسلیت رییس جمهورمیرحسین موسوی به مناسبت رحلت آیت الله العظمی منتظری(ره)



میرحسین موسوی در پیامی خطاب به فرزند آیت االله العظمی منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفت. به گزارش کلمه متن این پیام بدین شرح است:

بسمه تعالی

دوست گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری

با سلام درگذشت فقیه مبارز مرحوم آیت الله العظمی منتظری را به حضرتعالی و بیت مکرم منتظری تسلیت عرض می‌کنم واز خداوند منان برای آن عالم بزرگ علو درجات و مغفرت و رحمت آرزومندم. این ضایعه عظیمی است که مجموعه علمای دین باید نسبت به جبران آن اقدام کنند. وجود کسانی چون آیت‌الله العظمی منتظری برای نسل جوان این کشور مدرکی بود که آنان را به برخوردی عمیق‌تر با نیازهایشان برای بهره‌مندی از پشتوانه‌های روحانیت آگاه متقاعد می‌کرد. امیدوارم اینک که او از میان ما رفته است دانشمندانی دیگر این ضرورت انکارناپذیر را پاسخ بگویند و اجازه ندهند که وسوسه‌ها و زمزمه‌ها آنان را از تکالیفی که نسبت به اسلام و نسل‌های امروز و فردا دارند منصرف کند.

میرحسین موسوی

تو در نماز عشق چه خواندی ؟(عطاالله مهاجرانی)



آیه الله العظمی منتظری درگذشت. چراغ عمری سرشار از افتخار و مهر و مردم دوستی و آزادیخواهی به ظاهر خاموش شد. صدای گرم و صمیمانه ای که از جنس صداقت و وفا بود، دیگر به گوش نخواهد رسید. مرجعی که پناهگاه مردم بود و ملجا آنانی که بر تن و روح خود زخمی از استبداد داشتند، دم فرو بست.

با اطمینان می توان گفت که کارنامه عمر آیه الله العظمی منتظری، کارنامه ای بی نظیر است. او عدالت و حقیقت خواهی و حق گویی را به عنوان محور و مدار زندگی خویش انتخاب کرد و همه عمر او هزینه های سنگینی بود که با روی باز و تبسم تحمل کرد. هیچگاه تسلیم ستم نشد، اما تحمل کرد. حکیم بود و استطاعت صبر داشت.

در دوران حکومت فاسد پهلوی از این زندان به آن زندان کشانده شد. شش ماه حبس انفرادی را تحمل کرد، بسیار شکنجه شد تا به تعبیر ازغندی، بازجوی جنایتکار ساواک، خمینی دیگری تحقق نیابد. یک بار او را از تبعید در شهر سقز کردستان به زندان اوین بردند. در هر شهری که تبعید بود، حضور او اسلام و مسلمانی را که سرشار از مهر و محبت و تواضع بود، نشان می داد. در دوران زندان به تدریس فقه و فلسفه پرداخت و تمام علمای دین که همبند او بودند، از حضور ذهن و تسلط او بر اسفار و متون فقهی به شگفتی می آمدند. او اگر از نهج البلاغه سخن می گفت، سخنش تشریفات نبود، دستش در تمام عمر به خون کسی آلوده نشد. غباری از کلمات او بر خاطر پیراسته ای ننشست...

او تبدیل به حجت مسلمانی ما و معیار سنجش دیگران شد. انسانی که تمام عمر حق جو و حق خواه است، خود تبدیل به معیار می شود. انسان هایی هستند که در زندگی به اعتبار آنچه از قدرت و ثروت می اندوزند، قدر و قیمت می یابند، آیه الله منتظری با آنچه از دست داد، ارزشی تاریخی آفرید. او با رفتارش و اندیشه و سخنش نشان داد، در برابر عدالت هر امر دیگری از جمله قدرت و حکومت بی ارزش و بی اعتبارست.

تفحص او در متون فقهی و اصولی و حدیث و تفسیر و فلسفه و منطق مثال زدنی است. چه کسی می تواند دشوارترین مباحث را مثل او آن قدر روان و آسان بیان کند؟ همان دروس منظومه را که در دوران حبس خانگی برای فرزندان و نوه هایش گفته است، بشنوید. فرزندان و نوه هایی که سهمشان در ماه های گذشته حبس و هتک بود.

بصیرت همان بود که آیه الله منتظری داشت. درست است که رسانه های دولتی و حکومتی هنوز حتی پس از رحلتش از بغض و هتک خالی نیستند، حتما هیچگاه از رسانه حکومتی رحلت او به عنوان عزای عمومی اعلام نخواهد شد، اما در ژرفای جامعه نام و یاد آیه الله منتظری با وجدان ملت ایران و تمام آزادیخواهان و انسان دوستان آمیخته شده است. شعار دانشجویان دانشگاه علم و صنعت:

منتظری زنده است
مرجع پاینده است

گوشه ای از بروز و ظهور وجدان عمومی ملت ایران است. مردم خود، دانشجو و دانش آموز و کارمند و کارگر، زن و مرد و پیر و جوان بایست یاد و نام او را گرامی دارند، نام و یاد او پاسداشت آزادی و مردم دوستی و محبت است.

بیش از همه از مراجع عظام تقلید و عالمان وارسته دینی و دانشگاهیان انتظار می رود، در این سوگ عظیم سخن بگویند. حکومت بی تردید پریشان و سرگردان خواهد بود که با تشییع جنازه ایشان چه کند. سال ها پیش وقتی آیه الله منتظری از زندان شاه آزاد شده بود، امام خمینی در پیامی برای ایشان نوشتند:
"جنایتکاران به شما و ملت، از سایه شما رجال عدالتخواه می ترسند."

آن واهمه ها همچنان باقی ست. تا استبداد زنده است، نام و یاد آیه الله منتظری مثل چراغی می سوزد. مثل آیه نور شعله می کشد و راه را نشان می دهد. در روزگاری که تحریف دین و ارزش ها مهمترین فتنه است و آدمکشان- گزارش جوان کشی شان را در زندان کهریزک اعلام کردند- با امامان معصوم سنجیده می شوند و منتقدان و مخالفان هتک می شوند و تهدید به زندان و طرد...نام آیه الله منتظری یک حجت است که اسلام و مسلمانی روایت دیگری دارد بری از قتل و آزار و حبس و شکنجه و دروغ و خرافه.

تو در نماز عشق چه خواندی
که سال هاست
این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند؟

پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی: فقدان این فقیه برجسته و مبارز نستوه ثلمه ای برای حوزه هاست


در پی درگذشت آیت الله منتظری آیت الله هاشمی در پیام تسلیتی ،آیت الله منتظری را فقیهی برجسته،مجاهد،نستوه،ومبارز دانست. متن این پیام به شرح زیر می باشد: انالله و انا الیه راجعون درگذشت حضرت آیت الله منتظری باعث تاسف و تالم خاطر گردید. فقدان این فقیه برجسته، مجاهد نستوه و مبارز ،عالم و بزرگوار ثلمه ای برای حوزه های علمیه و جامعه اسلامی است كه انشاء الله مجموعه آثار گرانقدر، خلاء وجودی ایشان را برای دوستداران، علما، فضلا، روحانیون و طلاب جبران می نماید. با تسلیت این مصیبت به آیات عظام و شاگردان ایشان و حوزه های علمیه، مقلدان و مردم شریف استان اصفهان و شهرستان نجف آباد، و مخصوصا به بیت مكرمشان علو درجات آن فقیه سعید را از درگاه احدیت خواستارم. اكبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری





۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

سیاست یک بام و دو هوای ولایت مدار ها




بالاخره نفهمیدیم بد حجابی و یا کم حجابی خوبه یا بد وقتی میخواهند یک جریان رو بکوبند و یا اون رو ضایع و ضاله نشون بدهند دنبال چند تا خانم زیبا رو کم حجاب و یا بد حجاب میگردند تا نشون بدهند این جریان تا چه حد منحرف هست و هر چی بی دین و بی اعتقاد ( البته به نظر اونها) است ساز مخالفت با نظام رو میزنه در صورتی که اگر یکبارهم که شده در تجمعات جنبش سبز قرار گرفته باشید خواهید دید از هر قشر و هر گونه طیف فکری و یا نظری در بین این موج قرار داره وقتی هم میخواهن بای به بادبان نظا م بوزند گوشکوب صدا وسیمای ضرغامی رو بین مردم برده و دنبال ادمهای خوش تیپ و کم حجاب میگردند و نظر مثبت دیکته شده به اونها رو میپرسند که مثلا نظرتون درباره تهوء اقتصادی چیست؟ نظرتون درباره انرژی هسته ای چیست؟ ووو از طرفی برای ضایع کردن جریان و تفکر مقابل در نشریات غرب سطر به سطر دنبال خبر یمیگردند تا این موج رو یک جوری به قدرتهای خارجی مرتبط کنند مثلا تایمز میگوید جنبش سبز دست کمک به سوی غرب دراز کرد اون موقع این خبر رو توی روزنامه کیهان به کلفتی گردن اقای خاتمی خطیب نماز جمعه تهران تیتر میکنند و یا خبر های جنبش سبز رو تو رسانه های غربی پیدا میکندد و با ترجمه های وارونه خبر رو به خورد مردم میدهند ولی همین ها اگر یک جا تو یک خبر رسانی مثلا گفتهبشه که ایران قدرت نظامی منطقه است چنان قیل و قالی راه میاندازند که نگو و یا نپرس یا مثلا میگویند طبق نظر یکی از کسبه بلند پایه لندن تفکرات احمدی نژاد ناجی دنیای غرب است این میشه سطر خبری روزنامه ها و شبکه های خبری بالاخره نفهمیدیم غرب خوبه یا بد ؟ نفهمیدیم کم حجابی نشان رشد فکری هست و امتیاز محسوب میشه و یا نشانه ضلالت و یک افت شخصیتی محسوب میشه حالا شما به چند نمونه از تصاویر گلچین شده فارس نیوز از راهپیمایی چند صد نفری 27 آذر تهران نگاه کنید



بدعت جدید پاچه خاری در تیم پاس همدان





تبلیغ بر روی پیراهن ورزشی یک امری است عادی و در امد ساز مثل تبیلغ لوازم خانگی یا خودرو و یا....

ولی حرکت تیم پاس و نوشتار روی پیراهن آن تیم یک نو آوری جدید بود
قبلا دیده بودیم که روی پیراهن ها نوشته میشد فلاش تانک پاندا و یاسرویس های بهداشتی البرز ولی اینکه بنویسیم" سبز فقط سبز علی رهبر فقط سید علی "
برای تیمی که نحوه انتقالش از تهران به همدان بوی تبانی و اختلاس مسده و این روز ها در پایین جدول لیگ برتر دست و پا میزنه با تبلیغ این گونه بر روی پیراهن به دنبال چیست؟
انتظار معجزه انچنانی از سوی هییت داوری و یا سازمان لیگ و یا سازمان تربیت بدنی و یا دفتر ریاست جمهور ی و یا بیت رهبری دارد؟
در هر صورت باید منتظر و شاهد درج چنین شعارهای تبلیغاتی و پاچه خارانه از سوی مدیران بعضی تیمها بود شعارهای چون محصولات مموتی با طراوت " نقدی" - هتل های رفاهی نیروی انتظامی و دستمال های یزدی در خدمت ولایت مداران .
به زودی مردم غیور کرمان میزبان تیم پاس رهبری خواهند بود و باید با حضور خود در استادیوم ورزشی با حمایت تیم های همشهری خود چنان برزخی بسازند تا حامیان پاس همدان شعار روی پیراهن خود را پاین بیاورند
تا ثابت شود هر گردی گردو نیست و مردم ما با سبزعلفی و کاخ سبز معاویه مخالفند

دادکان: فقط با رأی مردم بر می‏گردم



قدس؛ زودتر از موعد مقرر به دفترش واقع در ميردادماد رسيديم، اما دکتر زودتر منتظر ما بود: «بفرماييد چاي هم برايتان ريخته ام». براي مصاحبه با نقاد فوتبال نياز به مقدمه سرايي نيست، به محض آنکه روي مبل قرمزرنگ دفترش تکيه داديم، خودش سر صحبت را باز کرد: «سعيدلو کار خوبي انجام داده و بايد گفت، بررسي کرده و ديده انصاري اصلاً به فدراسيون دوچرخه سواري سر نمي زند، او هم برکنارش کرد. حالا تو چرا(خطاب به واعظ) ناراحت مي شوي، رفيقت را برکنار کرده است و استعفا مي دهي»؟ اين سرآغاز مصاحبه با کسي بود که ديگر حاضر نيست در شرايط فعلي به فوتبال برگردد.

***

*ماجراي بازگشت شما به فوتبال به کجا رسيد؟
**من هم مثل شما شنيده ام، اما مي گويند سعيدلو بايد از کساني که اطلاعاتشان در ورزش زياد است، استفاده کند. به قول آقاي علي آبادي تازه نفس ها بايد بيايند، فوتبال براي امثال من تمام شده است.

*در زمان شما قرار بود با پرتغال مساوي و مکزيک را شکست دهيم، اما حالا به جام جهاني هم نمي رويم؟
**همه اش صحنه سازي بود. آن موقع مي گفتند چرا مکزيک و پرتغال را نبرديد، حالا چرا حرفي نمي زنند؟ آن زمان وقتي ديدم علي آبادي گفته مکزيک و آنگولا را مي بريم و با پرتغال مساوي مي کنيم، فهميدم که دارند توقعات را بالا مي برند. همان روز مصاحبه کردم و گفتم اين حرف ها کارشناسي نيست. نمي توانيم اين تيمها را ببريم، اما تلاش مي کنيم تا موفق باشيم. هرچند روزنامه ها که اين حرفها را دوست داشتند و دنبال حاشيه بودند، صحبتهاي علي آبادي را تيتر کردند، اما هيچکس نگفت علي آبادي چه کاره است که اين گونه صحبت مي کند. مگر اين آقا کارشناس است يا فوتبال را درک مي کند؟ علي آبادي حالا چرا مصاحبه نمي کند؟ اردن، قطر، بحرين و کويت همه دارند ما را مي برند. علي آبادي کجاست که مي گفت مي خواهد فوتبال ايران را جهاني کند. حالا که در آسيا هم جزو 4 تيم نيستيم.

*مصاحبه هاي شما درخصوص عذرخواهي علي آبادي از مردم اين ذهنيت را به وجود مي آورد که شما از باخت تيم ملي خوشحال مي شويد.
**گمان مي کنيد پس از اينکه تيم ملي به جام جهاني نرفت، نبايد از مردم عذرخواهي مي کرد؟ هيچ زماني به اين راحتي نمي توانستيم به جام جهاني برويم، کره شمالي رفت و ما نرفتيم. مطمئن باشيد اگر از آنها بيشتر وطن پرست نباشم، کمتر نيستم. مگر مي شود تيم ملي کشورم را دوست نداشته باشم؟

*اين عذرخواهي ها کمي جنبه انتقام آميز دارد.
**مگر آنها به جاي من وقتي از جام جهاني برگشتيم از مردم عذرخواهي نکردند؟ حالا هم من جاي آنها به خاطر اينکه تيم به جام جهاني نرفت، عذرخواهي مي کنم. مي خواستيد بابت اينکه جزو 8 تاي آسيا هم نيستيم، عذرخواهي نکنند.

*گويا قرار بود با وساطت رئيس جمهور به فوتبال برگرديد.
**خبري شنيدم که در مجلس جلسه اي بوده و آقاي احمدي نژاد گفته که بايد دادکان به ورزش بازگردد.

*اما شنيديم سعيدلو به دليل اختلاف با شما در زمان جام جهاني آلمان موافق بازگشت شما نيست.
**من هم مثل شما از طريق رسانه ها متوجه شدم؛ من هم شنيده ام. ما مشکلي با هم نداشتيم. زمان جام جهاني قرار شد طبق دستور دکتر احمدي نژاد 100 هزار يورو بدهند که مي خواستند 100 هزار دلار بدهند که من قبول نکردم. آنها از قبل از جام جهاني مي گفتند دادکانيزم بايد از فوتبال برود، دادکان و همه نزديکانش؛ حتي در صورت قهرماني در جام جهاني!

*با رفتن واعظ جا براي بازگشت شما باز نشد؟
**سعيدلو، واعظ را آورد که راحت تر با او کار کند، اينکه جا براي کسي باز شود مطرح نيست. من کلاً از ورزش کنار کشيده ام.

*اما اين طور به نظر مي آيد که با يک عذرخواهي به ورزش برمي گرديد.
**در هر کاري اولين عامل اين است که بايد عاشق آن کار باشيد. من و همکارانم ديگر آن شوق را نداريم. وقتي هرچند وقت يک بار با هم مي نشينيم، مي بينم که هيچ کدام مان علاقه اي به کار مجدد در اين عرصه نداريم.

*زمان شما هم منشور به اين شکل اجرا مي شد؟
**زمان ما منشور وجود داشت، اما نه اينکه فدراسيون مستقيم دخالت کند. ما يک سري تنبيهات انضباطي داشتيم که از طريق باشگاه ها اجرا مي شد.

*اگر شما الان بوديد، از مربيان و بازيکنان تست اعتياد هم مي گرفتيد؟
**منشور نبايد به اين شکل اجرا مي شد، اينها نبايد در امور باشگاه ها دخالت مي کردند. فدراسيون بايد بر امور اشراف داشته باشد. تست اعتياد کار باشگاه است تا از سلامتي بازيکن و مربي مطمئن شود. باشگاه هزينه مي کند و بايد نظارت داشته باشد. شايد اگر من بودم، منشور را در کنار باشگاه ها اجرا مي کردم. البته فدراسيون هم به دليل اينکه بيشتر باشگاه ها از جيب دولت هزينه مي کنند، اين حق را براي خودش قايل است که در موضوع ورود کند.

*مشکل فوتبال ايران با تست اعتياد و کوتاه کردن مو و ريش حل مي شود؟
**وقتي در سال 300 ميليارد تومان در فوتبال هزينه مي شود و پول مردم شهرهاي محروم و مرزي به جيب فوتبال مي رود، پس بايد در همه ابعاد نظارت صورت بگيرد. برويد ببينيد يک مربي ايراني را پيدا کنيد که در اين چندساله بدون فراز و نشيب و موفق بوده؛ بعد براي همين مربيان تکراري و ناموفق بايد 300 ميليون پول بدهيم.

*برگرديم به بحث بازگشت به فوتبال...
**گفتم که برنمي گردم.

*چند بار اعلام کرديد که پرسپوليس را به شما بدهند بدون يک ريال و...
**اولاً که من پرسپوليسي نيستم، هر چند که در اين تيم بازي مي کردم. من گفته بودم پرسپوليس و استقلال را با هم به من بدهند. در دوران مديريتي ام طوري بي طرف رفتار کردم که نه استقلالي ها مدعي بودند، نه پرسپوليسي ها.

*اگر اين دو تيم را بگيريد، شما هم جزو چرخه 300 ميليارد توماني اين فوتبال مي شويد و مجبوريد از بودجه شهرستانهاي محروم براي فوتبال هزينه کنيد.
**هيچ زمان از اين پولها به کسي نمي دهم. ما يک فوتباليست را که سالي 300 ميليون تومان قيمت داشت، يک سال ونيم در تيم ملي در اختيار داشتيم و درمجموع 100 ميليون تومان به او داديم. شما اگر مي دانستيد به جام جهاني مي رويد، اين هزينه را نمي کرديد؟ مربي ايراني در زمان من 15 ميليون تومان مي گرفت مايلي کهن 15 ميليون تومان، فرکي 15 ميليون تومان و... حالا کاري کرده اند که مربي ايراني براي تيم ملي حاضر نيست کمتر از 300 تا 400 ميليون تومان بگيرد.

*خود شما در دوران بازي چقدر مي گرفتيد؟
**اولين قراردادم در سال 53 با ماهي 1035 تومان و 8 هزار تومان هم پول پيش بود. بيشترين پولي را که در پرسپوليس گرفتم 40 هزار تومان پيش از انقلاب اسلامي بود.پس از انقلاب هم 2 سال مجاني بازي کردم.

*راستي، چرا هيچ وقت وارد عرصه مربيگري نشديد؟
**مربيگري يک استعداد ذاتي است. دتمارکرامر، بزرگترين تئوريسين دنياست، اما هيچ گاه مربي خوبي نبوده. خيلي ها در فوتبال ما اين گونه هستند، متأسفانه تنها جايي که پالايش نشده مربيگري در فوتبال است.

*در زمان شما چرا اين پالايش صورت نگرفت؟
**شما اگر بهترين باشيد و تمام دوره هاي اروپا را هم رفته باشيد، اين ها اجازه نمي دهند نوبت مربيگري شما هم برسد. ما در زمان خودمان مقابل اينها ايستاديم، البته مطبوعات هم به اين چرخه فساد کمک مي کنند. کدام باشگاه را سراغ داريد که با تعمق مربي بياورد؟

*يعني مطبوعات اين قدر قدرت دارند که سياستهاي فوتبال را تعيين کنند؟
**اين مطلب را تا حالا جايي نگفته ام. به اعتقاد من 3 گروه مربي در فوتبال ايران حضور دارند؛ مربيان دولتي که مسؤولان، آنها را جابه جا مي کنند و من اجازه نمي دادم. مربيان گروه دوم از طريق برخي مطبوعات و دلالها و تلويزيون تيم مي گيرند. گروه سوم مربياني هستند که بازي شان نمي دهند. آنهايي که کاربلد هستند دور نشسته اند؛ يعني همين مربياني که مي بينيد در اين 20 سال دور فوتبال مي چرخند.
مربي خارجي را مي آوردند 400 ميليون تومان آن وقت مربي بومي را که از او هم بهتر است، کنار مي گذارند و 100 ميليون هم نمي دهند. چرا مربي خارجي که از تيم اولش اخراج شده مجدداً تيم مي گيرد، اما مربيان وطني مانند بوستاني، فرکي، پيرواني و... بيرون مانده اند.

*برگرديم به پرسش اول؛ فوتبال هم مانند سياست نياز به آشتي ملي دارد و آن هم به تعبير بعضي ها پيشقدم شدن شما براي بازگشت است.
**اولاً که خانه عروس گوسفندکشون است، خانه داماد هيچ خبر! همان طور که گفتم نه علاقه دارم و نه دوست دارم برگردم. ورزش از آن علي آبادي، سعيدلو، کاشاني، واعظ و زريبافان است که استخوان خردکرده فوتبال هستند. ورزش با وجود اين آقايان ديگر نياز به افراد متخصص، کارشناس، دانشگاهي ندارد و نياز هم نيست اين گونه افراد وارد ورزش شوند!

*شايد همين نوع صحبتهاي شما اين بازگشت را به تأخير مي اندازد؟
**مي خواهم شما بنويسيد کدام حرف من عليه نظام و مملکتم بوده که نبايد مي زدم. دروغ مي گويم اگر يک پيشکسوت باسابقه را بياورند، ديگر به تو پول نمي دهند تا بخورد زمين. همين آقاياني که در پرسپوليس و استقلال مديرعامل شده اند بهتر از پيشکسوتها مي دانند؟!

*راستي پرسشي که يادمان رفت بپرسيم؛ اينها که از خزانه دولت هزينه مي کنند، نتوانسته اند فوتبال را اداره کنند، شما چطور مي خواهيد 2 تيم پرسپوليس و استقلال را بچرخانيد؟
**جلوي رئيس جمهور دستم را گذاشتم زير گلويم و گفتم 2 تا تيم را به من بدهيد، اگر نتوانستم بچرخانم گردنم را بزنيد. مگر کاري دارد؟ اين همه آدم علاقه مند در فوتبال که بايد دور هم جمع شوند. علي آبادي و سعيدلو رئيس مجمع 2 باشگاه بودند، چه کار کردند؟ کدام تنش را خواباندند يا کدام اسپانسر را آوردند. اين آقايان يک اتاق هم به اين 2 باشگاه اضافه نکردند.

*اگر فرض را به بازگشت شما بگيريم، از قطبي استفاده مي کنيد؟
**براي قطبي احترام قائلم. او بايد تلاش بيشتري کند تا به اين جايگاه برسد. در ايران هيچکس اصلح نيست سرمربي تيم ملي شود؛ زيرا همه در يک سطح هستند. اين حرفها را هيچکس نمي زند، اما من مي گويم چون واقعيت است و بايد مردم بدانند.

*شما ميان مديريت خودتان با علي آبادي چه تفاوتهايي قايل هستيد؟
**باز هم از شما مي پرسم، من چطور رئيس فدراسيون شدم؟ مجمع که منتخب مردم است مرا انتخاب کرد. باز هم مي پرسم کي مرا برکنار کرد؟ علي آبادي که نماينده دولت است من و همکارانم را برکنار کرد؛ يعني مردم من را انتخاب و دولت برکنارم کرد. حالا تفاوت من با علي آبادي در اين است که او با حکم دولت آمد، اما در مجلس که انتخاب مردم است براي وزارت نيرو رأي نياورد.

*اما دولت را هم مردم انتخاب مي کنند؟
**اما نه به شکل مجلس. دولت را يک نفر در دست مي گيرد، اما تک تک اعضاي مجلس را مردم انتخاب مي کنند. حالا هم دولتي ها مي خواهند مرا بياورند، اما نمي آيم تا بار ديگر مردم مرا بياورند؛ مجمع درست کنند، اگر صلاح بود من هم مثل سايرين نامزد مي شوم.

*شما گفتيد مردم بايد شما را انتخاب کنند، حالا اگر کفاشيان و تاج استعفا بدهند، شما نامزد مي شويد؟
**من در شرايط فعلي ديگر نه علاقه دارم، نه عشق به بازگشت دارم و نه انگيزه بازگشت. وقتي مي بينم افرادي چون واعظ، کاشاني، سعيدلو و علي آبادي در ورزش هستند ديگر نيازي به من و امثال من نيست. آن ها کاربلدان ورزش و فوتبال هستند!

افشاگری های تازه جلالی از منشور اخلاقی!




اگر چه علیرضا علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی لیگ‌برتر، منتقدان منشور را سكولار، توده‌ای و تكنوكرات قلمداد كرده بود،‌اما یكی از اصلی‌ترین منتقدان منشور و شخص علیپور یك جانباز جنگی است. رضا جلالی كه در زمان ریاست دادكان در فدراسیون عضو كمیته فرهنگی بود همان شخصی است كه پیش‌نویس منشور اخلاقی را نوشته، اما نحوه اجرای منشور و برخورد متولیان منشور با بازیكنان و مربیان باعث شده جلالی- كه استاد دانشگاه هم هست-در برابر علیپور موضع بگیرد:

«علیپور از همه افراد منشوری‌تر است. مصاحبه چهار سال قبل من با روزنامه شما باعث كینه‌توزی او نسبت به من شد. بعد از این ماجرا، علیپور سه بار به دادگاه روحانیت احضار شده و حتی حفاظت اطلاعات سپاه هم چند بار او را احضار كرده. او كارهایی را در بیرون از فدراسیون در موسسه اوج انجام داده و در آنجا برای بودجه فرهنگی فدراسیون فاكتورسازی می‌كردند.

+ اگر ایشان این كارها را انجام داده و دادگاه روحانیت و حفاظت اطلاعات سپاه هم او را احضار كرده پس چطور او الان آزادانه در فدراسیون مشغول به كار است؟
بهتر است این سوال را از خودش بپرسید ضمن آنكه علیپور در بازرسی سازمان تربیت‌بدنی هم پرونده دارد. سردار زارع، مدیركل وقت بازرسی سازمان تربیت‌بدنی در جریان تمام مسایل هست و من خواهش می‌كنم كه او را پیدا كنید و از او در مورد این قضیه سوال كنید.


+ گویا شما پرونده‌های مختلفی در مورد تخلفات علیپور- به زعم خودتان- دارید؟
بله. یكی از این تخلفات مربوط به جام‌جهانی 2006 و مسایلی است كه در آن زمان به وجود آورد. سفارت آلمان در ایران به تعدادی از ایرانی‌هایی كه قصد سفر به آلمان را داشتند ویزا نداد و به همین دلیل بلیت‌های آنها دیپورتی شد، اما علیپور آن بلیت‌ها را نیمه شب از دفتر فدراسیون به موسسه اوج انتقال داد و در زمان جام‌جهانی به كاروان ایرانیان مقیم آمریكا كه به آلمان آمده بودند آن بلیت‌ها را فروخت. می‌توانید این موضوع را از خانم محمودی كه مسوول كاروان آن ایرانی‌ها بود بپرسید. ضمن آنكه هنوز معلوم نیست پول آن بلیت‌ها به كدام حساب واریز شده است.


+ علیپور اعتقاد دارد كه به خاطر جانبازی شما جلوی شكایت معاونین رییس‌جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد را از شما گرفته؟
این شكایت اصلا وجود خارجی ندارد. اصلا او به چه حقی موضوع جانبازی مرا رسانه‌ای كرد. مگر می‌شود از من شكایت شود و من بی‌خبر باشم. به نظرم علیپور با طرح این داستان تنها فرافكنی كرده. برای آخرین بار دست او را می‌فشارم اگر حاضر شود كه این شكایت را علنی كند.


+ او می‌گوید در زمان جام‌جهانی 2006 شما رفتارهایی داشتید كه باعث این شكایت شده؟
شوخی‌های علیپور را جدی نگیرید. البته همانطور كه او به قول خودش به خاطر جانبازی من جلوی شكایت آقایان را گرفته من هم به خاطر ارادت به لباس او فعلا یكسری حرف‌ها را بیان نمی‌كنم، ‌اما به موقع اطلاعاتی را به شما می‌دهم كه علیپور و دوستانش هیچ‌وقت نمی‌توانند جوابم را بدهند.


+ او در مصاحبه‌های مختلفی كه داشته بارها گفته كه به زودی پشت پرده بسیاری از مسایل را بیان خواهد كرد؟
دوست دارم هر چه زودتر این كار را انجام دهد چون در آن صورت حتما می‌خواهد خودش را افشا كند. آقای دادكان بارها از عملكرد او اظهار نارضایتی كردند.دوست دارم علیپور را به مناظره دعوت كنم البته اگر او زیر بار برود. مشتاقانه منتظر آن لحظه هستم تا بدانم ایشان به چه مناسبت پیش‌مرگ من شده و جلوی شكایت مسوولان را از بنده گرفته.


+ بعد از آنكه شما هفته قبل علیپور را منشوری‌ترین چهره فوتبال نامیدید او در مصاحبه با یكی از خبرگزاری‌ها اعلام كرد كه اگر جلالی نتواند ادعاهایش را ثابت كند او را به دادگاه می‌كشانم؟
ادعاهای من ثابت شده. علیپور اگر می‌توانست جواب حرف‌های مرا بدهد باید چهار سال قبل این كار را انجام می‌داد.


+ امیدوارم صادقانه به این سوال جواب دهید. واقعا از نوشتن طرح منشور اخلاقی راضی هستید؟
ای كاش دستم می‌شكست تا توانایی قلم گرفتن را نداشتم تا طرح پیش‌نویس منشور را بنویسم. منشور باید منحل شود و گرنه جایی برای كمیته انضباطی باقی نخواهد ماند. اگر قرار است كه ستاد منشور اخلاقی به كارش ادامه دهد باید اسم این ستاد را بگذارند ستاد امر به معروف و نهی از منكر.


+ مناظره شما با علیپور جالب خواهد شد.
اگر ایشان بیاید حتما همینطور خواهد بود. چون من حرف‌های زیادی برای گفتن دارم. از فاكتورسازی علیپور در زمان جام‌جهانی تا پول‌هایی كه معلوم نشد به كجا رفت مثل 800 یورویی كه خرج استقبال از تیم‌ملی در آلمان شد،‌اما آقایان گفتند كه 15هزار دلار هزینه شده است.

منبع: روزنامه گل

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

پاسخ کروبی به آیت الله یزدی: مگر شما نعوذبالله نماینده خدا و معیار سنجش سره از ناسره اید؟



محمد یزدی؛ رئیس جلمعه مدرسین حوزه علمیه قم و ریاست سابق قوه قضائیه؛ روز گذشته در جمع گروهی از دبیران تبلیغی اعزام مبلغ سازمان اوقاف و امور خیریه ، به صورت گسترده ای سران اصلاحات، از جمله مهدی کروبی را مورد توهین بی سابقه قرار داده است.

به گزارش تغییر، در بخشی از این سخنرانی که مشروح آن از طریق خبرگزاری دولتی فارس نیوز منتشر گردید، وی سخنان اخیر کروبی را به جوک تشبیه نموده و اظهار داشته “من ناراحتم، شخصیتی که لباس روحانیت بر تن دارد، امروز به عنوان یک جوک در جامعه مطرح شده است و به او شیخ اصلاحات هم میگویند!” .

شیخ محمد یزدی در اظهار نظری دیگر به سفر اخیر مهدی کروبی به قم اشاره نموده و بیان داشته” در همین سفر اخیر وی(کروبی) به قم اگر از او مراقبت نمی شد معلوم نبود چه اتفاقی برایش می افتاد” .


در همین خصوص مهدی کروبی در مصاحبه ای با خبرنگار تغییر به سخنان وی در چند بخش پاسخ داده که متن کامل نامه به شرح ذیل می باشد

آیت الله یزدی!

در خصوص سخنان اخیرتان در جمع مبلغان دینی، ۲ نکته و ۲ تذکر را به شما خاطرنشان میکنم:

در خصوص جمله شما نسبت به ناراحتی تان از جوک شدن بنده باید یادآور شوم، آنانی که به شما اطلاع رسانی میکنند و منبع خبری شما هستند؛ گویا برایتان جوک میگویند و این توهم برای شما ایجاد شده که فضای سیاسی کنونی جامعه و وقایع صورت گرفته در آن به مثابه جوک و شوخی است!

بهتر نیست در یک فضای آزاد و شفاف اطلاعاتی قرارگیرید و از وقایع صورت گرفته در جامعه بهتر آگاه شوید؟ شاید آگاهید و به دلایلی از پرداختن به اصل موضوع طفره میروید!؟
به شما به عنوان کسی که از سوابق مبارزاتی بنده در طی سالهای قبل و بعد از انقلاب به خوبی آگاهید و میدانید که دوشادوش مردم در ایام سخت حضور داشته و از کوچکترین حق آنان دفاع نموده ام؛ یادآوری مینمایم آنچه که انجام میدهم بر اساس عقیده، تشخیص و وظیفه ام در دفاع از حقوق شهروندی یکایک مردم بوده و خواهد بود و این برای من هدف و وظیفه ی مهمی است.

آیت الله یزدی!

اگر حداقل به حافظه کوتاه مدت خود رجوع کنید و اگر از منابع شفاف و آزاد استفاده نمایید، خواهید دید مهدی کروبی در هر کجا که در جمع مردم حضور یافته، ایشان به وی با مهربانی تمام رفتار کرده اند و نه تنها مانند برخی؛ با گذشت زمان از محبوبیت و مقبولیتش کاسته نشده، بلکه به لطف همین مردم (علیرغم تمامی تنگناهای بوجود آمده از فبیل تعطیل نمودن دفاتر حذب و روزنامه و سایر موارد) بنده هر روز شاهد ابراز محبت و خوبی این مردم عزیز هستم. در همان سفر قمی که شما از آن سخن رانده بودید؛ بدون مقدمه و برنامه ریزی قبلی، جهت صرف صبحانه در محلی به نام مهتاب در بیست کیلومتری قم توقف نمودیم. کاش منابع به اصطلاح اطلاعاتی شما حضور داشتند و استقبال مردمی که در آنجا بودند و یا عبور می کردند را می دیدند و جهت آگاهی شما به سمع و نظرتان میرساندند تا اینگونه اعمال زشت و ناپسند یک مشت تندرو اجیر شده در نیمه های شب موجب توهمتان نشود و با این سن و سال و سوابق انقلابی، حضور در مجلس و مسئولیت های سنگین گذشته؛ حرفی از روی ناآگاهی بزنید!
که البته باز هم میگویم که من متاسفم برای منابع اطلاعاتی شما!

آیت الله محمد یزدی!

نکته ای که از مطالب قبلی تاسف بارتر و از منطق بدور می باشد این است که شما به عنوان رئیس قوه قضائیه (در گذشته) و با ۱۰ سال سابقه خدمت در این نهاد؛ باید بدانید که دفاع از حقوق مردم از بالاترین اصول است. در هر جامعه ای افراد انقلابی، مسلمان،مسیحی، زرتشتی، لائیک و غیره زندگی میکنند و تمامی این افراد به عنوان شهرواندان این جامعه حقوقی دارند و جامعه و حکومت نیز در قبال آنان وظایفی دارد؛ منجمله دفاع از حقوق آنان و امنیتشان در اجتماع! اگر فردی تحرکی خلاف قانون اساسی یک جامعه انجام دهد باید با آن برخورد شود؛ اما نمیتوان به خاطر ابراز عقیده فردی و یا افرادی را مورد هجمه و توهین و تهدید و حتی اعمالی که شاهد بودیم، قرار داد.

حتی همین اسلامی که به اصطلاح از جانب شما معیار خوبی و بدی مردم در جامعه شده؛ به این حقوق مردم اهمیت ویژه ای قائل است. حتی در سنت و طبق معمول تاکید شده که اذان صبح را بدون مقدمه و حتی الامکان با صدای آرامی خوانده شود تا اگر مردم مریضی دارند، باعث رنجش آنان نگردد!

اگر شخصی به قول شما سخنانش مورد پسندتان واقع نگردد و بد باشد؛ چرا قانونی برخورد نمیکنید؟ چرا از طریق یک مشت اجیرکرده در نیمه های شب موجب آزار و اذیت همسایه ها و ساکنان آن محله میشوید؟ این است عملی که از آن به افتخار یاد میکنید که اگر کروبی محافظ نداشت چه ها که بر سرش نمی آمد؟

این بود کلامی که در ابتدای انقلاب به مردم وعده داده بودیم؟ شان شما که عضو شورای نگهبان هستی کجاست؟

آیت الله یزدی!

تذکری برادرانه به شما که هم لباس بنده اید!

شما در بخشی از سخنانتان از بهشت و جهنم سخن رانده بودید و گفته بودید از مرکب شیطان پیاده شوید! به برخی مگر شما نعوذبالله نماینده خدا و معیار سنجش سره از ناسره اید؟
چطور اینگونه در جایی به خانواده افراد توهین میکنی و به وی میگویی “توچه کاره ای؟” ، در جایی دیگر یکی را به پیاده شدن از مرکب شیطان فرا میخوانی؛ به شخصی دیگر عنوان منافق میدهی و من را نیز متزلزل میخوانی؟

شما چگونه این حق را برای خود قائلید که هر که با شما نیست منافق و بر مرکب شیطان سوار شده و علیه اسلام است؟

تذکری بدیهی و البته مهم به شما!

آیا شما می دانید با اینگونه افکار و اعمال دوگانه و ضد و نغیض چه بر سر اسلام و دین و اعتقادات مردم آورده اید؟ شما به عنوان یک عالم در جامعه ، با موضعگیری های ناآگاهانه موجب میشوید مردم فوج فوج از دین، اعتقادات و روحانیت رانده شوند! چگونه پاسخگوی این اعمال خواهید بود؟

در این خصوص شاید بهتر باشد ۲ نمونه از اعمالتان را برایتان خاطر نشان شوم.

- شما عضو شورای نگهبان بودید و هستید. آقای مرتضی الویری که اتفاقاً از چهره های شناخته شده و مطرح نیز هستند و شما نیز به خوبی می شناسیدشان، با شما در دور اول مجلس عضو هیات رئیسه بودند. آقای الویری در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی کاندیدا شده بودند که بنا به نظر نهادی که شما آن را بر عهده داشتید رد صلاحیت شدند. ایشان پس از انتخابات در خصوص رد صلاحیتش به شما مراجعه نموده بود و از شما و همکارانتان خواسته بود تا دلایل رد صلاحیتش را برایش بازگو کنید. لیکن شما در پاسخ به آقای الویری گفته بودید”مگر شما برای مجلس ثبت نام کرده و کاندیدا شده بودید” (به نقل از شخص آقای الویری)

- زمانی که من ریاست مجلس سوم و شما ریاست قوه قضائیه و آقای هاشمی رئیس جمهور بودند؛ در خاتمه دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی(که البته بنده دیگر در مجلس نبودم) زمزمه هایی مبنی بر تغییر قانون اساسی جهت حذف محدودیت دوره ریاست جمهوری از طرف برخی شنیده میشد. که البته از طرف شما نبود. لیکن در همان ایام شنیده میشد که جنابعالی از طریق یکی از نزدیکانتان به آقای هاشمی رفسنجانی پیغام دادید و گفته بودید” بیایید و شما ریاست قوه قضائیه را بر عهده گیرید و برای اینکه تلقی و تعبیر بدی هم پیش نیاید من به عنوان معاون شما در این قوه خدمت خواهم نمود! ” آقای یزدی حال چه شده است که در سخنرانی خود خطاب به آقای هاشمی اینگونه میگویید!

آیا آن موقع اشتباه مینمودید و یا اکنون؟

آیت الله یزدی!

حالا شما با این وضعیت جسمی و بیماری و کهولت سن؛ که امیدوارم هر چه زودتر بهبود یابید؛ چه ضرورتی دارد شما مسئولیتی را بپذیرید و کسانی حرف ها و اطلاعات غلطی را به شما بگویند و شما در جمع کثیری از مردم و مبلغان دینی، واگویه نمایید؟

من نمیگویم و دوست ندارم اینگونه باشد؛ اما همانگونه که در گوشه کنار میشنویم (از جمله به استناد سخنان پالیزدار) میگویند آقای یزدی به خاطر “لاستیک دنا” و “ماجرای جنگلهای” فرزندش (تحت فشار) این حرف ها را زده است!

لذا به استناد نکته اول که شما به عنوان عضو برجسته و تاثیر گذار شورای نگهبان تا این حد ناتوان در اداره امور مربوط و حوزه وظایف خود بودید که از کاندیداتوری چهره شناخته شده ای مانند الویری اظهار بی اطلاعی نمودید! و در روزگار نچندان دور در پایان دوره ریاست ۸ ساله شخصی، به وی پیشنهاد ریاست بر جایگاه خود را میدهید و اکنون بدترین ناسزاها و را به وی ارزانی میدارید! خواهشمندم از من به عنوان یک هم لباس این تذکر را پذیرفته و از منصب و مسئولیت های خود کناره گیری نموده تا تحت فشار و از روی بی اطلاعی و ناچاری سخنی ناثواب نرانید.

نگذارید سوابق انقلابی و مبارزانی شما تحت ناتوانی و نا آگاهی شما مخدوش و مورد سوء استفاده قرار گیرد؟

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

هاشمی: خدا آیت‌الله یزدی را شفا بدهد



به دنبال حملات منظم شخصیت‌های مختلف جناح اصول‌گرا از جمله آیت‌الله یزدی، هاشمی رفسنجانی به جای پاسخ از طریق دفتر مجمع تشخیص مصلحت، در جمع گروهی از روحانیون جواب ایشان را داد. او گفت: «سال‌ها است كه جواب من به آقاي يزدي درخواست شفا براي ايشان است».

به گزارش خبرگزاری ایلنا، هاشمي رفسنجاني روز گذشته در ديدار جمعي از روحانيون و وعاظ تأكيد كرد: «افرادي هم هستند كه شهرت خويش را از راه اهانت به ديگران مي‌خواهند كه جواب اينگونه افراد هم سكوت است و دعا براي هدايتشان».

هاشمی درباره نوع برخورد گروهی از طرفداران رهبری نیز گفت: «اگر برخي فكر كنند با ارعاب و فضاسازي مي‌توانند مسائل را حل نمايند در اشتباه‌اند و اگر هم به صورت ظاهري آن را حل كنند پس از گذشت زمان كوتاهي آن موضوع وسيع‌تر از گذشته مطرح خواهد شد.»

رفسنجانی، کسانی که سعی در حذف او دارند را «منافق» خواند: «منافقين از ابتداي انقلاب تلاش مي‌كردند هر شخصيت روحاني كه در انحرافات عقيدتي آنها، همراهي‌شان نمي‌كنند را حذف فيزيكي و شخصيتي نمايند و امروز نيز در پوشش‌هاي ديگر در حال فعاليت هستند».

رئیس مجلس خبرگان از سوی مخالفان، متهم به تلاش برای تضعیف «ولایت فقیه» شده است. در روزهای اخیر، کسانی در حوزه نمایندگی ولایت فقیه در سپاه، وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه، مجلس خبرگان وجامعه مدرسین حوزه علمیه قم به دلیل زیر سوال بردن نتیجه انتخابات از سوی هاشمی، او را مورد حمله قرار داده‌اند، حملات علیه هاشمی فقط متوجه او نیست و فرزندانش از جمله مهدی هاشمی هدف بسیاری از انتقادهاست. گفته می‌شود پرونده‌ای برای مهدی هاشمی در قوه قضاییه تشکیل شده که در صورت بازگشت اش به ایران، احتمالا به جراین خواهد افتاد.

هاشمی برای روشن‌تر کردن موضع خود نسبت به ولایت فقیه گفت: «حفظ اصل ولايت فقيه و جايگاه رهبري از ضروريات است و همگان بايد در اين مسير حركت كنند. و با شناختي كه از رهبري دارم با تدبير ايشان به شرط همكاري ديگران مشكلات سياسي و اقتصادي قابل حل است و بايد فعالان عرصه سياسي كشور به دور از هرگونه تندروي، ايشان را در اين مسير ياري دهند».

متن جوابیه شدید اللحن کروبی به یزدی ، آقای یزدی به خاطر “لاستیک دنا” و “جنگلهای پسرتان” این حرفها را میزنید



شبکه جنبش راه سبز (جرس): محمد يزدی؛ رئيس جلمعه مدرسين حوزه علميه قم و رياست سابق قوه قضائيه؛ روز گذشته در جمع گروهی از دبيران تبليغی اعزام مبلغ سازمان اوقاف و امور خيريه ، به صورت گسترده ای سران اصلاحات، از جمله مهدی کروبی را مورد توهين بی سابقه قرار داده است.

به گزارش تغییر، در بخشی از اين سخنرانی که مشروح آن از طريق خبرگزاری دولتی فارس نيوز منتشر گرديد، وی سخنان اخير کروبی را به جوک تشبيه نموده و اظهار داشته “من ناراحتم، شخصيتی که لباس روحانيت بر تن دارد، امروز به عنوان يک جوک در جامعه مطرح شده است و به او شيخ اصلاحات هم ميگويند!” .

شيخ محمد يزدی در اظهار نظری ديگر به سفر اخير مهدی کروبی به قم اشاره نموده و بيان داشته” در همين سفر اخير وی(کروبی) به قم اگر از او مراقبت نمي شد معلوم نبود چه اتفاقی برايش می افتاد” .
در همين خصوص مهدی کروبی در مصاحبه ای با خبرنگار تغيير به سخنان وی در چند بخش پاسخ داده است که مشروح آن به شرح ذيل است:

آيت الله يزدی!

در خصوص سخنان اخيرتان در جمع مبلغان دينی، ۲ نکته و ۲ تذکر را به شما خاطرنشان ميکنم:
در خصوص جمله شما نسبت به نارحتيتان از جوک شدن بنده بايد يادآور شوم، آنانی که به شما اطلاع رسانی ميکنند و منبع خبری شما هستند؛ گويا برايتان جوک ميگويند و اين توهم برای شما ايجاد شده که فضای سياسی کنونی جامعه و وقايع صورت گرفته در آن به مثابه جوک و شوخيست!
بهتر نيست در يک فضای آزاد و شفاف اطلاعاتی قرارگيريد و از وقايع صورت گرفته در جامعه بهتر آگاه شويد؟ شايد آگاهيد و به دلايلی از پرداختن به اصل موضوع طفره ميرويد!؟
به شما به عنوان کسی که از سوابق مبارزاتی بنده در طی سالهای قبل و بعد از انقلاب به خوبی آگاهيد و ميدانيد که دوشادوش مردم در ايام سخت حضور داشته و از کوچکترين حق آنان دفاع نموده ام؛ يادآوری مينمايم آنچه که انجام ميدهم بر اساس عقيده، تشخيص و وظيفه ام در دفاع از حقوق شهروندی يکايک مردم بوده و خواهد بود و اين برای من هدف و وظيفه ی مهميست.

آيت الله يزدی!
اگر حداقل به حافظه کوتاه مدت خود رجوع کنيد و اگر از منابع شفاف و آزاد استفاده نماييد، خواهيد ديد مهدی کروبی در هر کجا که در جمع مردم حضور يافته، ايشان به وی با مهربانی تمام رفتار کرده اند و نه تنها مانند برخی؛ با گذشت زمان از محبوبيت و مقبوليتش کاسته نشده، بلکه به لطف همين مردم (عليرغم تمامی تنگناهای بوجود آمده از فبيل تعطيل نمودن دفاتر حزب و روزنامه و ساير موارد) بنده هر روز شاهد ابراز محبت و خوبی اين مردم عزيز هستم. در همان سفر قمی که شما از آن سخن رانده بوديد؛ بدون مقدمه و برنامه ريزی قبلی، جهت صرف صبحانه در محلی به نام مهتاب در بيست کيلومتری قم توقف نموديم. کاش منابع به اصطلاح اطلاعاتی شما حضور داشتند و استقبال مردمی که در آنجا بودند و يا عبور می کردند را می ديدند و جهت آگاهی شما به سمع و نظرتان ميرساندند تا اينگونه اعمال زشت و ناپسند يک مشت تندرو اجير شده در نيمه های شب موجب توهمتان نشود و با اين سن و سال و سوابق انقلابی، حضور در مجلس و مسئوليت های سنگين گذشته؛ حرفی از روی ناآگاهی بزنيد!
که البته باز هم ميگويم که من متاسفم برای منابع اطلاعاتی شما!

آيت الله محمد يزدی!
نکته ای که از مطالب قبلی تاسف بارتر و از منطق بدور ميباشد اين است که شما به عنوان رئيس قوه قضائيه (در گذشته) و با ۱۰ سال سابقه خدمت در اين نهاد؛ بايد بدانيد که دفاع از حقوق مردم از بالاترين اصول است. در هر جامعه ای افراد انقلابی، مسلمان،مسيحی، زرتشتی، لائيک و غيره زندگی ميکنند و تمامی اين افراد به عنوان شهروندان اين جامعه حقوقی دارند و جامعه و حکومت نيز در قبال آنان وظايفی دارد؛ منجمله دفاع از حقوق آنان و امنيتشان در اجتماع! اگر فردی تحرکی خلاف قانون اساسی يک جامعه انجام دهد بايد با آن برخورد شود؛ اما نميتوان به خاطر ابراز عقيده فردی و يا افرادی را مورد هجمه و توهين و تهديد و حتی اعمالی که شاهد بوديم، قرار داد.

حتی همين اسلامی که به اصطلاح از جانب شما معيار خوبی و بدی مردم در جامعه شده؛ به اين حقوق مردم اهميت ويژه ای قائل است. حتی در سنت و طبق معمول تاکيد شده که اذان صبح را بدون مقدمه و حتی الامکان با صدای آرامی خوانده شود تا اگر مردم مريضی دارند، باعث رنجش آنان نگردد!
اگر شخصی به قول شما سخنانش مورد پسندتان واقع نگردد و بد باشد؛ چرا قانونی برخورد نميکنيد؟ چرا از طريق يک مشت اجيرکرده در نيمه های شب موجب آزار و اذيت همسايه ها و ساکنان آن محله ميشويد؟ اين است عملی که از آن به افتخار ياد ميکنيد که اگر کروبی محافظ نداشت چه ها که بر سرش نمي آمد؟
اين بود کلامی که در ابتدای انقلاب به مردم وعده داده بوديم؟ شان شما که عضو شورای نگهبان هستی کجاست؟

آيت الله يزدی!
تذکری برادرانه به شما که هم لباس بنده ايد!
شما در بخشی از سخنانتان از بهشت و جهنم سخن رانده بوديد و گفته بوديد از مرکب شيطان پياده شويد! به برخی مگر شما نعوذبالله نماينده خدا و معيار سنجش سره از ناسره ايد؟
چطور اينگونه در جايی به خانواده افراد توهين ميکنی و به وی ميگويی “توچه کاره ای؟” ، در جايی ديگر يکی را به پياده شدن از مرکب شيطان فرا ميخوانی؛ به شخصی ديگر عنوان منافق ميدهی و من را نيز متزلزل ميخوانی؟
شما چگونه اين حق را برای خود قائليد که هر که با شما نيست منافق و بر مرکب شيطان سوار شده و عليه اسلام است؟
تذکری بديهی و البته مهم به شما!
آيا شما مي دانيد با اينگونه افکار و اعمال دوگانه و ضد و نقيض چه بر سر اسلام و دين و اعتقادات مردم آورده ايد؟ شما به عنوان يک عالم در جامعه ، با موضعگيری های ناآگاهانه موجب ميشويد مردم فوج فوج از دين، اعتقادات و روحانيت رانده شوند! چگونه پاسخگوی اين اعمال خواهيد بود؟
در اين خصوص شايد بهتر باشد ۲ نمونه از اعمالتان را برايتان خاطر نشان شوم.
- شما عضو شورای نگهبان بوديد و هستيد. آقای مرتضی الويری که اتفاقاً از چهره های شناخته شده و مطرح نيز هستند و شما نيز به خوبی می شناسيدشان، با شما در دور اول مجلس عضو هيات رئيسه بودند. آقای الويری در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی کانديدا شده بودند که بنا به نظر نهادی که شما آن را بر عهده داشتيد رد صلاحيت شدند. ايشان پس از انتخابات در خصوص رد صلاحيتش به شما مراجعه نموده بود و از شما و همکارانتان خواسته بود تا دلايل رد صلاحيتش را برايش بازگو کنيد. ليکن شما در پاسخ به آقای الويری گفته بوديد”مگر شما برای مجلس ثبت نام کرده و کانديدا شده بوديد” (به نقل از شخص آقای الويری)
- زمانی که من رياست مجلس سوم و شما رياست قوه قضائيه و آقای هاشمی رئيس جمهور بودند؛ در خاتمه دوره دوم رياست جمهوری آقای هاشمی(که البته بنده ديگر در مجلس نبودم) زمزمه هايی مبنی بر تغيير قانون اساسی جهت حذف محدوديت دوره رياست جمهوری از طرف برخی شنيده ميشد. که البته از طرف شما نبود. ليکن در همان ايام شنيده ميشد که جنابعالی از طريق يکی از نزديکانتان به آقای هاشمی رفسنجانی پيغام داديد و گفته بوديد” بياييد و شما رياست قوه قضائيه را بر عهده گيريد و برای اينکه تلقی و تعبير بدی هم پيش نيايد من به عنوان معاون شما در اين قوه خدمت خواهم نمود! ” آقای يزدی حال چه شده است که در سخنرانی خود خطاب به آقای هاشمی اينگونه ميگوييد!
آيا آن موقع اشتباه مينموديد و يا اکنون؟

آيت الله يزدی!
حالا شما با اين وضعيت جسمی و بيماری و کهولت سن؛ که اميدوارم هر چه زودتر بهبود يابيد؛ چه ضرورتی دارد شما مسئوليتی را بپذيريد و کسانی حرف ها و اطلاعات غلطی را به شما بگويند و شما در جمع کثيری از مردم و مبلغان دينی، واگويه نماييد؟
من نميگويم و دوست ندارم اينگونه باشد؛ اما همانگونه که در گوشه کنار ميشنويم (از جمله به استناد سخنان پاليزدار) ميگويند آقای يزدی به خاطر “لاستيک دنا” و “ماجرای جنگلها”ی فرزندش (تحت فشار) اين حرف ها را زده است!
لذا به استناد نکته اول که شما به عنوان عضو برجسته و تاثير گذار شورای نگهبان تا اين حد ناتوان در اداره امور مربوط و حوزه وظايف خود بوديد که از کانديداتوری چهره شناخته شده ای مانند الويری اظهار بی اطلاعی نموديد! و در روزگار نه چندان دور در پايان دوره رياست ۸ ساله شخصی، به وی پيشنهاد رياست بر جايگاه خود را ميدهيد و اکنون بدترين ناسزاها و را به وی ارزانی ميداريد! خواهشمندم از من به عنوان يک هم لباس اين تذکر را پذيرفته و از منصب و مسئوليت های خود کناره گيری نموده تا تحت فشار و از روی بی اطلاعی و ناچاری سخنی ناصواب نرانيد.
نگذاريد سوابق انقلابی و مبارزانی شما تحت ناتوانی و نا آگاهی شما مخدوش و مورد سوء استفاده قرار گيرد؟