۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

شیخ اصلاحات: دولت احمدی نژاد ایراد مشروعیت دارد




مهدی کروبی به تازگی این نظر را مطرح کرده بود که احمدی‌نژاد به عنوان "رئیس دولت این نظام" باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. این گفته، از سوی برخی ناظران به معنای "به رسمیت شناخته شدن ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد از سوی کروبی" تلقی شد.

برداشت غلط از یک عبارت صریح

روز پنجشنبه (۸ بهمن) دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به پرسش خبرنگار سهام نیوز در باره‌ی اظهارات گذشته‌ی خود چنین توضیح داد: «.. از عبارت صریح و روشن من چیز دیگری برداشت کردند. من، بر اشکالات خود نسبت به انتخابات و نتایج آن که محصول تقلب و مهندسی آرای مردم بوده تاکید داشته و دارم. با این وجود، آقای احمدی‌نژاد رئیس دولت است که به رغم همه اعتراضات، مراحل کسب قوه مجریه را طی کرده و لذا باید پاسخگوی عملکرد خود باشد.»

مهدی کروبی افزود: «در حال حاضر در داخل و خارج موافق و مخالف از او (احمدی‌نژاد) به عنوان رئیس دولت نظام، یعنی کسی که قوه مجریه را در دست دارد، نام می‌برند. لذا آنچه را در اختیار رئیس قوه مجریه است از او مطالبه می‌کنند. این نکته جدیدی نیست.»

«دولت احمدی‌نژاد برآمده از رأی مردم نیست»

دبیرکل حزب اعتماد ملی در بخشی دیگر از مصاحبه با سهام نیوز تصریح کرد:«اشکال من و مردم معترض در مشروعیت این قدرت همچنان به قوت خود باقی است و هنوز هم معتقدم حق مردم در تعیین سرنوشتشان در انتخابات دهم نادیده گرفته شده است. اگر انتخابات سالم برگزار می‌شد و شورای نگهبان به واقع پاسدار قانون اساسی بود، نتیجه چیز دیگری بود و کشور و مردم این مقدار هزینه نمی‌دادند. همانطور که قبلا هم گفته‌ام، این دولت از آنجا که برآمده از رای مردم نیست، قادر به ادامه کار نخواهد بود.»

احمد جنتی عضو مجلس خبرگان رهبری چندی پیش گفت که جمهوری اسلامی سالم‌ترین انتخابات را برگزار کرد و ادعای داخل و خارج درباره تقلب در انتخابات ادعائی مضحک و احمقانه است. وی کسانی را که موضوع تقلب در انتخابات را مطرح می‌کنند خائن نامید.

«احمد جنتی به مردم خیانت کرده است»

مهدی کروبی در این مصاحبه درباره‌ی اظهارات احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان گفت که «آقای جنتی و دوستانش این هنر را داشتند که جایگاه حقوقی شورای نگهبان را در قانون اساسی به این وضعیت اسفبار برسانند. ایشان ادعای تقلب را مضحک و مدعی خیانت به کشور شدند، اما کیست که نداند آن‌که به این انقلاب، خون شهدا، امام و مردم خیانت کرد ایشان هستند که کار کشور و انقلاب را به جایی رسانده که برگزاری یک مراسم ختم هم باید با حضور پلیس ضد شورش و لباس شخصی‌ها انجام شود.»

رئیس مجلس ششم افزود:«انتصابی کردن انتخابات متعدد مثل خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری، از شاهکارهای ایشان است که قطعا این خیانت نه تنها در نزد خود ایشان، بلکه در نزد مردم پوشیده نیست.»

مهدی کروبی در پایان مصاحبه خود خطاب به احمد جنتی گفت:«فریاد امروز مردم ایران پاسخی است به خیانت شما به رای مردم، قانون اساسی و آرمان امام و شهدا که اصل انتخابات را از اساس بی‌معنا کردید و جمهوریت نظام را به مسلخ بردید».

حسنی نگو بلا بگو !!!




به گزارش ايرنا، حجت الاسلام غلامرضا حسني، در خطبه هاينمازجمعه ابن شهر افزود: چرا بايد روز به روز حلقه هاي حفاظتي از سران فتنه افزايش يابد و چرا بايد مردم انقلابي را با هزينه کردن پولهاي بيت المال براي حفاظت از سران فتنه، ناراحت کنيم.
وي اظهارداشت: تحمل اينکه سران فتنه را درکمال امنيت نگهداري کنيم و اينها به فکر براندازي حکومت صالحان باشند براي ملت خون داده ايران، سخت است.
وي يادآورشد: تمنا و خواهش ملت اين است که فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامي را به سمع ملت ايران برسانند و چشم فتنه را از بيخ و بن برکنند.
امام جمعه اروميه، با اشاره به اعدام دو نفر از عوامل فتنه گر و سلطنت طلب و محکوميت 11 نفر از عوامل ديگر گفت: بايد براي جلوگيري از آشوبها، جنازه هاي اعدام شده ها در خيابانهاي تهران در مقابل ديد عموم قرار بگيرد.
وي افزود: اين زباني که به جاي جمهوري اسلامي، جمهوري ايراني مي گويد بايد کنده شود و قلوب داغدار خانواده هاي شهدا و دلسوزان انقلاب با اعدام آنهايي که به عاشوراي حسيني اهانت کردند، درمان مي يابد.
امام جمعه اروميه گفت: ايران براي فتنه گران جا ندارد بايد اينها بروند اگر اين افراد بمانند نماز مقدس جمعه را آلوده مي کنند، اينها افرادي هستند که در نماز جمعه تهران رقصيدند، اينها در ايران ماندني نيستند.
وي همچنين اقدام تروريستي گروهک پژاک در به شهادت رساندن دادستان خوي را محکوم کرد و افزود: پژاک، سلطنت طلبان و منافقين با پشتيباني امريکا مي خواهند وضعيت امنيتي ما را مخدوش کنند.
حجت الاسلام حسني با قدرداني از اقدامات سربازان گمنان امام زمان (عج) در آذربايجان غربي افزود: تيم عملياتي اين گروهک توسط نيروهاي امنيتي و انتظامي استان شناسايي و منهدم شد و سه نفر از عوامل پژاک در اين عمليات کشته شدند.
وي گفت: دشمنان اسلام و عوامل پژاک بدانند سربازان هميشه بيدار و تيزبين، تحرکات آنها را زير نظر دارند.
1139/587/581

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

11 نفر از متهمان اغتشاشات به اعدام محكوم شدند ، 2 نفر امروز صبح اعدام شدند


در پی اغتشاشات و اقدامات ضدانقلابی و ساختارشکنانه ماه‌های اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمان رسیدگی و 11 نفر را به اعدام محکوم کردند.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، در همین راستا حکم دو نفر از این تعداد به نام‌های محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پور که به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار مجازات آویخته شدند.

این گزارش می‌افزاید: احکام 9 نفر دیگر از محکومان اغتشاشات ماه‌های اخیر نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره، طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.

اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین، از جمله اتهامات این محکومان است.

درخواست احمد خاتمی از هاشمی رفسنجانی : آیت الله یزدی قبول دارد اشتباه كرده، چیزی علیه او منتشر نكنید



سیداحمد خاتمی تلاش برای منصزف کردن هاشمی رفسنجانی از انتشار اطلاعات ناگفته در مورد آیت الله محمد یزدی را آغاز کرد.

سفیر نیوز نوشت:بعد از ادامه یافتن و اوج گرفتن سخنان تند آیت‌الله محمد یزدی علیه هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که تا پیش از این جوابی جز سلام و آرزو برای بازیابی سلامت یزدی نداده بود، گفت که به صورت مکتوب در مورد برخی مسائل رئیس جامعه مدرسین در زمان امام، انتخاب رهبری و قوه قضائیه توضیحاتی خواهد داد.

بعد از انتشار این سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری، سید احمد خاتمی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که رابطه نزدیکی با محمد یزدی دارد با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای عدم انتشار این نامه رایزنی کرده است.

خاتمی در این تماس به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است که مطالبی که آقای یزدی مطرح کرده است، مطالب صحیح و درستی نبوده و این کار اشتباه بوده است.

او افزوده است که با توجه به این‌که آقای یزدی هم اشتباه خود را پذیرفته است و تاکید کرده است که دیگر این موارد را تکرار نمی‌کند و همچنین با توجه به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری و اینکه در آستانه دهه فجر هستیم از شما می‌خواهیم که این نامه را منتشر نکنید.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز در پاسخ به احمد خاتمی گفته است که او این نامه را نوشته و آماده انتشار است و این نامه نه برای مسائل شخصی که برای مصحلت نظام نوشته شده است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به احمد خاتمی نگفت که این نامه را قطعا منتشر می‌کند یا نمی‌کند.

۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

دکتر محمود احمدی نژاد نابغه قرن









زمانی که دکتر احمدی نژاد ادعا کرد که در امور اقتصادی و سیاسی مملکت از یک کودک 5 ساله مشورت میگرد بسیاری بر این نکته خندیدند


عده ای از خضوع و خشوع و عده ای هم به لودگی و کوته فکری عده ای تصورکردند که این یک مانور سیاسی در قبال نمایندگان مجلس است تا بگوید که تفکر و درایت کودکان 5 ساله مکتب نرفته این آب و خاک از بسیاری نمایندگان ولایت مدار روشن تر و باز تر است به خصوص افرادی چون دک رتوکلی و علی لاریجانی


ولی این گفته دکتر محمود احمدی نژاد بالاتر و صریح تر از این حرف ها بود خوشبختانه درهر سخنرانی وشکر خوری و نقل پراکنی رییس جمهور بکرات دیده و شنیده اید به نوعی که دیگر علاقه مندان ودشمنان کور دل ایشون نمیتونند تشخیص بدهند که این نکات و روایت ها دست پرورده طنز پردان است یا واقعا از کرامات ایشان


- ادعا میکند که برای دنیا الگو شده و 100 کشور از درایات ایشان الگو برداری کرده و از ایشان تقاضای الگو واحد شده اند


-ادعا دارد کوکان باهوش ایران زمین قادربه شکاف اتم درمدارس ابتدایی هستند


ادعا دارد که در پایان سال شمسی نرخ تورم ایران را یک رقمی میکند


- ادعا دارد که برای بحران اقتصادی دنیا دارای راه حل است


- ادعا دارد که ایران الگو مصرف مواد غذایی است و در ایران حتی یک نفر هم گرسنه نیست-


- ادعا دارد در ایران هیچ معترض و منتقدی نیست


- ادعا دارد که در خیابان های ایران به خصوص تهران هر کسی میتواند فریاد اعتراض سر دهد( البته نگفتند که جواب فریاد رو با چی جواب میدهند)


- ادعا دارد که میتواند در پاسخ تحریم ورزشی ایران و عدم حضور ایران در المپیک میتواند یک المپیک داخلی برگزار کند و همه مدال هارو ایران تصاحب کند


- ادعادارد که درقبال عدم همکاری آژانس اتمی و دول غربی ایران کلیه کشورهای دنیا رو تحریم اقتصادی میکند


- ادعا دارد که جمع معترضین انتخابات ریاست جمهوری به اندازه ارای یک صندوق رای هم نیستند


- ادعا دارد که در سخنرانی های سازمان ملل یک هاله ای از نور ایشان رو احاطه میکند


-ادعا دارد سوپر مارکت سر کوچه خانه ایشان هنوز ورشکسته نشده و همچنان ارزان فروشی میکند


- ادعا دارد که تمامی سازمان های جاسوسی به خصوص صهیونیستها و امریکا در صدد ربودن و کشتن ایشان هستند و ایشان با درایت و جیمز باند بازی ( بخصوص شباهت ایشان با مامور 007) توانسته از همه این توطئه ها جان سالم بدر ببرد


- ادعا دارد که سیاست های اقتصاد ی و اجتماعی ایشان خود جوش بوده و هیچ الگو برداری از حکومت حضرت یوسف نداشته و همه این شباهت ها اتفاقی بوده


- کلی ادعای دیگر که از حوصله من شما خارج است و دیگر حوصله دیدن و شنیدن ایشان رو هم نداریم


و اما این ادعای ایشان که فوران نوبغ و درایت ایشان است و خوشبختانه در ادامه صدای به به و چه چه هوادران چماق به دست ایشان رو هم به دنبال داشته


ایشان ادعا کرده که با حذف سه نقطه( البته منظورشان همان سه صفر) از ارزش واحد پول را دارد تا بتواند قیمت هارا شکسته و تورم را مهارکند


مثلا گوشت قرمز کیلویی 18000 تومان میشود 18 تومان - نان 1000تومانی میشود یک تومان و برنج 2500تومانی میشود دو5/2 تومان و حق الزحمه حضور برادران بسیجی برای سرکوب ان جمعیت واهی در خیابان ها از 650000 تومان میشود 650 تومان و حتما در پایان عمر سیاسی خود از این حرکت زیرکانه خود به نیکی یاد خواهد کرد


ولی ایشان و مشاوران 5 ساله اشان یادشان رفت که حقوق و دستمزد 400000تومانی میشود 400 تومان و ....!؟


خدایا ملت ایران را از شر هر چه احمق واحمق پرور و احمقی نژاد دوست هست نجات بده


۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

علی مطهری: احمدی نژاد آغازگر فتنه انتخاباتی بود




سرمایه: طرح وحدت ملی گرچه در هفته های اخیر اذهان برخی از فعالان سیاسی اصلاح طلب و محافظه کار را به خود مشغول داشته و موجد اظهارنظر های مختلفی توسط آنها شده است، با این حال در یک ارزیابی عینی و همه جانبه نگر، موضع گیری های صورت گرفته در این باره، بیش از آنکه تداعی گر نمودار اتفاق نظر در میان ریش سفیدان دو جناح سیاسی اصلی کشور باشد، مصداقی از تعمیق شکاف های موجود در بین طرفین در خصوص «فهم وضعیت کنونی کشور» است چراکه در شرایطی که محافظه کاران طرح مورد بحث را تعبیر به «سازش با دشمنان نظام»
کرده و بر این عقیده پافشاری می کنند که جناح مقابل با رادیکالیزه کردن فضای سیاسی کشور و افزودن بر مطالبات منتقدان وضع موجود و معترضان به نتایج انتخابات اخیر در پی ایجاد شکاف در میان مردم و نظام هستند، اصلاح طلبان با تاکید بر «حفظ اختلافات و انتقادات موجود» و همچنین «محوریت قانون و جامعه مدنی» بر این امر تصریح دارند که نیاز به وحدت ملی در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری در کشور احساس می شود.در یکی از تازه ترین واکنش ها به انتشار خبر تدوین طرحی برای برون رفت از وضعیت کنونی کشور (طرح وحدت ملی) که همزمان با آغاز به کار اجلاس ششم مجلس خبرگان رهبری توسط هاشمی رفسنجانی اعلام شد «علی مطهری» خطاب به فعالان اصولگرا تاکید کرد: «دوستان توجه ندارند که احمدی نژاد هم به هر حال در این فتنه نقشی داشته و این در مورد ایشان هم جاری است.» مطهری که یکی از چهره های شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم است؛ در این باره تصریح کرده است: «برای التیام وحدت ملی همان طور که موسوی باید به اشتباهات خود اعتراف کرده و از مردم عذرخواهی کند، احمدی نژاد هم باید این کار را انجام دهد. در غیراین صورت این فتنه همچنان باقی خواهد ماند چرا که به اعتقاد مطهری، «برخی از مخالفان طرح وحدت ملی به دلیل اینکه ادامه این فتنه و وجود این شرایط نامتعادل به نفع آنها خواهد بود؛ با طرح آشتی ملی به مخالفت برخاسته اند زیرا این افراد در چنین شرایطی راحت تر به اهداف خود می رسند.»

پاسخ عطاءالله مهاجرانی به کیهان درباره پناهندگی به انگلیس



کلمه: عطاءالله مهاجرانی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی موضوع پناهندگی خود به انگلیس را تکذیب کرد و خواستار بررسی این موضوع شد.

به گزارش «کلمه» ، مهاجرانی در آخرین پست وبلاگ خود به این موضوع پرداخته و نوشته است: نکته ای که بهانه نوشتن این یادداشت شد، این است که کیهان بارها در این سال ها نوشته است که من به انگلستان پناهنده شده ام. در سرمقاله ها، در ستون یادداشت خوانندگان ، و تازگی آقای شریعتمداری در مناظره تلویزیونی با آقای کواکبیان همین ادعا را مطرح کرده است. تکرار یک مطلب هم وقتی در طول سالیان انجام شد، لابد در اذهان مردم تاثیر می گذارد.

شب گذشته در جریان مناظره شریعتمداری مدیر مسئول کیهان با کواکبیان مدیر مسئول روزنامه مردمسالاری شریعتمداری خطاب به کواکبیان گفت:‌«شما می فرمایید که بشدت با دخالت بیگانگان مخالفم. آقایانی مانند مهاجرانی و رمضانپور و کدیور را که ما معرفی می‌کردیم الان پناهنده شده اند. معتقدم جریانی که برخی اعضای اصلی‌اش هر از چندی به خارج پناهنده می شوند،‌ حداقل باید به فکر باشند.»

مهاجرانی در این نوشته اضافه کرده است : جهت اطلاع آیت الله خامنه ای عرض می کنم که من پناهنده نشده ام و هیچگاه به هیچ کشوری پناهنده نخواهم شد. هیچگاه در عمرم گذرنامه دیگری نخواهم داشت. صد البته من در باره هموطنانی که به هر دلیل پناهنده می شوند و رنج ها و دشواری های کسب پناهندگی را تحمل می کنند ، داوری نمی کنم. هر ساله ده ها هزار نفر از مردم افغانستان و عراق و ایران و ترکیه و پاکستان و زیمبابوه و کنگو و سریلانکا به انگلستان پناهنده می شوند که داستانی است پر حسرت و پر اب چشم…..

مهاجرانی خواستار بررسی دقیق این موضوع شده و تاکید کرده است: برای کارهای کنسولی مثل تجدید گذرنامه و شرکت در انتخابات در کنسول گری جمهوری اسلامی در لندن رفته ام و حتما تمامی صفحات گذرنامه سابق و فعلی من کپی برداری شده است.

وی نوع ویزای اقامت خود را موقت عنوان کرده و نوشته است:آیه الله خامنه ای دستور دهند همین مورد بررسی شود، که من پناهنده شده ام یا نه. اگر دیدند که سخن روزنامه کیهان و نیز در سیمای جمهوری اسلامی ایران افتراست دستور دهند این موضوع از طریق خود آقای شریعتمداری تکذیب شود.

وی در پایان آورده است :البته لابد فردایی هم هست و خدایی و دور فلکی که یک سره بر منهج عدل است.

ترفند کثیف صداوسیما و جولان دادن شریعتنداری


صداوسیما پس از سخنان نسبتا خوب علی مطهری که حاوی انتقادات تندی علیه شریعتمداری ( مدیر مسئول فحشنامه کیهان بود) امروز وی را در برنامه زنده خود دعوت کرده اما در مقابلش یکی از چهره های خائن و کثیف که مدتهاست نان اصلاحات را می خورد ، مصطفی کواکبیان را قرار داده است.


کواکبیان هم در میان صحبت های خود بارها تاکید کرد که به آقای شریعتمداری ارادت دارد ! همچنین اظهارات مقام معظم رهبری مبنی بر انگلیسی و آمریکایی بودن اعتراضات را هم تایید فرمود.
لازم به ذکر است کواکبیان دبیر کل تشکیلاتی بنام حزب مردمسالاری است. این باند با اینکه در دوم خرداد 76 تشکیل نشده بود و عضو اعضای 18 گانه جبهه دوم خرداد هم نبود ، در سالهای افول اصلاحات تشکیل گردید و سعی کرد به نام اصلاحات نان و نوایی کسب کند. کواکبیان در تمام انتخابات گذشته توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شد. لازم به ذکر است یعقوب مهر نهاد فعال اجتماعی در سیستان گه به نحو غیر منتظره ای 2 سال قبل اعدام شد مسئول روزنامه مرمسالاری در سیستان بود که اعدام غیر منتظره اش با سکوت کامل کواکبیان همراه شد. خائنینی مثل کواکبیان و اصغر زاده و .... ضربات مهمی به اصلاحات زده و در واقع ستون پنجم خامنه ای هستند. صداوسیما با آگاهی از اینکه ان فرد دو رو سواد چندانی هم ندارد ،او را بعنوان اصلاح طلب در مقابل شریعتنداری قرار داده است .

به نقل از
twitlonger.comتراز مرکز

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

خبر دستگیری احسان خرسندی فوتبالیست سابق پرسپولیس در روز عاشورا



به گزارش جهان، ماموران انتظامي در روز عاشورا يكي از بازيكنان سابق پرسپوليس كه در ميان اغتشاشگران بوده را دستگير كرده‌اند. بنابراین گزارش الف -خ ( احسان خرسندی) از جمله بازيكناني بود كه براي 2 سال در تيم فوتبال پرسپوليس بازي كرد و فصل گذشته، پس از دريافت رضايتنامه خود راهي ابومسلم شد تا براي اين تيم مشهدي بازي كند. وی در فصل جاري نيز در تيم داماش گيلان توپ مي‌زند كه در روزهاي اخير به دليل دستگيري در تمرينات اين تيم شركت نمي‌كند. این فوتبالیست در روز عاشورا در ميان اغتشاشگران بوده و پس از حضور در خيابان وليعصر از سوي ماموران بازداشت شده‌است.

شکست طرح جمع‌‌آوری اسکناس‌های نوشته شده



بانک مرکزی روز دوم دیماه، از مردم و کسبه خواست که از پذیرش اسکناس‌های نوشته ‌‌شده خودداری کنند. مهلت داده شده به مردم برای تحویل این اسکناس‌ها، تنها ۱۴ روز بود. روابط عمومی این بانک اعلام کرده بود که از روز ۱۷ دیماه، اسکناس‌های مهرخورده و دارای شعار معتبر نخواهند بود. این فراخوان به دلیل بی‌اعتنایی مردم و کمبود امکانات فنی و پرسنلی در بانک‌ها برای بازبینی اسکناس‌ها، شکست خورد.

نقش روزمره اسکناس

حجم اسکناس در گردش در ایران، به دلیل فراگیرنبودن استفاده از کارت‌های اعتباری، حواله‌ها یا چک، بسیار بالاست. شمار قابل توجهی از خانواده‌ها، بنگاه‌ها و مغازه‌داران نیز به جای نگاهداری پول در بانک، نقدینگی خود را به شکل‌های سنتی و شخصی نگاهداری می‌کنند. این فرهنگ، دست‌کم در شهرهای کوچک و روستاهای ایران، جلوه‌ای مسلط دارد. بیشتر صاحب‌نظران، تعویض سریع پول و از دور خارج کردن برخی اسکناس‌ها را با این شواهد، ناممکن و خیالپردازانه می‌دانند.

محسن شمشیری، روزنامه‌نگار اقتصادی با غیرکارشناسی خواندن اولتیماتوم بانک مرکزی، به دویچه‌وله گفت: « حجم پول در گردش ایران، حدود ۸ الی ۹ درصد است و بسیاری خرده معاملات در جامعه، تنها با اسکناس انجام می‌شوند. چگونه می‌توانستند مثلا در ۲۰۰ شهر و روستا و با پنجاه شصت هزار شعبه بانکی، حجم وسیعی از پول را در مدتی کوتاه عوض کنند؟ برای این‌کار، لازم بود در هر شعبه، گروه و تیمی را موظف به بازبینی اسکناس‌ها کنند. باید در خزانه‌های هر بانک، کسانی را مامور عوض کردن پول می‌کردند و البته مشکل بزرگ‌تری هم بود و آن این‌که اصلا خیلی از مردم از این طرح خبر نداشتند!»

مهار ناممکن اسکناس‌نویسی

به نظر می‌رسد تهدید دولت و بانک مرکزی برای نامعتبر خواندن اسکناس‌های شعارنویسی شده، اثر چندانی در افکار عمومی نگذاشته باشد. پاره‌ای مقامات و رسانه‌های دولتی تاکید کرده بودند که اسکناس سرمایه‌ای ملی است و نباید به آن آسیب رساند. یکی از فعالان جنبش سبز در وبلاگ ‌خود نوشته که بهترین سرمایه‌های این مملکت، زنان و جوانان و مردانی هستند که حاکمیت با گلوله و خشونت از آنها پذیرایی می‌کند.

مدیر یک کارگاه لاستیک‌سازی در کرج به دویچه‌وله گفت: «همه ما شنیدیم که قرار است پول‌ها را عوض کنند، اما اصلا توجهی نکردیم. من از هیچیک از دور و بری‌های خود نشنیدم که بی‌اعتبار شدن اسکناس‌های شعاردار را جدی گرفته باشند.

یک خانم خانه‌دار، اسکناس‌های شعارنویسی شده را یادگاری از جنبش اعتراضی می‌داند و می‌گوید: «من حدود صد تا هزارتومانی نوشته شده دارم. به تجربه می‌دانم که طرح‌های دولت اجرا نمی‌شوند ولی اگر هم این اولتیماتوم جدی بود، عین خیالم نبود که اسکناس‌هایم را پس بدهم.»

کاربرد اسکناس‌های اعتراضی

مهدی جامی، کارشناس رسانه، اسکناس‌نویسی را کنشی سیاسی و اجتماعی با ضریب امنیتی بالا می‌‌خواند. او می‌گوید اسکناس‌نویسی چون در خلوت افراد انجام می‌شود، خطرات کمتری برای معترضان دارد. وی اسکناس‌نویسی را نشانه‌ی انسداد اجتماعی و عدم دسترسی گروه معترضان به مجاری و رسانه‌های رسمی نیزمی‌داند.

جامی در خصوص ظرفیت و نقش اسکناس‌نویسی در جنبش اعتراضی جاری می‌گوید: «هر رسانه‌ای با تداوم پیام رسانی، به همدلی در یک حوزه معین کمک می‌کند. تبادل هزاران هزار اسکناس دارای تصویر و شعار، نوعی ابراز وجود است و تکرار علامت پیروزی، تکرار چهره سهراب یا ندا، اعلام حضوری است که به ایجاد روحیه، همدلی و همبستگی کمک شایانی می‌کند»

فعالان جنبش سبز، در واکنش به شکست طرح دولت برای تحویل اسکناس‌های اعتراضی، روز ۱۷ دیماه را "روز ملی اسکناس‌نویسی" نامیده‌ و همگان را به ادامه شعارنویسی بر روی اسکناس‌ها فراخوانده‌اند.

سپاه وارد قوه قضائیه هم شد



روابط عمومی قوه قضائیه اعلام کرد صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه، محمد باقر ذوالقدر را به سمت مشاور خود انتخاب کرد.

ذوالقدر در زمان وزارت پورمحمدی بر وزارت کشور در دولت نهم، معاون امنیتی این وزارتخانه بود که در سال ۱۳۸۶ برکنار شد.

ذوالقدر در دوران جنگ ایران و عراق مدتی فرمانده قرارگاه جنگ‌های نامنظم سپاه و به مدت هشت سال نیز جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران بود. وی همچنین یکی از کسانی است که در جریان وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ از او در کنار سردار نقدی به عنوان یکی از صادرکنندگان فرمان حمله به کوی دانشگاه نام برده شد. ذوالقدر همچنین یکی از امضاکنندگان نامه شدیداللحنی است که فرماندهان سپاه در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی به او نوشتند و وی و سیاست‌هایش را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

قاسم شعله سعدی حقوقدان می‌گوید سمت مشاور در سیستم اداری ایران یک پست تشریفاتی است و وظایف و اختیارات مشخصی ندارد. با این وجود وی به وجود مشاورانی که گاه در تصمیم‌گیری‌ها نقش مهمتری از مدیر اصلی ایفا می‌کنند، اذعان می‌کند.

وی همچنین می‌گوید بعد از حضور نظامی‌ها در دو قوه مجریه و مقننه، گویا اینک نوبت به قوه قضائیه رسیده است که به نظر او تا به حال از هجوم نظامیان درامان مانده بود: «به نظر می‌رسد نظامی‌ها که هم در قوه مقننه‌ی ما حضور خیلی وسیعی دارند و هم در قوه مجریه، این بار تصمیم گرفته شده است که قوه قضاییه را هم بی‌نصیب نگذارند. هم اکنون حکومت کمترین نفوذ را روی قوه قضاییه دارد. درصد بالایی از قضات ما قضات مستقلی هستند و کمتر نفوذ حکومت روی قوه قضاییه است، هرچند که بخشی و تعدادی از قضات عملاً زیر نظر مقامات بالای کشور انجام وظیفه می‌کنند و حتی یک تئوری مطرح است به نام تئوری اذن یعنی قضاتی هستند که می‌گویند، ما از مقام بالا ماذون هستیم و مسئولیت رأیی که می‌دهند در واقع متوجه‌ی رأس هرم حاکمیت است».

البته بسیاری از حقوقدانان معتقدند تنها بخشی از سیستم قضایی که مربوط به دعاوی مالی و خانوادگی و غیرسیاسی است از نفوذ حکموت در امان مانده و سایر بخش‌ها به شدت توسط مقام‌های بالای حکومتی کنترل می‌شود.

سپاه پاسداران هم‌اکنون صاحب ۵۱ درصد سهام شرکت مخابرات ایران، فازهای ۱۵ و ۱۶ میدان گازی پارس جنوبی، خط انتقال گاز عسلویه به ایرانشهر و پروژه ساخت خط آهن منطقه آزاد چابهار است.

شعله‌سعدی خبر انتصاب یک فرمانده سابق سپاه به مشاورت رئیس قوه قضائیه را خبری بد برای سیستم قضایی ایران دانسته و می‌گوید: «می‌شود حدس زد که حضور یک عنصر نظامی، آن هم فرد شناخته‌شده‌ای مثل آقای ذوالقدر که به عنوان یک چهره ‌رادیکال و تندروی راست شهرت دارد، به عنوان مشاور قوه قضاییه خبر بدی است. این خبر موجب نگرانی قوه قضاییه برای حفظ استقلال خودش و نیز احساس نگرانی در خصوص متهمینی است که الان زیر تیغ قوه قضاییه قرار دارند».

خبر انتصاب فرمانده سابق سپاه به سمت مشاور رئیس قوه قضائیه در حالی اعلام شد که دادستان تهران گفته است برای پنج تن از دستگیرشدگان روز عاشورا اتهام محاربه ثابت شده. این خبر نگرانی‌هایی را در خصوص خطر اعدام برخی از دستگیرشدگان عاشورا ایجاد کرده است.

قاسم شعله سعدی می‌گوید هیچ بعید نیست که انتخاب یک نظامی به عنوان مشاور قوه قضائیه به منظور دخالت در پرونده‌های سیاسی صورت گرفته باشد. او می‌گوید: «بعید نیست که بخواهند نوعی هماهنگی ایجاد کنند و از این طریق تصمیمات قضایی را نظامیان بگیرند و قضات فقط ماشین امضاء باشند. این نگرانی‌ها وجود دارد و برای رفع هرگونه شائبه‌ای مصلحت قوه قضاییه این است که از این نوع انتصاب‌ها جداً خودداری کند».

تصاویر از ایران سبز در بازی ایران - سنگاپور

در بازی فوتبال ایران و سنگاپور تیم ایران موفق شد با نتیجه سه بر یک به پیروزی برسد
ولی نتیجه محک تر و قاطع تر پیروزی اراده مردم حاضر در استادیوم بر قوای قهریه صدا وسیمای ضرغامی بود
تا دقایقی صدای رسا و دشمن کر کن یا حسین میرحسین از طریق گیرنده ها فضای ایران اسلامی را تحت تاثیر قرار داده بود تا اینکه صدا وسیمای ضرغامی مجبور به قطع صدای فضای استادیوم شد












۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

نامه مخملباف / جنتی لرزان تا جنتی همه کاره ….




نامه مخملباف / جنتی لرزان تا جنتی همه کاره ….

نوشته شده در ۲۵ , آذر , ۱۳۸۸ | توسط آرش سیگارچی |

مصطفی تاجزاده در دادگاه خود نه تنها سکوت کرده که خواستار محاکمه احمد جنتی ، رییس کهنسال شورای نگهبان پیش از محاکمه خود شده است. تاجزاده استدلال کرده اگر همان سال ۷۹ که از او شکایت کرده بود به شکایت تاجزاده رسیدگی می شد ، امروز این وقایع اتفاق نمی افتاد.

این درخواست تاجزاده خاطراتی را زنده کرده از جمله این نامه محسن مخملباف خطاب به تاجزاده است:


مصطفی عزیز

پیشنهاد ترا برای محاکمه جنتی خواندم و خاطراتی در مورد جنتی برایم زنده شد.

سال ۱۳۵۷ بود.هنوز چند ماه به انقلاب ۲۲ بهمن مانده بود و ما در زندان قصر بودیم.حسین جنتی پسر جنتی هم با ما بود.او پسری مودب، با هوش و مهربان بود. هنوز چشمان معصوم و لبخند همیشگی اش را به یاد دارم. معمولا عصرها از ساعت ۴ تا ۵ در حیاط کوچک زندان بند (۷و۸)با هم قدم می زدیم و برای آینده ایران رویا می بافتیم.

یک روز که با حسین جنتی در حال قدم زدن بودم، بلندگوی زندان نام مرا خواند و دوباره به کمیته مشترک که محل شکنجه و بازجویی ها بود بازگردانده شدم. (این زندان اکنون موزه شده است.زندان امروز تو هم روزی موزه خواهد شد)مرا به اتاق بازجویی بردند. وارد اتاق که شدم، نگهبان چشم بند را از چشمم برداشت و روی صندلی نشستم.بازجویم عوض شده بود و این بار رسولی، بازجویی که قد کوتاهی داشت، واز خشونت او در بازجویی ها بسیار بد می گفتند روبرویم بود.سمت راست من، درست روبروی میز بازجو، مردی نحیف الجثه و با ریش بلند نشسته بود که دستهایش لرزه گرفته بود و نمی توانست خودکار را در دست بگیرد. رسولی نگاهی به من انداخت و بعد از چند ناسزا و تهدید، برگه های بازجویی را جلوی من گذاشت.سوالات روی برگه مربوط بود به فعالیت های سیاسی من در زندان سیاسی و گزارش هایی که از فعالیت های من توسط ماموران مخفی در زندان رسیده بود.

بعد از چند لحظه رسولی با اشاره به مرد نحیف و لرزانی که در حال لرزیدن بی وقفه بود، پرسید:اینو می شناسی؟
به مرد لرزان بهتر نگاه کردم. او را نمی شناختم. گفتم:نمی شناسم.
رسولی گفت:این بابای حسین جنتی است که عصرها باهاش توی حیاط زندان قدم می زنین.
این اولین بار بود که من آقای جنتی را می دیدم. ایشان هنوز آیت اله نبود و اسم و رسمی نداشت.
رسولی به او رکیک ترین فحش ها را داد و گفت:تو که کتک نخورده لرزه گرفتی برای چی روی منبر علیه شاه حرف زدی؟!

و آقای جنتی قسم خورد که علیه شاه اصلا حرف نزده و فقط روضه اباعبدالله خوانده.
رسولی با فحش به او گفت: ما نوارتو رو ضبط کردیم.این دفعه ولت می کنم بری، ولی اگه دفعه دیگه از این گه ها بخوری از ریش آویزونت می کنم.

و آقای جنتی می لرزید و قسم و آیه می خورد که غیر از روضه ابا عبدالله بالای منبر حرفی نزده و نخواهد زد.
مدتی بعد که بازجویی های جدیدم تمام شد، به قصر برگشتم و ماجرا را برای حسین جنتی گفتم و اشک او از کنار لبخند همیشگی اش سرازیر شدوگفت: پدرم را که دیدی، جثه بسیار ضعیفی دارد و طاقت شکنجه ندارد.

سال ها بعد من در حوزه هنری قصه نویس بودم. حوزه هنری که ابتدا توسط هنرمندان جوان به طور مستقل شکل گرفته بود، طبق فرمان خمینی موظف شد زیر مجموعه سازمان تبلیغات باشد. و از آن پس آیت اله جنتی که رئیس سازمان تبلیغات بود، سه شنبه ها برای سرکشی به حوزه هنری می آمد.

دریکی از آن روزها به هنگام ناهاربود که آیت اله جنتی آمد.در حالی که دست پسر بچه کوچکی را گرفته بود .در آن ایام معمولا ناهار هنرمندان حوزه هنری نان و هندوانه بود.او سر سفره نشست، اما لب به غذا نزد و در حالی که ما ناهار می خوردیم، ایشان در باب حرام بودن موسیقی مشغول صحبت شد.من از مدیر وقت حوزه هنری پرسیدم:چونکه نان و هندوانه ناهار ماست، آیت اله جنتی غذا میل نمی کنند؟

و مدیر حوزه هنری گفت: ایشان روزه هستند.

گفتم: نه ماه رمضان است که روزه واجب باشد و نه دوشنبه و پنج شنبه که روزه مستحبی بگیرند، امروز سه شنبه است و من تا به حال درباره روزه سه شنبه نشنیده ام.

مدیر حوزه گفت:آقای جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است،و روند انقلاب را قبول ندارد، دستگیر یا اعدام شود،ایشان ۴۰ روز روزه شکر بگیرند.دیروز پسرآیت اله ،حسین جنتی، در اصفهان کشته شد و این روزه آیت اله جنتی برای شکرگذاری اوست. و این پسر کوچک هم نوه اوست. یعنی پسر حسین جنتی.

چشم های پسر حسین شبیه چشم های حسین معصوم بود و درگوشه لبش همان لبخند همیشگی حسین پیدا بود.مدیر حوزه گفت نوه آیت اله هنوز از کشته شدن پدرش خبردارنشده.و قرار نیست به این زودی ها به او بگویند.

مصطفی عزیز!

جنتی در زندان ساواک کتک نخورده و شکنجه نشده لرزه گرفته بود، اما وقتی نوبت به قدرت رسید، دیگر لرزه و لقوه نگرفت. حتی چشمش را بر خون پسرش بست.او در آن روز سه شنبه، بی آن که نشانه ای از تاثر از خودش بروز بدهد، تنها در باب حرام بودن موسیقی در اسلام حرف زد.

من او را مقایسه می کنم با آیت اله منتظری که وقتی فرزندش محمد شهید شد،روبروی دوربین تلویزیون با صداقت تمام گریست.

منتظری اگر پسر خودش را دوست نمی داشت، چگونه می توانست زندانیان بی گناه دیگری را که در سال ۶۷ اعدام شدند، دوست داشته باشد و برای اعتراض به ظلمی که بر آن ها شده، دست از رهبری در آینده بردارد.

مصطفی عزیز!

جنتی چشم بستن بر تقلب در انتخابات را از چشم بستن بر خون پسرش و چشم بستن بر ضعف خود در بازجویی های ساواک تمرین کرده است.

کسانی که با من سر آن سفره نان و هندوانه آن روز سه شنبه نشسته بودند همان کسانی بودند که چندی بعد با حکم حضرت آیت اله جنتی به دلیل اعتراض به دور شدن انقلاب از آرمان های اولیه اش از حوزه هنری اخراج شدند.

این گروه ۱۵ نفر بودند. به جز من یکی از آن ها سلمان هراتی بودکه درتصادف ماشین کشته شد. یکی حسن حسینی بود که سال ها خانه نشین شد و دقمرگ شد و یکی قیصر امین پور که این روزها پس از مرگش برای او امامزاده می سازند و در زمان حیاتش با حکم جنتی اخراجش کردند و سالیان دراز مغضوب شد.
مصطفی عزیز!

امروزه نه تنها روح حسین جنتی از دست رفتار پدرش در رنج است، نه تنها قهرمانان در بندی چون تو، از ظلمی که جنتی بر روند دمکراسی ایران کرده است در خشمید، که دیگر خدا از دست او به فریاد آمده است.صدای خشم خدا را از فریاد بندگان خشمگین اش در خیابان های سبز ایران نمی شنوی؟
من اگر جای خدا بودم از آنچه جنتی به نام من انجام داده ست ،خدایی ام را پس می دادم .

محسن مخملباف

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

چرا بدون اطلاع مجلس، 280 میلیون دلار به بولیوی وام دادید؟



پارلمان‌نیوز:دو عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در جلسه علنی روز یکشنبه به اعطای 280 میلیون دلار وام از سوی ایران به کشور بولیوی اعتراض کردند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، مصطفی کواکبیان با استناد به اصل 80 قانون اساسی اظهارداشت:«گرفتن و دادن وام و کمک های بلاعوض به خارج از سوی دولت باید زیر نظر مجلس صورت گیرد.»

وی افزود:«از سوی دولت ایران 280 میلیون دلار وام به کشور بولیوی اعطا داده شده است که لازم است در این مورد به دولت تذکر داده شود.»

داریوش قنبری نیز با استناد به این اصل قانون اساسی گفت:«لازم است این موضوع توجه ویژه ای شود و شان و جایگاه مجلس حفظ شود، دولت باید در این مورد از مجلس اجازه بگیرد و در حال حاضر نیز باید از مسوولین خواستار توضیح شویم.»

ابوترابی نیز در پاسخ به این تذکر قول انتقال تذکربه دولت را داد.

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

حزب الله یا نایب الله



حتما شما هم سخنرانی های این چند روز رو از صدا و سیمای ضرغامی گوش دادید
هر خطیبی که در پشت گوشکوب صدا و سیما قرار میگیرد چه در تربیرون نماز جمعه که خطیبش آقای جنتی باشه و یا اقای احمد خاتمی و چه در میز گزدهای شبکه های چندگانه صدا و سیما فرق نمیکنه یک چیزی در تمام اون ها مشترک هست همه اون ها مخالفت و یا نقد بر نظام رو کفر و ضدیت با خدا میدانند اگر زمانی نقدی کنی و بگی چرا در طول این سی سال اقتدار نظام همچنان دزدی و ندانم کاری ووو بر قرار هست این مساوی است با ضدیت با ولی فقیه ، اسلام ، و خود خدا اگر بگوی گوشه عبای فلانی کج است این یعنی مخالفت و ضدیت با حضرت پیامبر حتما به یاد دارید اقای کروبی رییس مجلس نظام بود و بارهای در انتخابات از طرف شورای نگهبان و مردم و نمایندکان مجلس رای اورده بود و حالا شده مخالف با خدا و آخوند بی سواد ( یعنی همه اون تاییدیه ها از طرف شورای نگهبان و وو یعنی کشک؟ نکنه همون کشک هنوز داره تولید میشه و چند سال بعد آقای لاریجانی و لاریجانی وو احمدی نزاد هم آره؟!!؟) به یاد دارید که اگر سه نفر از رجل سیاسی نامبرده میشد حتما در کنار نام امام نام آقای خامنه ای و آقای هاشمی برده میشد ولی حالا آقای هاشمی سرکرده مافیای سرمایه است( فردا کسانی که در کنار جنتی و احمدی نژاد ووو قرار گرفتند سرکرده کدوم مافیا میشند؟!!؟؟ در آخر اینکه میزان عدالت خداوند در دست هیچ ابولبشری نیست و خواهشا پای خود را از مقام غصبی حزب الاهی که به خود نصب داده اید به مقام نایب الهی نکشید ان کسی که میدونه کی بهشتی و است و کی دوزخی خداست و اینقدر .... نکنید یادتان نرود حضرت سجاد (ع) با اون همه مقام و منزلت در نیایشهای خود از خدا میخواست که از حزب الهی ها باشد ولی حالا هر گردن کلفت قمه بدست و ریشوی بدهن با هزار کند کاری خودش رو حزب الهی میدونه

راه حل های پنجگانه میرحسین موسوی برای خروج از بحران



بنده ابایی ندارم یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند


جنبش راه سبز (جرس): میرحسین موسوی در نخستین بیانیه خود پس از فجایع عاشورای 88 ضمن انتقاد شدید از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد. وی ضمن خودجوش خواندن اعتراضات مردمی در تاسوعا و عاشورای حسینی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد. وی بی آنکه به شهادت خواهر زاده مظلوم خود در این وقایع اشاره کند تصریح کرد که بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست. او تاکید کرد که با فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد. رهبر جنبش سبز در این بیانیه اعتراضات مردمی در تاسوعا و عاشورای حسینی را خودجوش خوانده و از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران به شدت انتقاد کرد.

متن کامل این بیانیه که بعد از تهدیدهای متعدد کودتا گران از اهمیت فراوانی برخوردار است به شرح ذیل می باشد:


بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما


همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.


برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.


مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.


گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟


اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .


بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟


آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.


بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .


من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.


بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.


ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .


ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .


اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .


بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :


1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .


2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .


3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .


4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟


5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .