۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

خسته ایم، اما زنده باد امید! ( بابک داد)




عده ای می گویند: "چرا روز بیست و دو بهمن، آن اتفاق بزرگی كه همه منتظرش بودیم نیفتاد؟ همان اتفاقی كه بعضی ها وعده اش را داده بودند؟ یعنی سرنگونی حكومت!" بعضی از ما دچار خستگی و ناامیدی شده اند، و یا حتی ممكن است از ادامه مقاومت و مبارزه خسته شده باشند. اما عده ای هم هنوز امیدوارند ولی با این حال سئوالاتی دارند. سئوالها زیاد است: "چه كنیم؟ حالا باید چه كنیم؟"

"خستگی"، بخشی از "واقعیت تلاش" است. آدمی كه راهی نرفته و تلاشی نكرده، هرگز خسته هم نمی شود. حتی ناامیدی هم، بخشی از تلاش امیدوارانه است. گاهی حتی برای یك آدم امیدوار، لحظاتی پیش می آید كه دیگر امیدش را از دست می دهد. بعضی از بچه های تلاشگر هم ممكن است یكهو بپرسند: "ما برای چه داریم مبارزه می كنیم؟ چرا داریم خودمان را به كشتن می دهیم؟ می میریم تا زندگی بهتری بكنیم؟! این دیگر یعنی چه؟ خب بگذار اینها حكومتشان را بكنند! بگذار هر غلطی می خواهند بكنند! ما خسته شدیم!"

این اتفاق برای من و بچه هایم در طول چهارماه فرار و زندگی مخفی و پر اضطراب بارها روی می داد. بارها خستگی و كلافگی ما را از پای در می آورد اما امید باعث می شد یكبار بنشینیم و از بالا تا پایین به كاری كه می كنیم فكر كنیم. ما غالبا" از درون همین خستگی و بیم و امید، دوباره به یاد كسانی می افتادیم كه بیش از این هزینه داده و اكنون یا قربانی شده اند و یا در زندانها شكنجه می شوند و آزار می بینند. بعد انرژی ما بازسازی شده بود. راه می افتادیم.

وقتی مبارزه زمانبر است و حریف مان از هیچ وحشی گری و سركوبی رویگردان نیست، ممكن است گاهی چنین شویم؛ خسته، و حتی ناامید. بهتر است این وقتها بنشینیم و اول خستگی مان را از تن بیرون كنیم و بعد فكر كنیم. نباید بگذاریم خستگی را با یأس و ناامیدی اشتباه بگیریم. ما فقط خسته شده ایم و با كمی استراحت، دوباره همان مبارز قوی خواهیم بود. باید ببینیم چطور می شود بعد از این خستگی، دوباره نیرو و انرژی گرفت؟ با امید؟ با شعار؟ با تبلیغات؟ من می گویم با "آگاهی"! با آگاه شدن از آنچه واقعیت دارد می توان امیدوار شد و یا ناامید!

كافی است چند دیده بان صادق بر بلندایی بروند و از آن بالا برای ما كه این پایین نشسته ایم و خسته و احتمالا" ناامیدیم، شرح بدهند كه در صحنه واقعیت چه می بینند؟ برایمان بگویند بیرون از اینجا، واقعیت آرایش نیروهای ما و دشمن چطور است؟ و ما در صحنه واقعیت، در كجای میدان نبرد قرار داریم؟ همین. این كار كیست؟ چه كسانی می توانند دیده بانان خوب و مورد وثوقی باشند و راستش را برایمان شرح بدهند؟ شاید تحلیلگران. روزنامه نگاران. مفسران. و خود شما شهروندان آگاه.

دنیا تازه دارد تصاویر واقعی 22 بهمن را از فراز تبلیغات ساختگی حكومت می بیند. من در برنامه روز جمعه به بخشی از دیده هایم از این حركت مردمی اشاراتی كردم. حالا می خواهم آنها را فهرست وار بگویم. بگذارید به عنوان یك تحلیلگر از فراز یك بلندی كه می توانم تقریبا" تمام صحنه نبرد را ببینم، برایتان شرح بدهم ما در چه وضعی قرار داریم و حكومت در چه وضعی است؟ بعد كه دیدیم آرایش واقعی ما و آنها چگونه است، بنشینیم و ببینیم حالا چه باید بكنیم؟ موافقید؟

اول: روز 22 بهمن، كودتاچیان "تمام" نیروهای خود را برای تصرف میدان آزادی تهران آوردند. صف اتوبوسها و خاك سفری كه بر تن آن صدها هزار نفر نشسته است، گویای همین واقعیت بود. این جمعیت، "تمام دارائی حكومت" از مردم ایران بود. این همه همان میلیونها نفری است كه آقای خامنه ای می گوید از نظام او حمایت می كنند. آنها از تمام كشور توانستند همین مقدار را جمع آوری كنند تا میدان آزادی را تصرف نمایند و البته در شهرستانها هم تظاهرات سنتی كم شماری برگزار شد. كودتاچیان قبلا" شهرستانها را با سركوب و ارعاب و بازداشت نیروهای مؤثر، كنترل كرده بودند و حالا شهرستانها با جمعیتی خیلی به تظاهرات سنتی 22 بهمن مشغول بودند و نمایش ملت همیشه در صحنه در میدان آزادی تهران برپا شد. حالا اگر تمام این جمعیت را جمع بزنیم، آیا طرفداران حكومت اسلامی را می توان با واحد "میلیونها" شمارش كرد؟ پس آنها پرشمار نیستند و در اقلیت قرار دارند.

دوم: برای اولین بار بعد از سال 57، در راهپیمایی رسمی روز 22 بهمن، از ایران "دو صدا" بیرون آمد. یكی صدای رسمی حكومت بود كه باز برای جهان شاخ و شانه كشید و دومی كه بسیار مهم بود صدای اعتراض و مخالفت مردم به این حكومت بود. این كار بزرگ را شما كردید كه اكنون در رسانه های جهان از دو صدای ایرانیها سخن می گویند.

سوم: حكومت مجبور شد لحن خود را حقیقی كند. لحن حكومتی ترسیده و وحشتزده كه با مردم داخل با زبان "باتوم" سخن گفت و با دنیای خارج با زبان تهدید و بمب و اورانیوم 20 درصدی حرف زد. این لحن، لحن یك حكومت پیروز نیست.

چهارم: لحن پیام تشكر! خامنه ای از ملت همیشه در صحنه، سرشار بود از عصبیت و فحاشی با معترضان و تحقیر آنان. آیا این لحن یك رهبر پیروز است یا ادبیات یك رهبر زبون و شكست خورده و ترسیده؟ چه كسی آقای خامنه ای را به این حد از ترس و استیصال رسانده است؟ شما مردم. شما مردمی كه نباید فراموش كنید چقدر قدرت بالایی دارید.

پنجم: بعد از رد شدن وانت از روی مردم در عاشورا، تهدید معترضان به اینكه اگر 22 بهمن دستگیر شوید، تا 20 فروردین علی الحساب در زندان می مانید، بعد از كشتن خواهر زاده موسوی و ضرب و شتم كروبی و حمله به سخنرانی خاتمی در جماران، آنان و تمام معترضان بدون هراس به میدان آمدند. باز كتك خوردند ولی آمدند. آیا این نشانه شكست ماست؟

آیا همین چند نكته كوتاه، منشأ امید است یا ناامیدی؟ آیا داشتن چنین قدرتی در مردم، ما را امیدوارتر می كند یا ناامید؟ من می گویم تا چشمان فرزندان ما در زندانها به عمل و اقدام ماست، ما بهانه ای برای ناامیدی نداریم. تا به هدف نهایی نرسیم، حق نداریم ناامید باشیم. می توانیم خسته باشیم اما ناامید هرگز. یأس ما بهترین سلاح كودتاچیان است! پس اگرچه از نبرد با این اختاپوس گهگاه خسته می شویم، اما مبارزه را تا پیروزی ادامه می دهیم! تمام دست و پاهای این اختاپوس را یك به یك قطع می كنیم تا به رهایی برسیم و آزادی را در آغوش بگیریم. پس زنده باد امید!

۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

ضارب ” سعید حجاریان ” رئیس امور ایثارگران بسیج شد


سعید عسگر،ضارب "سعید حجاریان" (مشاور سید محمد خاتمی در دولت اصلاحات)، اخیرا رییس امور ایثارگران بسیج واقع در خیابان سمیه در مرکز تهران شده است.

یک منبع موثق در گفتگو با جرس با اعلام این خبر افزود: پدر سعید عسگر هم به تازگی به ریاست اداره آموزش و پرورش شهر ری رسیده است.

گفتنی است که سعید عسگر به عنوان ضارب « سعید حجاریان » در اسفند 1378دستگیر شد وی در زمان ترور بیست سال داشت و دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب بود. وی در دادگاهی که به این منظور برگزار شد به ۱۵ سال زندان محکوم شد،اما پس از مدت کوتاهی از زندان آزاد شد.

سعید عسگر خرداد ۱۳۸۲ رهبری ۲۵۰ نفر لباس شخصی را بر عهده داشت که به خوابگاه شهید همت (طرشت) دانشگاه علامه طباطبایی حمله ور شدند.


حمله موشکی ایران به اسرائیل از سایت موشکی مازندران + عکس


در این مسابقات كه 16 تیم از 8 شهرستان ( پسران و دختران ) شركت داشتند كه تعداد آنها حدودا 650 دانش آموز بود.

ما نیز در ابتدا و پس از خواندن تیتر شوكه شدیم اما بعدا متوجه شدیم كه این خبر واقعیت دارد . بله دانش آموزان مازندرانی در حركتی نمادین به سمت اسرائیل موشك های كاغذی پرتاب كردند.

به گزارش دریانیوز ، به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر، گروه طبرستانی پیشگامان مازندران مسابقات پرتاب موشك های كاغذی یادواره شهدای غزه را در مجتمع پردیس دانشگاه مازندران در بابلسر برگزار كرد


دکتر شکوری راد :آنچه در 22 بهمن برای جنبش سبز اتفاق افتاد شکست نبود، بلوغ بود


دکتر علی شکوری راد: ارزیابی آنچه در 22 بهمن گذشت

جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمائی 22بهمن موفق به غلبه نشد و سبزها که اعلام کرده بودند با نماد سبز در این راهپیمائی شرکت می کنند علی رغم حضور گسترده نتوانستند بطور عمومی از نماد سبز استفاده کنند و این مسأله موجب شد حامیان دولت جمعیت آنها را به نفع خود مصادره کنند و در تبلیغات رسمی آنها را موافق وضعیت موجود قلمداد کنند. این یک زورآزمائی در شرایط برابر نبود که نتیجۀ آن بتواند ارزیابی واقعیت جامعه را بدست بدهد و آنچه نصیب جناح حامی وضع موجود شده است صرفا یک برد تبلیغاتی است و نه از میدان بدر کردن جنبش سبز.


در حالی که آنها از ابزار و امکانات و امنیت بسیار زیاد برای برنامه ریزی و سازماندهی برخوردار هستند معترضین از هرگونه امکانی محروم شده اند و از هیچ امنیتی حتی برای یک تلفن زدن برخوردار نیستند. با این حال هشت ماه است که جنبش اعتراضی مردم زنده است و علی رغم همۀ فشارها بالیده است و این خود پیروزی کمی نیست.

پیروزی واقعی برای آنها خاموش کردن اعتراضات مردمی است و برای جنبش اعتراضی بقا و بالندگی. آنها پیروز نیستند چرا که نتوانسته اند جنبش سبز را خاموش کنند و برای جلوگیری از بالندگی آن در 22 بهمن ناگزیر شده اند همۀ ظرفیت خود را بکار بگیرند و با این حال همچون تلاش ناکامشان برای مصادرۀ 40 میلیون شرکت کنندۀ ادعایی در انتخابات گذشته نمی توانند انبوه شرکت کنندگان در راهپیمائی 22 بهمن را به نام خود ثبت کنند. حضور اعضاء جنبش سبز در راهپیمائی 22بهمن همانند شرکتشان در انتخابات گذشته اشتباه نبوده است و اگر کسانی در این راهپیمائی شرکت نکرده باشند اشتباه کسانی را مرتکب شده اند که در انتخابات گذشته شرکت نکردند ولی پس از آن خود را جزء جنبش سبز نامیدند. همانها که اکنون بیشترین سرخوردگی ها را فریاد می کنند و خواسته یا نا خواسته در جهت تبلیغات رسمی دولت حرکت می کنند.


موسوی هرگز بیانیه نداد و سازماندهی نکرد که مردم با نماد سبز و یا شعارهای متمایز در راهپیمائی شرکت کنند. دعوت او به حفظ هویت، مسالمت و پرهیز از شعارهای ساختار شکنانه بود. سایر رهبران و احزاب حامی جنبش سبز نیز همین ها را خواستند و اعلام کردند. هیچ کس پوستری چاپ یا توزیع نکرد که بر روی آنها شعارها و یا عکس رهبران جنبش سبز نقش بسته باشد. هیچ کس پارچۀ سبز بین مردم پخش نکرد. هیچ بلندگویی در اختیاراعضاء جنبش سبز نبود. هیچ تشکیلاتی هیچ سازماندهی ای برای چگونگی حضور سبزها نکرد و وسیلۀ نقلیه برایشان مهیا نکرد. ولی تا دلتان بخواهد آنها ترسانده شدند. بازداشت های شبانه تا شب آخر ادامه داشت. سایت ها فیلتر و مجاری اطلاع رسانی مسدود بود. بسیاری از افراد موثر در بازداشت بودند و تمام ارتباط گیری ها تحت کنترل بود. احزاب و تشکلها فقط بخاطر صدور بیانیه هایی که فقط در سایت های فیلتر شده منتشر شده بودند، تهدید و اعضاء آنها احضار شدند. اما باز ترس و واهمه از حضور سبزها غوغا می کرد. تهران هرگز این تعداد نیروی امنیتی و انتظامی بخود ندیده بود.

آنها هر چه در توان داشتند بکار گرفتند تا صدایی از کسی برنیاید. هر پنجاه قدم یک بلندگو گذاشتند که پیوسته صدا و سرود از آن پخش می شد تا مبادا صدای دیگری بگوش برسد و قدم به قدم در حاشیه راهپیمائی نیروهای لباس شخصی بیسیم بدست ایستاده بودند. پلاکارد، پوستر و پرچم آنقدر بود که اگر کسی نماد سبزی هم استفاده می کرد به چشم نمی آمد. سرانۀ اقلام تبلیغاتی برای هر یک از حامیان دولت و وضع موجود به مراتب بیش از یک بود و اگر کسی ادعا بکند کسی از آن سو نبود که یکی از اقلام رسمی تبلیغاتی راهپیمائی را دست نگرفته باشد، گزاف نگفته است و اگر هم کسی ادعا کند که هر کس نمادی بدست نداشت لاجرم سبز بوده است ، گزاف نگفته است.


سبز ها آمدند اما هویت خود را آشکار نکردند. برخی بخاطر آنکه 22 بهمن را روز وحدت می دانستند و نه ابراز اختلاف، برخی برای پرهیز از بروز خشونت توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و آسیب دیدن خانواده ها و برخی نیز از سر ترس و بیم برخورد وبازداشت. هیچ یک از اینها شایستۀ نکوهش نیست. همه باید تلاش کنند هزینه اعتراض و مبارزه برای استیفیای حق به حداقل برسد. وقتی هزینه بالا برود عده ای به حاشیه می روند و این خواست طرف مقابل است. بر خلاف بی صبری ها، بی حوصلگی ها، وبعضاً نق و نوق های روشنفکر مآبانه که در برخی مطالب سایت ها دیده می شود، آنچه در 22 بهمن اتفاق افتاد اگرچه برای طرف مقابل برد محسوب شده است اما برای جنبش سبز شکست نبود، بلوغ بود. آنها آماده شده بودند برای درگیری و سرکوب و ما درست تشخیص دادیم و درگیر نشدیم.

نان در گیری را نه جنبش سبز می خورد و نه نیروهای دلسوز طرف مقابل. نان درگیری را آنهایی می خورند که با چاپ هفته نامه هایی بنام "همت" نشان دادند که جز به متلاشی کردن کشور نمی اندیشند.


وقتی از رهپیمائی به خانه برمی گشتم از مقابل صف نیروهای ضد شورش که باطوم در دست داشتند و ساعتها سر پا ایستاده بودند رد شدم. یک نفر که بنظر می رسید سبز باشد از یکی از آنها پرسید آیا شما مردم را می زنید؟ او با حزن پاسخ داد بخدا قسم نمی خواهیم. سپس توجه کردم! هوا صاف و تمیز بود اما تعدادی از ماموران ماسک سفید زده بودند. ترس بود یا شرم، نفهمیدم.

نامه تکاندهنده همسر کروبی: فرزندم را تهدید به تجاوز کردند+ عکس بدن مجروح علی کروبی





همسر مهدی کروبی در نامه ای به خ.ر. آنچه توسط نیروهای سپاه و پلیس در طول 24 ساعت بازداشت بر فرزندش رفته است را شرح داده است و پیرامون آنچه بر سر مردم عادی می رود ابراز نگرانی کرده. در بخشی از این نامه تاسف آور آمده است که :"علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید. هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند. .....در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم." مسئله تجاوز به زندانیان که پیش از این هم در تاریخ جمهوری اسلامی مطرح بود پس از اعتراضات مردمی خرداد ماه توسط کروبی با ارائه مستنداتی مطرح گردید. گرچه هیچگاه دستگاه قضایی ایران به این موضوع رسیدگی نکرد ، اما رسانه های سبز خبر از گزارشی دادند که توسط محسنی اژه ای دادستان کل کشور به مجلس ارائه شده و در آن مسئله تجاوز در کهریزک مورد تایید قرار گرفته است.

۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

تصاویر اتوبوس های حامل ساندیس وساندیس خوران 22 بهمن







اگه گفتین این قطارهای سفید و قرمز دو طرف خیابون چی هستند که گوگل زحمت ثبتشون رو برای شما کشیده؟













۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه

عکس های بی نظیر ماهواره گوگل از مراسم 22 بهمن در میدان آزادی





جمعیت تظاهرکنندگان در خیابانهای اطراف میدان آزادی گیر کرده اند و وسط میدان -که حصارکشی شده تا کسی جز مزدوران دولت کودتا به داخل آن پا نگذارند- خالی مانده است.



۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

درخواست حزب اعتماد ملی برای برگزاری همه پرسی




حزب اعتماد ملی با صدور بیانیه ای ضمن بر شمردن علل نابسامانی های کشور، پیشنهاداتی را برای برون رفت از بحران حاکم ارائه داده و از حاکمیت خواسته است تا با برگزاری همه پرسی نظر ملت را در باره اساسی ترین مسائل ملت کشف کند. حزب اعتماد ملی که دبیرکلی آن را مهدی کروبی بر عهده دارد در جریان حوادث بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری با محدودیت های شدیدی رو به رو شد. دفتر این حزب اواخر تابستان گذشته و پس از توقیف روزنامه "اعتماد ملی" بسته شد. به علاوه شماری از اعضای ارشد حزب در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده اند و "سحام نیوز"، پایگاه خبری این حزب نیز، مکررا مجبور به تغییر آدرس شده است. مهدی کروبی دبیر کل اعتماد ملی در ماههای بعد از انتخابات، جایگاه خود را به عنوان یکی از رهبران حرکت اعتراضی مخالفان موسوم به "جنبش سبز" تثبیت کرده است. آقای کروبی نیز همچون میرحسین موسوی دیگر نامزد اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه، پیروزی محمود احمدی نژاد را ناشی از تقلب می داند؛ اتهامی که دولت رد کرده است

تسهیلات بانکی بدون بهره جهت باز سازی عتبات

ستاد بازسازي عتبات عاليات كشور در چارچوب اهداف خود، فعاليت‌ها و طرح‌هايي را در شهرهاي مقدس نجف اشرف، كربلاي معلي، كاظمين، كوفه و سامرا انجام داده است و در دست اجرا دارد.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين ستاد طرح هم‌ياري عاشقانه در مكتب عشق اهل بيت عليهم‌السلام را با همكاري بانك صادرات براي ايجاد بستري مناسب به‌منظور گرفتن وجوه از عموم مسلمانان جهان در مشاركت و تأمين هزينه‌هاي لازم در طراحي و ساخت پروژه‌هاي مرمت، بازسازي و توسعه‌ي عتبات عاليات اجرا مي‌كند.

علاقه‌مندان و شيفتگان مكتب اهل بيت (ع) مي‌توانند با مراجعه به بانك‌ها و واريز كمك‌هاي خود به شماره حساب ‌١١٠ بانك صادرات در سراسر كشور و خارج از كشور، در اين امر خير سهيم باشند.

بانك صادرات در اين‌باره تسهيلاتي را براي مردم در راستاي اعطاي وام ‌٣٦ اقساطي به تمام افراد مراجعه‌كننده به هر مقداري كه قصد كمك داشته باشند، ماهانه به‌صورت اقساط دريافت مي‌كند و در اين‌باره هيچ ضمانت و سودي از افراد گرفته نمي‌شوند. هم‌چنين همه‌ي شعب بانك در روز راهپيمايي ‌٢٢ بهمن‌ در طول مسير آماده‌ي ثبت نام و دريافت كمك‌هاي مردم‌اند.

تا كنون ‌٥٩ پروژه در شهر نجف اشرف كه از آن جمله به طلا‌كاري طوق داخل كتيبه‌ي گنبد، راه‌اندازي شبكه‌ي ماهواره‌ي حرم و دوربين‌هاي مداربسته، سيستم‌هاي سرمايشي و گرمايشي و انتقال آب از كوفه به حرم به طول ‌٥/٦ كيلومتر، سنگ‌كاري و كاشي‌كاري حرم و اجراي ‌٥٧ پروژه در كربلاي معلي و ‌٢٥ پروژه در سامرا، كوفه و مسيب و ‌٢٠ پروژه در كاظمين مي‌توان اشاره كرد.

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حج و زيارت

سرويس: حج و زيارت
1388/11/19
02-08-2010

--------------------------------------

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

ایت اله زنجانی: محارب کسی است که به روی مردم آتش میگشاید



اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، ضمن حضور در دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله العالی) با ایشان دیدار و گفتگو کردند. در ابتدای این دیدار که صبح روز شنبه دهم بهمن ماه و در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی انجام شد، تعدادی از دانشجویان ضمن سخنانی به بیان دغدغه ها و نظرات خود پرداختند. مرجع عالیقدر پس از شنیدن سخنان حضار، ضمن تشکر از حضور آنان، سخنان خود را با بیان اینکه امام علی(ع) دو شاخص را برای حکومت دینی معرفی می کنند آغاز نموده و فرمودند: امام(ع) به عنوان امیر المؤمنین در جامعۀ اسلامی، اولین شاخص در حکومت را این موضوع می‌داند که مردم بتوانند بدون دغدغه از حکومت سئوال کنند. مطلبی که امام(ع) آن را شاخص می داند، همان نهی از منکر حاکمان است که در ادبیات دینی ما بر آن بسیار تأکید شده است و عدم رعایت این خصوصیت در جامعه بدین معنا که پرسش مردم از حکومت از بین برود، نتیجه ای به جز یک جامعه مرده نخواهد داشت. باید توجه داشت که این فرمایش کسی است که طبق اعتقادات ما معصوم و عاری از گناه است و با وجود این، آن حضرت دنبال نهادینه کردن پرسش از حاکمان و استقرار این نگاه در جامعه است که حاکمان بشرند و بشر همیشه در معرض خطاست. ایشان ضمن برشمردن دومین ویژگی حکومت دینی در نگاه امام علی(ع) فرمودند: آن حضرت در فرمایشی به مالک می‌فرمایند "الناس صنفان، امّا اخٌ لک فی الدین او نظیرٌ لک فی الخلق". به این معنا که مردم دو دسته‌اند. یا در دینشان با تو مشترک هستند، یا اینکه مثل تو انسان‌اند که در هر دو حالت محترم و مکرّم‌اند. حال سئوال اینجاست که اگر در حکومت اسلامی با این دو شاخص به انسانها نگریسته شود، آیا بین حاکمان و مردم مشکلی پیش می‌آید؟ مرجع عالیقدر افزودند: امام خمینی(ره) دنبال تشکیل حکومتی بودند که بتواند در عصر غیبت، خودش را مشابه حکومت علوی عرضه کند. ما هم اصرارمان همین است و زمانیکه می گوئیم جمهوری اسلامی با قرائت امام خمینی(ره) را می‌خواهیم، منظورمان این است که در جمهوری اسلامی با قرائت امام، مجلس در رأس امور است. در آن قرائت، میزان رأی ملت است. در آن قرائت نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی را ندارند. در آن نگاه نمایندگان مردم حق تحقیق و تفحص در همۀ مسائل کشور را دارند. در آن قرائت، سئوال و حتی شکایت از امام هم جرم نیست، کما اینکه چنین هم شد. در جمهوری اسلامی که ما می گوئیم، فرد پرسش کننده آزاد است که پرسش خود را طرح کند و به واسطه یک سئوال و یا یک نقد و یا حتی اعتراض، لقب محارب به او داده نمی‌شود. ایشان در پاسخ به سئوال یکی از حضار پیرامون تعریف فقهی و صحیح محارب و محاربه چنین افزودند: محارب و محاربه در فقه شیعی تعریف دارد و تعریفش همانی است که مرحوم صاحب جواهر و دیگر فقهای بزرگ فرموده‌اند. محاربه از باب مفاعله و از ماده حرب است و کسی را در فقه محارب می نامند که با دست بردن به اسلحه، برای ارعاب مردم اقدام کند. این نمی‌شود که من عندی و از جانب خود بیائیم و یک تعریف جدید برای محارب بگذاریم و هر کسی که ما را مورد نقد و اعتراض قرار داد، او را با این عنوان خطاب کنیم. با این تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد. ایشان با ذکر خاطره‌ای از دوران نمایندگی مجلس افزودند: زمانی که ریاست کمیسیون قضائی مجلس را عهده‌دار بودم، بحثی مطرح بود که آیا مفسدان اقتصادی، محتکران و افرادی که با انحصارهای خود سیستم اقتصادی مملکت را دچار اختلال می‌کنند، مصداق محارب هستند یا خیر و اتفاقاً برخی بر این قضیه معتقد بودند، که حضرت امام با نظر فقهی خود پیرامون اینکه این افراد را محارب نمی‌دانم، قضیه را فیصله دادند و البته این امر به معنای منع تعقیب یا محاکمۀ قانونی آنها نبود، اما بحث بر سر این است که محارب، تعریف دارد و نمی‌توان هر کسی را محارب و هر عملی را محاربه خواند. ایشان تأکید کردند: خونی که به ناحق ریخته شود، عرش خداوند را به لرزه در آورده و زجّه و نالۀ ملائکة الله را موجب می‌شود. مرجع عالیقدر در فراز دیگری از سخنان خود، آزادی را مقوله‌ای دانستند که همیشه به دست آوردن آن، در بردارنده زحمات فراوانی است و فرمودند: آزادی امر گران‌بهائی است و به سادگی به دست نمی‌آید و برای به دست آوردنش در طول تاریخ، خونهای ارزشمندی به زمین ریخته شده است. ایشان در بخش پایانی فرمایشات خود در پاسخ به سئوالی پیرامون برخی اظهار نظرها در بعضی تریبون‌های رسمی کشور و با اشاره به داستانی تاریخی از دوران شهادت امام علی(ع) فرمودند: بارها تأکید کرده‌ایم و می‌گوییم که تعریف صحیح دین و مفاهیم دینی به خصوص در زمینۀ امور اجتماعی و سیاسی، فقط از حوزه‌های مستقل علمیه بر می‌آید و آنهائی که تریبون‌های رسمی را محلی برای ارعاب و تهدید و با کمال تأسف محلی برای ارائۀ تعریف‌های ناصحیح و من‌عندی از فقه شیعه قرار داده‌اند، با دین علوی و محمّدی فاصله دارند و بیشتر برداشت‌های غلط خود از این مفاهیم را به خورد جامعه می‌دهند. در مورد همین بحث محاربه، اگر کمی دقّت شود، گویندگانی که این و آن را به این عناوین متهم می‌کنند قطعاً از دو حال خارج نیستند. یا به مبانی دسترسی ندارند و یا در صورت دسترسی، برداشت درستی از آن نداشته‌اند و برداشت غلط خود را با پیگیری هدف خاصی، به عنوان دین معرفی می‌کنند در حالی که دین و مفاهیم آن، با برخی تعاریف اینها هزاران فرسنگ فاصله دارد. مرجع عالیقدر سخنان خود را با این جمله به پایان رساندند که: همه در برابر پروردگار مسؤولیم و اگر سخنی و یا عملی از ما سر بزند که با تعریف صحیح دین و مبانی مکتب شیعی فاصله داشته باشد، فردا در برابر خداوند عالم پاسخگو خواهیم بود و آن روز دیگر برای توبه و پشیمانی دیر است و بازگشتی در کار نیست.

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

عضو شورای نگهبان : ولایت ولی فقیه ربطی به مردم ندارد چون از طرف خدا منصوب شده است!

شبکه جنبش راه سبز (جرس): عضو مجلس خبرگان رهبري تصريح كرد: ولايت پيامبر و امام در اختيار مردم نيست و ولايت ولی فقيه نيز به مردم مربوط نمي‌شود. به گزارش ایسنا، آيت ‌الله مومن، عضو مجلس خبرگان رهبري در ادامه سسله نشست‌هاي تبيين علمي موضوع ولايت فقيه در جمع طلاب گفت: مومن ادامه داد: ولايت پيامبر از ناحيه و اختيار و راي مردم نيست بلكه خدا اين منصب را قرار داده و مردم نيز چون بنده خدا هستند بايد دستورهاي خدا را اطاعت كنند. اين عضو مجلس خبرگان رهبري هم‌چنين با انتقاد از كساني كه مي‌ گویند مردم حق حاكميت دارند و خودشان بايد رهبر را انتخاب كنند تصريح كرد: اين حرف خلاف واقع است و ولايت پيامبر و امام در اختيار مردم نيست و ولايت ولايت فقيه نيز به مردم مربوط نمي‌شود. وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اين مطلب كه ولايت ولي امر از طرف خداست تصريح كرد: ما نبايد مطرح كنيم كه پس وظيفه مجلس خبرگان رهبري چيست؟ خبرگان رهبري نمي‌گويد كه ما به اين فقيه ، ولايت داديم . اظهارات این عضو شورای نگهبان در حالی است که بر طبق اصل 56 قانون اساسی "حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروه خاص قرار دهد"

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

مهندس موسوی : آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می‌نامد متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است



امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد/در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است ولی الان چنین اعتقادی نداریم/ امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد/امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند/شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم/ از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم/ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند/اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است/همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری/تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است/حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت/این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است.

مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم.امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند.تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند.به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.